نـویسنده‌ی پرآوازه‌ی تخت خوابت را مرتب کن بار دیگر مخاطبان را مجذوب قلم خویش کرد!

چندی پیش در مجله‌ی ۳۰بوک کتاب « تخت خوابت را مرتب کن» را از ویلیام اچ مک ریون به شما معرفی کردیم که با استقبال خوبی از سمت شما مواجه شد.

و امروز پیشنهاد ما به شما کتاب دیگری از این نویسنده‌ی محبوب است: داستان‌های دریا

شما را به تماشای ویدیویی از صحبت‌های نویسنده‌‌ی کتاب دعوت می‌کنیم:

ویلیام اچ مک ریون در کتاب «داستان‌های دریا» که بلافاصله جزء پرفروش‌های نیویورک تایمز شد، ماجراجویی‌های مبهوت‌کننده‌ی خود در یگان ویژه‌ی نیروی دریایی و فرماندهی نیروهای عملیات ویژه‌ی امریکا را بازگو می‌کند.
حضور دریاسالار ویلیام اچ. مک‌ریون در تعدادی از مشهورترین مأموریت‌های عصر ما ازجمله دستگیری صدام حسین، نجات کاپیتان ریچارد فیلیپس و حمله برای ازپادرآوردن اسامه بن‌لادن او را بخشی از تاریخ نظامی امریکا کرده است.
داستان‌های دریا در سال ۱۹۶۰ در کلوپ افسران امریکایی در فرانسه شروع می‌شود، جایی که افسران کشورهـای متحد در آن جمع می‌شدند تا از ماجراجویی‌ها‌یی بگویند که در جنگ جهانی دوم از سر گذرانده‌اند. در این‌جاست که مک‌ریون کوچک ارزش داستانِ خوب را درک می‌کند.

داستان‌های دریا نگاهی فراموش‌نشدنی به زندگی باورنکردنی انسانی است که در کودکی مخفیانه به محل‌های نظامی فوق‌امنیتی می‌رفته و بعدها شغلش شکار تروریست‌ها و نجات گروگان‌ها می‌شود.
داستان‌های دریا که از جنگ و درگیری می‌گوید، الهام‌بخش است و پر از داستان‌های مهیج زندگی‌کردن در دنیای عملیات ویژه، زندگی‌نامه‌ی خودنوشتی است از یکی از ماهرترین افسران امریکا.
داستان‌های دریا مجذوب‌تان می‌کند، چیزی است بیش از روایت تاریخ نظامی اخیر، و بیش از مجموع تجارب قابل‌توجه یک انسان. مک‌ریون با نثر بسیار روان خود نه‌تنها به خواننده فرصت می‌دهد به‌شکل نیابتی ماجراجویی‌های جسورانه را تجربه کند و فرمانده جنگاوران نخبه‌ای باشد که قدم به راه‌های پرخطر می‌گذارند، بلکه خرد عملی روزمره را نیز با او در میان می‌گذارد.

 

برشی از کتاب:

من متقاعد شده‌ام که دلیل عالی‎ بودنِ این نسل تواناییِ تبدیل‎ کردنِ سختی‌های زندگی به داستان‌های خنده ‎دار، فروتنانه، فراموش‎ نشدنی، و گاهی باورنکردنی است. پدرم به من می‌گفت: «بیل، همه‌چی به این بستگی داره که چطور زندگی رو به‌خاطر بیاری.» داستان‌های این کتاب شیوه‌ای هستند که من زندگی‌‌ام را به‌ خاطر می‌ آورده‌ام. گمان کنم الان من هم دیگر می‌توانم پشت آن میز در فونتنبلو بنشینم و چند تا داستان تعریف کنم.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود