این کتاب شرح چند ماه زندانی است که آرتور کوستلر در دوران جنگ داخلی اسپانیا در خوف از اعدام سپری کرده است. کتاب کاملاً مستند است، اما زمینه‌ی سیاسی و تاریخی در آن اهمیت چندانی ندارد. کوستلر خود می گوید دلبستگی اصلی من در این کتاب یک دلبستگی خویشتن نگرانه بوده است: تأثیر روان شناختی سلول اعدام. کوستلر در طول ماه‌های اسارت شاهد اعدام هم زنجیرهایش بود و هر لحظه نیز فکر می کرد خودش را هم اعدام خواهند کرد.
کوستلر در این کتاب داستان دیدارش با مرگ را برای ما می گوید. دورانی که او در طی جنگ‌های داخلی اسپانیا به دست نیروهای فاشیست افتاد و محکوم به اعدام شد. صد روز در زندان مالاگا و سویل ماند و در این صد روز، هر ساعت و هر لحظه در انتظار جوخه ی آتش بود.

او می نویسد:

مردن حتی اگر در خدمت هدفی غیرشخصی باشد همیشه امری شخصی و خصوصی است. بنابراین، ناگزیر این صفحات، که بیشترش در خوف و انتظار واقعی مرگ نوشته شده است، خصلتی شخصی و خصوصی دارد. افکاری که در سر یک مرد محکوم می گذرد، از نظر روان شناختی جالب است. نویسندگان حرفه ای کمتر امکان داشته اند چنین جریانی را شخصاً تجربه کنند. من سعی کرده ام این افکار را تا آن جا که می توانسته ام صریح و مختصر و مفید ارائه دهم. اما نکته دیگری هم هست: معتقدم که جنگ ها فقط ده درصدشان عملیات جنگی است و نوددرصد باقی، رنجی است که به چشم نمی آید. بنابراین شاید این شرح مرده شوی خانه های دربسته ی نفوذناپذیر اندلس ماهیت جنگ داخلی اسپانیا را بهتر از شرح نبردها آشکار کند.

آرتور کوستلر در پنجم سپتامبر ۱۹۰۵ در بوداپست متولد شد. پس از پایان دوره‌ی دبیرستان برای ادامه‌ی تحصیل به دانشگاه وین رفت. از سال ۱۹۲۷ کار نویسندگی را در انتشارات اولشتاین در برلین شروع کرد و یگانه خبرنگاری بود که در سفر علمی گراف زیپلین به قطب شمال شرکت داشت. جذبه‌ی جنگ داخلی اسپانیا او را هم مثل بسیاری دیگر از نویسندگان بزرگ ـ جورج اورول، آندره مالرو و ارنست همینگوی ـ به اسپانیا کشاند و او که عمیقاً طرفدار جمهوری خواهان بود به عنوان خبرنگار روزنامه‌ی نیوز کرونیکل عازم مالاگا شد و پس از سقوط مالاگا به دست ارتش فرانکو گرفتار آمد. سرانجام با وساطت وزارت امور خارجه‌ی انگلستان با یک زندانی دیگر مبادله شد و به انگلستان بازگشت.

Arthur_Koestler

او که از سال ۱۹۳۱ عضو حزب کمونیست بود پس از بازگشت از اسپانیا با گرفتن موضعی انتقادی در سال ۱۹۳۸ از حزب کمونیست کناره گرفت. در آغاز جنگ جهانی دوم کوستلر سردبیر هفته نامه‌ای را در فرانسه برعهده داشت که هم ضدهیتلر و هم ضداستالین بود. کوستلر را در سال ۱۹۳۹ نیز فرانسوی‌ها زندانی کردند. پس از آزاد شدن به انگلستان گریخت و در ۱۹۴۱ به ارتش بریتانیا پیوست. در همین زمان با انتشار کتاب «ظلمت در نیمروز» و افشای جنایت‌های استالین شهرت جهانی پیدا کرد. کوستلر اواخر عمر را در لندن به سر برد و در یکم مارس ۱۹۸۳ به اتفاق زنش و به پیروی از هدف انجمن «exit» که عضو آن بود به زندگی پرماجرای خود خاتمه داد.

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود