دیگر بس نیست شنیدن منم‌منم کردن‌های افراد دوربرمان؟ دیگر وقت آن نرسیده است که بدانیم چه بسا با مبارزه با خودپسندی خودمان شاید بشود راه درست موفق شدن را یافت؟ 

خودت را بشناس، خود شکن آیینه شکستن خطاست و ...

چاره چیست؟

برویم سر وقت کتاب توصیه‌هایی به جوانی که می‌خواهد به جایی برسد

درحالی‌که کتاب‌های تاریخ مملو از داستان‌های نوابغ خودشیفته و آینده‌نگری است که دنیا را با نیروی محض و نامعقولانه‌ی خود زیرورو کرده‌اند، اگر خارج از دام کلیشه‌ها جست‌وجو کنیم خواهیم فهمید که تاریخ همچنین به‌ دست اشخاصی شکل گرفته که در هر قدم از راه با خودپسندی خود جنگیده‌اند؛ کسانی که از توجه مردم دوری کرده و اهداف‌شان را بر تمایل‌شان برای شناخته‌شدن اولویت داده‌اند. درگیری با چنین داستان‌هایی و بازگویی‌شان روش نویسنده این کتاب برای آموزش شیوه‌ی خاص خود در خودیاری می‌باشد.

نویسنده‌ی کتاب رایان هالیدی می‌گوید:

 

احساس خاص‌ بودن یا قدرت اختیار و انگیزه‌ داشتن همیشه خوب است؛ اما هدف کتاب این نیست. در عوض، صفحات این کتاب را به این منظور تنظیم کرده‌ام که شاید به همان چیزی که من در آخر رسیدم شما هم برسید و آن‌ هم این است که «خودتان را بیش‌تر دست‌کم بگیرید». امیدوارم روی داستانی که درباره‌ی منحصربه‌فرد‌‌‌‌بودن‌تان تعریف می‌کنید، کم‌تر حساب کنید و در نهایت، برای انجام کاری که قرار است با آن دنیا را دگرگون کنید فرصت کافی پیدا کنید.

 

و در آخر این که نویسنده پس از مرور خودپسندی در تاریخ و اطرافیان اعتراف جالبی برای ما دارد:

 

از بیسمارک نقل می‌شود که «بالاخره هر احمقی هم می‌تواند از تجربه‌ی خودش عبرت بگیرد؛ ترفند اصلیْ عبرت‌گرفتن از تجربه‌ی دیگران است.» این کتاب حول ایده‌ی دوم شکل گرفت و در کمال شگفتی خودم، میزان دردناکی از ایده‌ی اول را هم شامل شد. به‌ قصد مطالعه‌ی خودپسندی شروع کردم و به درون خودپسندیِ خودم و خودپسندیِ کسانی که سال‌ها الگوی خود می‌دانستم فرورفتم.
شاید لازم باشد که شما هم مقداری از آن‌ را خودتان تجربه کنید.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود