ناتوردشت

ناتوردشت

نویسنده:

500,000ریال

400,000 ریال

بخشی از کتاب

نشر: نیلا

توضیحات کتاب

انتشارات نیلا منتشر کرد:

هولدن‌ کالفید، قهرمان‌ رمان‌ ناتوردشت‌، بیگانه‌ای‌ است‌ از جنس‌ بیگانگان‌ جهان‌، جوانی‌ جسور و جستجوگر که‌ حدیث‌ جستجو و جستجوگر را به‌ تصویر می‌کشد. هولدن‌ که‌ به‌ تعبیر خالقش‌، از جهان‌ «عوضی‌»، جهانی‌ به‌ وسعت‌ زمین‌، گریزان‌ است‌ و به‌ جهان‌ «قشنگ‌»، جهانی‌ محدود با مردمانی‌ به‌ ناگزیر قربانی‌، تعلق‌ دارد، همراه‌ با همراهان‌ انگشت‌شمارش‌ در پی‌ مفهوم‌ زندگی‌، سرگردانی‌ را مکرر می‌کند و از یأسی‌ به‌ یأسی‌ دیگر فرو می‌آید.
جی‌. دی‌. سلینجر که‌ هر یک‌ از آثارش‌ حادثه‌ای‌ در ادبیات‌ خوانده‌ می‌شود، از مطرح‌ترین‌ و تأثیرگذارترین‌ نویسندگان‌ معاصر آمریکاست‌. شهرت‌گریز است‌. کم‌ سخن‌ می‌گوید. بسیار می‌نویسد و به‌ ندرت‌ منتشر می‌کند.

فروشگاه اینترنتی 30بوک

تعداد مشاهده این کالا:
12406 بار
تعداد دفعات پیشنهاد شده:
70 بار
تعداد دفعات پیشنهاد نشده:
16 بار
کسانی که کتاب را خوانده اند:
49 نفر
کسانی که علاقمند کالا هستند:
238 نفر

    • نوع کالا
    • دسته بندی
    • موضوع اصلی
    • موضوع فرعی
    • نویسنده
    • مترجم
    • نشر
    • شابک
    • زبان کتاب
    • قطع کتاب
    • جلد کتاب
    • تعداد صفحه
    • وزن
    • نوبت چاپ
    • سال انتشار
    • فارسی
    • رقعی
    • شومیز
    • 207 صفحه
    • 330 گرم
    • 9
    • 1393

  • نظر شما در مورد این کتاب

    نظرات دیگر کاربران

    • تصویر کاربر

      • سحر عبدالهی تبریزی
      • پاسخ به نظر

      به جرأت میتونم بگم یکی از بهترین کتاباییه که خوندم.انقدر جذابه که نمیخوای کتابو بذاری زمین.ترجمه اش هم بدون ایراد وخوبه کیفیت کاغذ وکلا همه چیش عالی بود،ممنون سی بوک

    • تصویر کاربر

      • پریسا احتشام نیا
      • پاسخ به نظر

      در مورد این کتاب از اطرافیان همش بد شنیده بودم ولی یه حسی بهم میگفت باید بخونمش هرچند تجربه بهم ثابت کرده کتابی که این همه فروش کرده یا خیلی بده یا خیلی خوب و من دوستش داشتم فکر میکنم از اون دسته کتابهاست که هرفردی نمیتونه باهاش ارتباط برقرار کنه چقدر در تک تک صفحات دلم برای شخصیت اول این کتاب و تنهایی اش سوخت

    • تصویر کاربر

      • Saman Ravakhah
      • پاسخ به نظر

      بد نبود

    • 1
    • 2
    • 3
  • بریده ای از این کتاب

    بریده های دیگر کاربران

    • تصویر کاربر

      • مهدی مرزبان
      • 7

      همه ش مجسم میکنم چَن تا بچه ی کوچیک دارن تو یه دشتِ بزرگ بازی میکنن.هزارهزار بچه ی کوچک؛ و هیشکی هم اونجا نیس ، منظورم آدم بزرگه، غیرِ من. منم لبه ی یه پرتگاه خیلی خطرناک وایساده م و باید هرکسی رو که که می آد طرفِ پرتگاه بگیرم_یعنی اگه یکی داره میدوئه و نمیدونه داره کجا میره من یه دفه پیدام میشه و میگیرمش. تمام روز کارم همینه. ناتورِ دشتم.

    • تصویر کاربر

      • مهنوش مدبر
      • 49

      به درک که خدافظیش غم انگیز یا ناجوره ولی وقتی دارم از جایی می رم دوس دارم بدونم که دارم می رم.آدم اگه ندونه داره واسه همیشه از جایی میره احساسش از خدافظی هم بدتره.