«بروس لی» فقط رزمی‌کاری ورزیده و بازیگری نوآور نبود. هر چند برای ماندگار و محبوب شدنِ بروسی لی درخشش در همین دو کار هم کافی بود اما او علاوه بر همهٔ این‌ها فلسفه خواند و آن را در زندگی روزمره‌اش به کار بست و ظاهراً تکه کلامش «خودت را بشناس» بود.

او ترکیب موفقیت‌آمیزی از پرورش همزمان جسم و روح بود. بروسی لی بدن ورزیده را در کنار ذهنی پویا داشت و این‌ها او را به فلسفه‌ای شخصی رساند. فلسفه شخصی او هم به اندازهٔ هنر رزمیش خلاقانه به حساب می‌آید و به چارچوب‌های از پیش آماده تن نداده است. او فلسفهٔ شرق و غرب را با هم ترکیب کرده و از هر گلستان ورقی برده است. شیوه‌ای که بروس لی در هنرهای رزمی به کار بست، نتیجهٔ نگاهش به مسئله یادگیری بود. دیدگاهی که شاید بدبینانه به نظر بیاید اما بار اصلی مسئولیت را بر گردن «شاگرد» می‌اندازد و از او خلاقیت می‌طلبد:

معلم حقیقت رو ارائه نمی‌ده، معلم راهنماست و به حقیقتی اشاره دارد که هر شاگردی خودش باید اون رو پیدا کنه. معلم خوب فقط شتاب‌دهنده است (ص: ۱۱).

کتاب «افکار بارز» نتیجهٔ خلاقیت بروس لی به عنوان شاگرد فلسفه است. شاگردی که خودش یک استاد تمام عیار است. استادی که تمرکزش بر زندگی روزمره و مسائل آن است و این کار را با ساده‌ترین کلمات و سرراست‌ترین جمله‌بندی‌ها انجام می‌دهد.

بروس لی خلاصه و فشردهٔ افکار و باورهایش را در کتابی با هشت بخش آورده است: بخش اول را با «اصول اولیه» شروع می‌کند و بعد به ترتیب «در باب انسان بودن»، «در باب مسائل وجود» و «در باب موفقیت» و «در باب هنر و هنرمندان» و «در باب آزادی شخصی» و «فرآیند شدن» و «در باب اصول غایی» حرف می‌زند:

میل شدید، استعدادها و فرصت‌های خودش را خلق می‌کند؛ بهمان می‌گویند استعداد فرصت‌های خودش را خلق می‌کند ولی گاهی به نظر می‌رسد میل شدید نه تنها فرصت‌های خود، بلکه استعدادهای خود را هم می‌آفریند(ص: ۱۱۳).

در این کتاب خبری از اصطلاحات سخت و نام فیلسوفان و ارجاعات دانشگاهی نیست. بروس لی درک خودش را به دوستانه‌ترین شکل ممکن نوشته است، با این حال، خواننده گاهی به جملاتی می‌رسد که باید چند باری آن را بخواند اما نه به این دلیل که سخت و مبهم است بلکه برعکس چون لذت چشیدن جمله‌ای مختصر و مفید را به خواننده‌اش می‌دهد:

اندوه به مثابه آموزگار؛ اندوه بهترین آموزگار ماست. انسان با یک قطره اشک فراتر می‌بیند تا با تلسکوپ (ص: ۱۰۰)

 

کتاب افکار بارز با ترجمهٔ محمدرضا شفاهی از سوی نشر میلکان و در ۱۸۳ صفحه منتشر شده است.

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود