شخصیت اصلی داستان پسری است به نام «کالین» که معیار اصلیش برای دوستی نام‌ است. او فقط «کاترین»‌ها را می‌خواهد و ۱۹ کاترین او را نخواستند. کالین ناامید نمی‌شود و برای این‌که ناکام از دنیا نرود، طرحی می‌ریزد تا بتواند آیندهٔ روابط عاشقانه را پیش‌بینی کرد.

تئوری او با زبانی طنزآمیز پیش می‌رود و خوانندهٔ نوجوان را در اجرای این ماموریت با خود همراه می‌کند:

هوا گرمه، و دارم به سرما فکر می کنم که خودم رو خنک کنم. و اون روزی رو یادم اومد که داشتیم با هم از تماشای اون فیلم چرته برمی گشتیم. یادته کاترین؟ تو گیندینگز بودیم، برف همه جا رو ساکت کرده بود، من هیچ صدایی رو تو دنیا نمی شنیدم جز صدای تو. هوا خیلی سرد بود، همه جا ساکت بود، و من خیلی عاشقت بودم. الان هوا گرمه، بازم همه جا ساکته، و من هنوز عاشفتم.

«جان گرین» نویسندهٔ آمریکایی جوانی است که تا الان چندین بار جایزهٔ سالیانهٔ «بهترین کتابِ نوجوانان» را با خود به خانه برده است. حالا یکی از همین کتاب‌های تحسین شدهٔ او به فارسی ترجمه شده است.

«وفور کاترین‌ها» بعد از «نحسی ستاره‌های بخت ما» دومین کتاب این نویسندهٔ محبوب است که هر دو هم از سوی یک مترجم و ناشر به دست خوانندگان رسیده است.

وفور کاترین‌ها

نویسنده: جان گرین

مترجم: آرمان آیت‌اللهی

ناشر: آموت

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود