شاید نام کتاب معروف جاناتان مرغ دریایی را شنیده باشید. اما آیا می دانستید جاناتان مرغ دریایی نیست و در اصل مرغ دیگری است. مرغی که به خاطر بال‌های بزرگش نمی‌تواند پرواز کند و اصلا فلسفه  وجودی‌اش در این کتاب همین تلاشش برای پرواز است.

جمال میرصادقی (متولد نوزدهم اردیبهشت ۱۳۱۲، تهران) بیش از ۶۰ سال است که داستان‌ می‌نویسد. در این سال‌ها، چندین رمان‌ و مجموعه داستان‌ از نوشته‌های او به‌چاپ رسیده و برخی از آنها به زبان‌های دیگر نیز ترجمه شده است. میرصادقی، در کنار داستان‌نویسی، از پرکارترین محققان ایرانیِ عرصۀ ادبیات داستانی در چهل سال اخیر هم بوده است؛ هم جلساتی برای راهنمایی و تعلیم داستان‌نویسان جوان برگزار کرده و هم برگزیده‌هایی از داستان‌های آن نویسندگان گردآورده و به‌ چاپ رسانده است. چند کتاب پژوهشی و نظری هم در حوز‌ه‌ی ادبیات داستانی نوشته است.

میرصادقی، از همان جوانی، به ترجمه‌ی داستان هم می‌پرداخته است. برخی از ترجمه‌هایش در کتاب پیش‌کسوت‌های داستان کوتاه جهان منتشر شده است. جاناتان مرغ نوروزی عنوان تازه‌ترین ترجمه‌ی منتشرشده از میرصادقی است.

 

 

اصل این کتاب مشهور، حدود نیم‌قرن پیش، در امریکا منتشر و با چنان استقبالی مواجه شد که از رمان معروف بربادرفته هم پرفروش‌تر شد. اندکی پس از آن، به فارسی هم ترجمه شد. در این سال‌ها ترجمه‌های فارسی متعددی از آن به بازار آمده است. در گفت‌وگوی کوتاهمان با جمال میرصادقی درباره‌ی این کتاب، از انگیزه و شیوه‌ی ترجمه‌اش پرسیده‌ایم.

 

در مقدمه‌ی جاناتان، مرغ نوروزی، نوشته‌اید با این کتاب به‌واسطه‌ی یکی از ترجمه‌های فارسی‌‌اش آشنا شده‌اید. این آشنایی به چند سال پیش برمی‌گردد و چه‌چیزی باعث شد کتاب را بپسندید؟

اولین بار که این داستان را با ترجمه‌ی فارسی آن خواندم، و بر من اثر ماندگاری گذاشت، سال‌ها پیش بود. دلیل خوش آمدن من هم عام‌گرایی داستان بود که برای همه‌ی خواننده‌ها، در گروه‌های سنّی متفاوت، دلچسب و خواندنی است. استقبال بسیار وچاپ‌های مکرر و ترجمه‌های متعدد آن به فارسی نیز به همین دلیل بوده است . در این داستان، تعالی روح و معنویت ــ‌ که آرزوی هر فرد شاخص است‌ ــ برجسته شده است.

 

چرا «مرغ دریایی»، عنوان مشهور این داستان، را نامناسب دانسته‌اید؟ عنوان «مرغ نوروزی» را از چه روی برگزیده‌اید؟

«سیگال» (seagull) مرغی است با بال‌های پهن و بلند، و پاهای پَردار، مثل عقاب، درحالی‌که «مرغ دریایی» پرنده‌ای است کمی بزرگ‌تر از کبوتر و کوچک‌تر از مرغ، و پاهایی تقریباً شبیه به آنها دارد. در بسیاری از فرهنگ‌ها نیز معادل «سیگال» را «کاکایی» و«مرغ نوروزی» نوشته‌اند.

در داستانِ «مرغ نوروزی»، همین بال بزرگ است که مانع اوج گرفتن «جاناتان» می‌شود. نویسنده مخصوصاً این مرغ را انتخاب کرده است تا کوشش او را برای تعالی‌‌اش نشان بدهد، پرنده‌ای که بر بال‌های بلندش ــ‌ که مانع اوج گرفتن او می‌شود‌ ــ فایق آید و بر جنبه‌ی داستانیِ نوشته بیفزاید. از این‌رو، انتخاب عنوان «مرغ دریایی» (که بال‌هایش کوتاه است) برای این کتاب، به‌نظر من، درست نیست.

 

ویژگی ترجمه‌تان را، در مقایسه با ترجمه‌های دیگری که از این داستان دیده‌اید، در چه چیز آن می‌دانید؟

من سعی کرده‌ام، در ترجمه، «بیان روایتی» اصل داستان را حفظ کنم که درآن حرکت داستانی، و ویژگی بازنمایی، بازتاب یافته است.

با شنیدن عنوان این کتاب، خیلی‌ها به یاد کودکان و نوجوانان می‌افتند. به‌نظر شما، این کتاب برای چه مخاطبانی مناسب است؟

در جواب سؤال اول، تاحدودی جواب این سؤال را هم دادم. در اینجا، اضافه می‌کنم که داستان‌ها یا واقعی‌اند یا خیالی؛ ناولتِ جاناتان، مرغ نوروزی به گروه داستان‌های خیالی تعلق دارد و خواننده‌هایی از این داستان بیشتر خوششان می‌آید که داستان‌های خیالی را می‌پسندند.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود