ایران کشوری‌ست با فرهنگ و تاریخی غنی. تاریخی که برخلاف نظر عده‌ای که اعتقاد داشتند ایرانیان پیش از اسلام فاقد تاریخ‌اند، هزاران سال قبل از پیدایش اسلام را نیز شامل می‌شود. تاریخی خاص که با سنت شاهنامه‌نویسی زنده مانده است. یکی از آثار فاخر بازمانده در این زمینه شاهنامه فردوسی است که دغدغه‌هایی از جنس تاریخ‌های بعد از خود دارد.

ساقی گازرانی نویسنده کتاب ضحاک و آرش کمانگیر در این دو کتاب سروقت دو داستان ناب از اساطیر ایران رفته است.

وی در کتاب ضحاک سعی دارد با کندوکاو در داستان‌های شاهنامه، از جمله داستان ریشه دار، کهن و بسیار تأثیرگذار ضحاک، ردّ پای زورآزمایی‌های سیاسی را در سده‌های گوناگون تاریخی که بر آن گذشته است مورد بررسی قرار دهد.
گازرانی در کتاب حاضر در ابتدا به عناصری از داستان مانند اسطوره‌ی اژی‌دهاک اوستا با داستان آستیاگ،آخرین شاه ماد پرداخته است. سپس اشاره‌ای به تفسیرها و تغییراتی که دو خاندان از خاندان‌های اشکانی در داستان ضحاک اعمال کرده‌اند و انگیزه‌شان از این تغییرات دارد. و در آخر به این نکته می‌پردازد که چرا و چگونه تبار ضحاک در دوران شکل‌گیری تاریخ نگاری اسلامی و به دنبال آن توصیف فردوسی از ضحاک به مساله‌ای بحث برانگیز تبدیل شد.

ساقی گازرانی در کتاب آرش کمانگیر نیز به یک سوال اساسی پاسخی یکسره نو و متفاوت است داده است. اینکه چرا داستان آرش کمانگیر در شاهنامه‌ی‌ فردوسی نیامده؟

اگرچه او نیز چنان که معمول است با متد تاریخی به سراغ تاریخ اشکانیان و گزارش‌های سکه‌شناسی و تاریخ‌های اوایل عصر اسلامی می‌رود، اما آنچه به‌ویژه این پاسخ را رنگی از هیجان و تمایز می‌بخشد آن است که داستان آرش کمانگیر از نگاه او، قطعه‌ای از پازل بزرگ داستان‌های سنت شاهنامه‌نگاری محسوب می‌شود، سنتی که برای ایرانیان پیش از اسلام به مثابه‌ تاریخی شفاهی و سپس کتبی عمل کرده است. نویسنده با کندوکاو در روایت‌های گوناگون این داستان، نشان می‌دهد که چگونه اسطوره‌ای کهن، در منازعاتِ قدرت و کشمکش‌های مشروعیت‌یابی و مشروعیت‌زداییِ دستخوش تغییر و تحول می‌شود.

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود