سه شنبه , اردیبهشت ۳ ۱۳۹۸
خانه / دسته‌بندی نشده / بیوه‌کشی/ یوسف علیخانی/ نشر آموت

بیوه‌کشی/ یوسف علیخانی/ نشر آموت

1677293بیوه‌کشی قصه‌ی خیال است، خیالی که می‌آید و نمی‌رود. روایت تاریخیِ «انسان» است که قلبی، درون سینه‌اش می‌‌تپد و این‌بار «خوابیده خانم»، بار این روایت را بر دوش می‌کشد. خوابیده، دختری است روستایی که دل به مردی به نام «بزرگ» می‌بندد و خودش در کوران حوادث تلخ زندگی‌اش، بزرگ عمل می‌کند.

او در حالی به خانه‌ی بخت می‌رود که چشم پسرخاله‌اش، «اژدر»، در پی اوست. عمر عشقِ خوابیده و بزرگ، کوتاه است و قدر دنیا آمدن دخترشان، «عجب‌ناز». بعد از آن، مرد می‌میرد؛ مرگی افسانه‌ای و ناهنگام که رد پای کینه‌ی اژدر در آن دیده می‌شود.

بزرگ می‌میرد تا غصه‌ی خوابیده، یک‌شبه بزرگ و تبدیل به بغض شود؛ بغضی که تا به آخر رمان، نمی‌ترکد. حالا این بیوه‌زن، بنا به رسم روستای «میلک»، باید به عقد برادرشوهرش دربیاید: «می‌دانست که این تازه آغاز ماجراست و ماجراها خواهد داشت از این تاریخ.»

خوابیده، انسان است، انسانی که قلبی درون سینه‌اش می‌تپد و خاطرات کم، اما عمیقی که از عشقش دارد، نمی‌گذارد او تمام‌و‌کمال، دل به مرد دیگری بدهد؛ این همان وجه انسانی اوست که از سوی اطرافیانش نادیده گرفته‌ شده، بارها و بارها روحش، کشته و هربار برای روبه‌روشدن با جدال و جنگی تازه، زنده می‌شود. او حتا زمانی که مرد دیگری وارد زندگی‌اش می‌شود، می‌گوید: «من هنوز باور نکردم مرگ بزرگ را.»

جسم خوابیده باید که هفت بار، تسلیم دنیای مردانه شود؛ درحالی‌که روحش، هیچ‌وقت در برابر این تقدیر، سر خم نمی‌کند. این بزرگ است که در ذهن او بزرگ می‌ماند و از سرش بیرون نمی‌رود؛ «مگر می‌توان نقشی را که روی دیوار سیمانی کشیده‌می‌شود، به این راحتی‌ها از بین برد؛ آن هم نقشی که نه یک‌باره که نوانوا همراهِ آهنگ نوای نیِ بزرگ، توی ذهنش رفته بود.»

بیوه‌کشی روایت زنی است که روحش به‌طرزی غیر‌انسانی به مسلخ برده می‌شود و او چاره‌ای جز سکوت، در برابر رسوم و سنت‌های غلط اجدادی‌اش ندارد؛ «خوابیده خانم می‌شنید و سرش درد می‌گرفت و کلمه، می‌نشست توی خاکِ خیسِ کله‌اش و بعد کلمه‌ها رشد می‌کردند و دردش می‌آمد، اما هیچ‌وقت کلمه‌ها را به زبان نیاورد؛ سرش شده بود گورستان کلمه‌های ناخوب.»

ریشه‌ی تمام ستیزها و پلیدی‌های روایت‌شده در این رمان، به موجودی افسانه‎‌ای به نام «اژدرمار» برمی‌گردد که در قالب شخصیت اژدرِ قصه، پسرخاله‌ی خوابیده، نمایان می‌شود. این‌ها وجوهی است که رمان «یوسف علیخانی» را وهمی و فراواقعی می‌کند.

بیوه‌کشی قصه‌ی خیال است، خیالی که می‌آید و نمی‌رود و این نرفتن، درنهایت، خوابیده را وادار به طغیان می‌کند. او دست دخترش، عجب‌ناز، را می‌گیرد و برای غلبه‌کردن به خاطره‌های تلخ زندگی و پایان دادن به آن‌ها، عصیان می‌کند؛ عصیانی که باید سطر به سطرش را خواند و همراهی‌اش کرد تا بتوانی امیدوار شوی به این‌که روزی روح انسانی، به آزادی و آرامش دست می‌یابد.

 

درباره مجله ی 30بوک

مجله ی 30بوک
همین چند وقت پیش (آخرهای 1394) بود که جوان، صمیمی، پرانرژی و لبریز از ایده، به‌عنوان یک دارودسته‌ی تبعیدیِ کرمِ‌کتاب دور هم جمع شدیم تا به رویای معرفی و فرستادن کتاب به دوردست‌ترین کتاب‌خوارهای ایران برسیم. ما نه عینک گرد می‌زنیم، نه سبیل بلند داریم (به جز یک مورد) و نه زیاد اهل کافه رفتنیم. ما تیم بچه‌معمولی‌های 30‌بوک هستیم: ذله‌کننده‌ی سرمایه‌گذارهای دست‌به‌عصا، حامیان تمام‌عیار احمقانه‌ترین و جسورانه‌ترین ایده‌ها، و کَنه‌ی حل غیرممکن‌ترین مسئله‌ها. اگر جوانید (دل‌تان را می‌گوییم!)، یک جای خالی هم برای شما توی بوفه کنار گذاشته‌ایم. به دنیای 30بوک خوش آمدید!

این نوشته را هم ببینید:

ترامپ از تمام راهبردها برای خودکامگی بهره می‌برد

گفت‌وگو با استیون لویتسکی و دانیل زیبلات نویسندگان کتاب «دموکراسی‌ها چگونه می‌میرند» استیون لویتسکی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *