جمال میرصادقی، مترجم کتاب «جاناتان مرغ نوروزی»: این کتاب تصویری از سنت‌شکنی است.

 

کتاب «جاناتان مرغ دریایی» یا آنگونه که جمال میر صادقی می‌گوید «جاناتان مرغ نوروزی» با عنوان اصلی Jonathan Livingston Seagull به قلم ریچارد باخ اولین بار در سال ۱۹۷۰ در ۱۴۴ صفحه منتشر شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. فروش اعجاب‌انگیز این کتاب باعث شد تا ۳۷ هفته در راس جدول پرفروش‌های نیویورک تایمز باقی بماند. این کتاب داستان تلاش یک مرغ دریایی نوروزی برای پرواز تا بلندای آسمان است. این کتاب در میان برترین آثار معنوی و خودیاری جهان بسیار شناخته شده است.

جاناتانِ داستان بر خلاف مرغ‌های دیگر که زندگی‌شان در خوردن و خوابیدن خلاصه می‌شود، راه و روش خود را پی می‌گیرد. او در فکر پرواز است و رویایش برای سایر مرغان معنایی ندارد. از گروه طرد می‌شود اما دست از طلب نمی‌کشد. داستان تلاش و پشتکار او در مسیر دستیابی به هدف، برای هر انسانی که او نیز هدف والای خود را دنبال می‌کند، سراسر الهام و امید است.

جمال میرصادقی، نویسنده و مترجم بزرگ می‌گوید که تا به حال ۱۳ ترجمه‌ از مترجمان مختلف منتشر شده است و همه‌ی آنها نام کتاب را به اشتباه «جاناتان مرغ دریایی» ترجمه کرده‌اند. ترجمه صحیح آن «جاناتان مرغ نوروزی» است، مرغ نوروزی که در شیراز و جنوب کشورمان هم وجود دارد.

این کتاب اینک با عنوان «جاناتان مرغ نوروزی» ترجمه شده و توسط انتشارات صدای معاصر به چاپ رسیده است.

jamal_mirsadeghi

مرغ نوروزی چه کم از مرغ دریایی دارد؟

 

چرا جمال میرصادقی عنوان کتاب را مرغ نوروزی ترجمه کرده است؟

مرغ نوروزی بال‌های بزرگی دارد که نمی‌تواند به راحتی بالا برود و کل داستان هم به این موضوع می‌پردازد که بالاخره می‌تواند این بال‌ها را جمع کند و بالا برود.

 

چه شد که جمال میرصادقی به فکر ترجمه‌ی این کتاب افتاد؟

وقتی نخستین بار نسخه‌ای از این کتاب را خواندم، روی من تاثیر عمیقی گذاشت. چند سال پیش که برای دیدن دخترم به آمریکا رفته بودم، دو نسخه از کتاب «جاناتان لیوینگستون» نوشته ریچارد دیوید باخ را به زبان انگلیسی خریداری کردم. در مدت دوماهی که در آمریکا بودم یک سوم این کتاب را به فارسی برگرداندم و وقتی به ایران بازگشتم، فرصت پیدا نکردم ترجمه را به پایان برسانم و کلا فراموشش کردم. تا اینکه چاپ نوزدهم این کتاب با ترجمه‌ی خانم جهانسوز را از بساط کتابفروشی‌های جلوی میدان انقلاب خریدم و انگیزه‌ای شد تا به سراغ ترجمه‌ی نیمه‌کاره‌ام بروم و آن را تمام کنم.

 

چرا این کتاب را با ترجمه‌ی جمال میرصادقی بخوانیم؟

دیگران همه نثر ژورنالیستی دارند. نثر ژورنالیستی نثری است بین نثر محاوره و نثر باستان‌گرا (آرکائیک). وقتی خواستم این کتاب را ترجمه کنم، دیدم که با نثر محاوره جور نیست. اگر هم می‌خواستم از نثر ادبی استفاده کنم با توجه به اینکه از شعر تقلید می‌کند، برای این کتاب مناسب نبود. درنتیجه نثر بینابینی انتخاب کردم و سعی کردم ژورنالیستی نباشد.

 

چرا این کتاب پرمخاطب است؟

جبر بر بشر امروز حاکم است. اما در این داستان به انسان اختیار داده می‌شود تا خودش را بالا ببرد. نویسنده باید انسان‌محور باشد تا قلمش ماندگار شود. انسان موجودی تحول‌پذیر است، امروزش با فردایش تفاوت دارد، قالب‌بندی ندارد. در این داستان، جامعه‌ای از مرغان، نماد و تمثیل انسان‌های متوقف‌اند که در جایی زندگی می‌کنند که اگر انسانی بخواهد متحول شود جلوی او را می‌گیرند و با او مخالفت می‌کنند. بحثی که ریچارد باخ در این کتاب مطرح می‌کند، سنت‌شکنی است و تلاش انسان‌ها برای پیشرفت، تحول و درجا نزدن، به همین دلیل مورد استقبال قرار گرفته است

 

نمونه‌ای از ترجمه جمال میرصادقی در کتاب «جاناتان مرغ نوروزی»:

صبح بود، خورشید تازه نور طلایی‌اش را بر سرتاسر دریای آرام می‌تافت. قایق ماهیگری در یک مایلی ساحلی لمیده بود؛ و خبر گردهم‌آیی برای صبحانه مرغان در فضا طنین انداخت تا جمعیت هزارتایی مرغان نوروزی به حرکت درآمدند تا برای تکه‌های غذا به پرواز درآیند. روز پرهیاهوی دیگری آغاز شده بود. اما در دوردست‌ها میان قایق و ساحل، جاناتان تنها با خودش، در حال تمرین بود؛ صدپا در آسمان. پنجه پاهایش را پایین برد منقارش را بالا گرفت و سعی کرد که قوس پرپیچ‌وخم دردناکش را در هنگام بال‌زدن حفظ کند. پیچ و خم برای این بود که بتواند آرام‌تر پرواز کند؛ و اکنون آرام می‌پرید و باد جلوی صورتش پچ پچ می‌کرد و اقیانوس در زیر بال‌های او آرام بود. با تمرکز عمیق، چشم‌هایش را تنگ کرد، نفسش را تو داد، فشاری آورد… یکی … بیشتر… کمی… پیچ و خم… آن‌وقت بال‌هایش را به هم زد، سرعتش را کم کرد و پایین آمد.

برگرفته از مصاحبه‌ی جمال میرصادقی با ایبنا

 

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود