روایت کربلا از زبان اسب‌ها…

 

اسب امام: از من قاصد بدخبرتر دیده‌اید؟ وقتی تنها به خیمه رسیدم، زنان غریبانه مرا نگریستند و گریستند… و اسب‌ها خیره در من، که چه شد سوارت در هُرم آفتاب رها کردی! و من سرفراز سر از این ملامت فراز کردم به جست‌و‌جوی شهربانو… مرا بگویید: شهربانو کجاست؟

واقعه‌ی کربلا واقعه‌ای بی بدیل و جانسوز در تاریخ اسلام و جهان است که احتمالاً همه‌ی ما روایت آن را شنیده و یا خوانده‌ایم. روایت‌های زیادی از زبان افراد مختلف که گاهی برایمان عجیب و باور نکردنی و گاهی تلخ و حقیقی بوده است. اما آنچه که در باور همه‌ی ما جا دارد واقعیتی است که در آن واقعه برای امام حسین (ع) و یارانش رخ داده و هنوز که هنوز است بعد از هزاران سال داغ آن برای دوست‌داران آن امام تازه است.

تابلوی عصر عاشورا اثر استاد محمود فرشچیان

 

روایت‌های تکراری و گاهاً اغراق آمیز از عاشورا باعث شده برخی علاقه‌ای به خواندن و شنیدن روایاتی از این قبیل نداشته باشند. بسیارند کسانی که دست به نوشتن داستان‌هایی زده‌اند و از زوایای مختلفی این واقعه را برای ما روایت کرده‌اند تا جذابیت آن را برای مخاطب دو چندان کنند.

به بهانه‌ی آغاز ماه محرم، می‌خواهیم کتابی را به شما معرفی کنیم که روایتی نوآورانه از این واقعه را برای ما در قالب یک نمایشنامه به قلم درآورده است.

روایت عاشورا از زبان اسب‌ها! این بار ماجرا را از زبان اسب‌ها بخوانیم

نمایشنامه‌ی اسب‌ها به نویسندگی محمد رحمانیان نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر کشورمان، حکایتی است از اسب‌هایی که زبان به روایت وقایع کربلا می‌گشایند و تنها مرد مهتر کوفه‌ای که در اصطبل خود در خارج از شهر زندگی می‌کند، زبانشان را می‌داند و می‌فهمد. اسب‌هایی که از آشکار و نهان سواره‌هایشان آگاهند و حقیقت را برای ما شرح می‌دهند.

رحمانیان در این کتاب تصویر جدیدی از واقعه عاشورا را پیش چشمان مخاطب به تصویر می‌کشد و به تحلیل رفتار انسان‌هایی می‌پردازد که به ظاهر از واقعه دورند اما باید تکلیفشان را با اصل ماجرا یعنی جدال ابدی حق و باطل مشخص کنند.

images

 

مرد اسبی: حرف آخر همان که گفتم… تا سه ماه پیش از این، خوش بودم با اسب‌هایم… جهان اندک بود و کوچک بود و تمام می‌شد تا دیوار اسطبل… تا واقعه‌ی حسین آمد و روز عزای اسب‌ها رسید و دیدم حسین و اسب‌هایم باهم از جادّه‌ی خون گذشتند… امشب سر بُریده‌ی اسب‌ها و فردا سر بُریده‌ی حسین! که این سرنوشتی محتوم است ایشان را!

 

این نمایشنامه نخستین بار در اردیبهشت و خرداد سال ۱۳۸۳ با اجرای گروه پرچین به کارگردانی محمد رحمانیان در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت. در این نمایش بازیگران برجسته‌ای همچون علی عمرانی، رضا بابک، بهناز جعفری، مهتاب نصیرپور، هومن برق‌نورد و… به ایفای نقش پرداختند.

 

۳۰بوک این کتاب را به تمام کسانی که خسته از اغراق‌ها و حواشی ساختگی عده‌ای از راویان این واقعه، به دنبال یک روایت منحصربه‌فرد از واقعه‌ی عاشورا هستند پیشنهاد می‌کند.
علاوه برآن اگر از فعالان حوزه‌ی نمایش هستید و علاقه‌مند به اجرای نمایشی با این مضمون، خواندن این نمایشنامه را از دست ندهید.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود