این کتاب، خاطرات لیسا برنان جابز از پدرش استیو جابز، بنیان‌گذار شرکت اَپل است.

دختری که استیو جابز انکارش کرد:

 

من برای پدرم اهمیتی نداشتم.

 

لیسا نیکل برنان در ۱۷ می سال ۱۹۷۸ در اورگان، ایالات متحده به دنیا آمد. مادرش کریس برنان و پدرش استیو جابز در دبیرستان آشنا شده بودند. پس از آنکه استیو جابز در سال ۱۹۷۷ کمپانی اپل را تاسیس کرد، زندگی مشترکش را با کریس آغاز نمود. آنها در یک خانه در نزدیکی دفتر اپل، زندگی می‌کردند. پس از آنکه کریس باردار شد، استیو فرزندش را نپذیرفت. کریس به رابطه‌اش با او خاتمه داد، خانه را ترک کرد و با کار در منازل دیگران به کسب درآمد پرداخت. سه روز پس از تولد لیسا، پدرش به دیدن او آمد. کریس و استیو نام او را لیسا گذاشتند. استیو نام پروژه‌ای که در آن زمان در دست داشت را اپل لسیا گذاشت. مدتی نگذشت که استیو جابز این کودک را انکار کرد و گفت که فرزند او نیست و اپل لیسا ارتباطی با لیسا ندارد.

انکار استیو به تشکیل یک پرونده‌ی حقوقی منجر شد و حتی بعد از اینکه آزمایش دی‌ان‌ای ادعای کریس را تایید کرد، استیو جابز همچنان دخترش را انکار می‌کرد. او می‌گفت که طبق نتیجه‌ی آزمایش، ۲۸ درصد از مردان آمریکایی می‌توانند پدر لیسا باشند.

سال‌ها بعد وقتی جابز شرکت اپل را ترک کرد، دختر ۹ ساله‌اش را به رسمت شناخت و بابت رفتارش عذرخواهی کرد. او نام خانوادگی لیسا را نیز به برنان – جابز تغییر داد. تا پیش از آن لیسا از نام خانوادگی مادرش، برنان، استفاده می‌کرد. استیو جابز در نهایت پذیرفت که اپل لیسا را از نام فرزندش گرفته بود.

لیسا حالا در کتاب خاطراتش از پدرش می‌گوید، اینکه پس از ورود به زندگی‌اش، عمارت‌های لوکس، تعطیلات پرخرج و مدارس خصوصی را برایش به همراه آورد. توجهی که به لیسا نشان می‌داد مجذوب کننده بود اما گاهی هم رفتارش سرد و غیرقابل پیش‌بینی میشد. وقتی در نوجوانی روابطش با مادرش دچار تلاطم شد، به خانه‌ی پدرش رفت تا با او زندگی کند، با این امید که او همان پدری باشد که همیشه در آرزویش بود. اما اتفاقات تلخی در انتظارش بود. استیو غلب اوقات عصبانی می‌شد و بر لیسا فریاد می‌کشید و گاهی هزینه‌هایش را پرداخت نمی‌کرد، حتی یکبار به لیسا گفته بود که چیزی از ثروتش به او نمی‌رسد. لیسا می‌گوید که استیو نمی‌توانست کار و خانواده‌اش را همزمان حفظ کند و وقتی در کارش ناموفق بود، بیشتر به سمت لیسا می‌آمد، با اینحال لیسا برای او آرزوی شکست نمی‌کرد و در مورد شرکت اپل به دوستانش فخر می‌فروخت. او تنها می‌خواست یک رابطه‌ی پدر – دختری عادی با او داشته باشد.

خواهران استیو جابز و همسر او گفته‌اند که این کتاب با تصویری که از استیو در ذهن دارند بسیار متفاوت است و استیو عاشق لیسا بود.

لیسا می‌گوید خوشحال است که این کتاب را در زمان حیات پدرش ننوشته است زیرا بطور حتم در زیر سایه‌ی پدرش قرار می‌گرفت. او در این کتاب تصویری متفاوت با آنچه مردم از استیو جابز در ذهن دارند ارائه داده است. لیسا می‌نویسد که برای پدرش، فرزند مهمی نبوده است و برای همین اسم این کتاب را «انسان بی‌اهمیت» گذاشته است. استیو جابز هفت سال پیش بر اثر سرطان از دنیا رفت.

وقتی از دنیا می‌رفت، به او گفتم شاید دفعه‌ی بعد، اگر دفعه‌ی بعدی در کار باشد، بتوانیم دوست باشیم.

 

ترجمه: الناز آذری

منبع: businessinsider

– فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود