قصه های سرزمین دوست داشتنی

قصه های سرزمین دوست داشتنی

نویسنده:
نشر:

موجود نیست

دفعات مشاهده کتاب
345

دفعات پیشنهاد کتاب
0

کسانی که کتاب را بخوانند
0

کسانی که کتاب را پسندیدند
13

کسانی که کتاب را نپسندیدند
1

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب قصه های سرزمین دوست داشتنی

وقتی مالوی برگشت پشت میزش در واشنگتن رفت سراغ پرونده هایی که آن ها را به خاطر مرگ پسر در رزگاردن گذاشته بود کنار.یکی از آن ها کیفر خواست امکان باج گیری بود.واقعا سوژه ای داغ اما همین که نشست فکرش هزار راه رفت. دفترش اتاقکی با پارتیشن شیشه ای بود مشرف به دفتر مرکزی بود و میزهای ردیف شده داشت جایی که منشی ها و آن ها که جایگاهی پایین تر از بازرس داشتند سرکارشان بودند. وقتی تلفن ها زنگ می زدند انرژی می گرفت آدم هایی بودند که تروفرز می رفتند دنبال کارشان اما نمی توانست جلو این احساسش را بگیرد که دارد یک اتاق پر بچه نگاه می کند مطمئنا آن جا هر کسی دست کم بیست سال از او جوان تر بود لاغرتر و پر انرژی تر.

دفعات مشاهده کتاب
345

دفعات پیشنهاد کتاب
0

کسانی که کتاب را بخوانند
0

کسانی که کتاب را پسندیدند
13

کسانی که کتاب را نپسندیدند
1

  • نظر شما در مورد این کتاب

    نظرات دیگر کاربران

  • بریده ای از این کتاب

    بریده های دیگر کاربران