داشتن زندگی جاودانه از گذشته‌های دور آرزویی دست نیافتنی برای بشر بوده است. همه می‌خواهند کلید پایان زندگی دست خودشان باشد.

تصور کنید زندگی مانند یک ضبط صوت دکمه پخش و توقف داشت و می‌توانستید برای مدتی دکمۀ توقف را بزنید و بعد از آن دوباره آن را پخش کنید. با این حساب شما توانسته‌اید در تونل زمان سفر کنید؛ توانسته‌اید مرگ و زندگی را با هم در تلاقی قرار بدهید و جاودانگی را تجربه کنید.

درست است که تمام این‌ها دغدغه‌های همیشگی انسان بوده است؛ اما اینجا این سؤال مطرح می‌شود که آیا واقعا زندگی تا بی‌نهایت انسان را راضی خواهد کرد و آیا واقعا لذت‌بخش خواهد بود؟

رمان کِی صفر را می‌توان یکی از عمیق‌ترین کارهای دان دُلیلو به شمار آورد. این داستان فوق‌العاده با درون‌مایۀ علمی-تخیلی که رگه‌های فلسفی و در بخش‌هایی حتی احساسی و عاشقانه دارد، شما را به جایی می‌برد که در آن ابداعی در علم پزشکی انجام شده تا بتوانید با آن همه چیز را به چالش بکشید: زمان، سرنوشت، بخت، جاودانگی و از همه مهم‌تر مرگ را.

کی صفر

نویسنده: دان دلیلو

مترجم: سهیل سمی

ناشر: چترنگ

جفری لاکهارت ، راوی داستان، پسر جوانی است که به مجموعۀ سرّی پدر میلیاردرش، راس لاکهارت، می‌رود که قرار است در آنجا انسان‌ها را منجمد کنند تا در آینده با پیشرفت علم بتوانند زندگی دوباره و حتی زندگی جاوید به آنها ببخشند. بیماریِ آرتیس، همسر دوم راس، انگیزۀ او برای دست زدن به چنین نوآوری پزشکی بوده است؛ و پولی که خمیرۀ وجودش را تشکیل می‌داد، وسیله‌ای برای به ثمر رساندن این مهم.

جفری که هیچ‌گاه نتوانست دلیل اینکه پدرش، مادرش را ترک کرد، بفهمد؛ با ذهنی کاملاً متفاوت با پدرش چالشی بین خود و او را تجربه می‌کند، که در واقع قرار گرفتن دو دنیای متفاوت در برابر یکدیگر است. و در واقع کل داستان، روایت سنجش تاریکی‌های این دنیا مانند قتل و قحطی و ترورسیم و… در مقابل انسانیت و عاطفۀ این زندگی با همۀ دردهایش است.

مجلۀ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود