تصور کنید در حال شنیدن یا خواندن یک ماجرای هیجان انگیز و پر رمز و راز هستید. مثلا یک ماجرای جاسوسی! ترجیح می‌دهید راوی خودش نیز بخشی از آن ماجرا باشد یا داستانی ساخته ذهنش را برایتان روایت کند؟
قطعا شنیدن یک ماجرای جاسوسی از زبان یک جاسوس لطف دیگری دارد!

ادبیات جاسوسی و جنایی به خودی خود یکی از پرطرفدارترین و البته جذاب‌ترین سبک‌های ادبیات است. چرا که همیشه مخاطبینش را میخکوب می‌کند و وادارشان می‌کند برای کشف لایه لایه‌های داستان، ماجرا را بی وقفه تا انتها دنبال کنند.
اما اگر نویسنده‌‌ داستان خود نیز روزی جاسوس بوده باشد، این جذابیت دوچندان نمی‌شود؟ البته که می‌شود.

پس پیشنهاد امروز ما را از دست ندهید. راوی این کتاب جاسوس ماهریست یا بهتر است بگوییم بوده است!

دیوید جان مور کورن‌ول با نام مستعار جان لوکاره، جاسوس و نویسنده معروف داستا‌ن‌های جاسوسی بریتانیایی‌ست. وی قبل از روی آوردن به نویسندگی در سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (MI6) فعالیت می‌کرد و نتیجه فعالیت آن سال‌ها را به خوبی در آثارش منعکس کرده است.
او به دلیل فعالیتش در MI6 موظف بود آثارش را با نام مستعار چاپ کند و این نام حتی پس از اتمام دوران خدمتش نیز با او ماند. لوکاره پس از موفقیت مالی چند کتاب نخستش تصمیم گرفت کار در MI6 را رها کند و برای همیشه در حرفه نویسندگی باقی بماند. به همین دلیل اصرار دارد او را بیشتر یک نویسنده بدانند تا یک جاسوس!

John-le-Carré

میراث جاسوسان

داستان این کتاب داستان شخصیت‌های واقعی‌ست که بار دیگر با قلم لوکاره پا به دنیای ادبیات گذاشته‌اند و مهر تاییدی شده‌اند بر قدرت قلم و نثر این نویسنده. لوکاره در این کتاب به موشکافی خاطرات و اسناد به جا مانده از دوران جنگ سرد می‌پردازد و تکه‌های پازلی را که برای پنجاه و نه سال از نظرها پنهان بوده‌اند به دست مخاطبان خود می‌سپارد.

پیتر گویلم، شخصیت اصلی این رمان، مامور بازنشسته سرویس مخفی بریتانیاست که پس از سال‌ها نامه‌ای از آن سازمان دریافت می‌کند و برای توضیح درباره اقداماتی که طی دوران فعالیتش در سرویس انجام داده، به لندن فراخوانده می‌شود و…

گویلم در واقع در این داستان به شرح و بسط رویدادهای رمان قبل لوکاره ” جاسوسی که از سردسیر آمد”، می‌پردازد و از اطلاعات سرویس در برابر نسل جدیدی که هیچ خاطره‌ای از جنگ سرد ندارد، دفاع می‌کند.

نظرتان چیست تکه‌ کوچکی از این داستان را باهم بخوانیم؟

شما همه مریض هستید. شما جاسوس‌ها. شماها درمان درد نیستید، خود مرض هستید. هنرمندان ارضای خودتان هستید. بازی‌تان هم برای ارضای خودتان است. ولی پیش خودتان خیال می‌کنید بزرگ‌ترین عقلای کوفتی جهان شماهایید. شماها هیچید. می‌شنوی؟ در تاریکی کوفتی زندگی می‌کنید چون نمی‌توانید با نور کوفتی کنار بیایید. او هم همین طوری بود. خودش به من گفت.

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود