به گزارش ۳۰بوک؛

۱۰ دی ماه ۹۷ در نشر مرکز واقع در خیابان فاطمی تهران رونمایی از کتاب قنادی ادوارد نوشته آرش صادق بیگی انجام شد. در این مراسم نسیم مرعشی نویسنده کتاب پاییز فصل آخر سال است، اصغر عبدالهی کارگردان، فیلمنامه‌نویس و داستان‌نویس، سروش صحت  کارگردان، بازیگر و علی صلح جو  ویراستار و مترجم نیز حضور داشتند.

هر یک از این حضار نظرات خود را بیان کردند:

اصغر عبداللهی در ابتدا گفت: از آنجایی که آرش صادق بیگی جایزه های متعددی از داوران و کارشناسان دریافت کرده، متوجه می شویم که طیف گسترده ای از سلیقه ها نوشته های وی را دوست دارند. او داستان را خیلی شیرین جذاب و پرشور با کشش لازم نوشته است. یکی از حسن های آرش که سبب می شود شما این کتاب را  بخوانید این است که  ایده هاش را کشف می کند و اگر جایی کشف نکند ابداع می کند. این ایده ها را در یک صورت بندی بسار دلچسب تبدیل می کند به یک داستان و هر جا که لازم باشد یک تعلیق را گرو می گیرد و خواننده را با این تعلیق گرو گرفته تا پایان داستان می برد در بعضی از داستان ها که تعلیق را گرو نمی گیرد،  تعلیق را به شخصیت ها و رویداد ها می دهد.

چیز دیگری که در داستان های آرش برایم جذاب است این است که او به اقتضا هر داستان و مضمون اطلاعات کافی در مورد شخصیت و موضوع می دهد و این را با  یک ویرایش دقیق در حد اعتدال نگه می دارد  و  داستان را  بسیاردقیق و تکنیکال  جلو می برد.

با اطمینان و اعتماد به نفس کامل می توانم بگویم در هر حالی که این کتاب را باز کنیم تا آخر می خوانیم خیلی از داستان ها، داستان های خوبی هستند و نویسنده های درجه یکی  نیز دارند ولی برای خواندنشان نیاز به یک حال خاصی داریم درحالی که برای خواندن داستان های آرش نیاز به حال خاصی نیست.

یکی دیگر از امتیاز های آرش این است که جز استثنا نویسنده هایی هست که با حال افسرده نمی نویسد افسردگی را تبدیل به نحو کلام یا سیاق کلام نمی کند حتی در جایی که داستان مضمون خیلی شاد و با نشاط  ندارد.

هم چنین خانم نسیم مرعشی نیز در ارتباط با این مجموعه داستان دو نکته را بیان کردند:

نویسنده اصالت قصه گویی دارد  و به قصه و پلات اهمیت فراوان می دهد و موضوع دیگر دایره لغات آرش هست. کلماتی که او استفاده می کند اغلب آن ها را ابداع کرده و یا از کلمات از یاد رفته استفاده می کند.

سروش صحت:

از خود آرش شروع کنم یکی از آدم های دوست داشتنی، کتاب خوان و مثبتی می باشد که می شناسم. دانسته های زیادی دارد و فراوان خوانده است.

می بینیم این میزان از دانش را به رخ نمی کشد و آن ها را در جای درست استفاده می کند و ما یاد خیلی چیزها می افتیم ولی یاد شخص به خصوصی نمی افتیم در حالی که  ما را  یاد آرش صادق بیگی می اندازد . برخلاف محتوا این کتاب، انتخاب من عمدتا قصه کوتاه نیست و ترجیح من رمان است ولی داستان در حد یک داستان پلیسی کشش دارد و لذت بردم از این همه ماجرا.

در انتها سروش صحت اضافه کرد که:

نویسنده به سراغ  نگاه نویی رفته است که من را یاد یک بیت صائب تبریزی می اندازد < یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت     در بند آن مباش که مضمون نمانده است >

زیرا از نظر من شما می توانید هر چیز تکراری را قصه نویی از آن بسازید کاری که دقیقا آرش توانسته در این کتاب به تصویر بکشد.

عبداللهی در تکمیل حرف های خود گفت:

موضوعاتی در این داستان وجود دارد  که برای من تازگی دارد و اگر هر کس دیگری قرار بود داستان اول را بنویسد لحن و بیانی  سنگین، غم زده و کند را جای گذاری می کرد در حالی که صادق بیگی وسط یک داستان پلیسی که یک تعلیق را گرو گرفته و نفس گیر قصه را جلو می برد یک لحن شاعرانه واقعی به اقتضا آن صحنه را بیان کرده  و نشان می دهد نویسنده ای هست که  تند، تیز و مواج می نویسد و هم چنین  قادر هست در چنین لحظاتی بیان شاعرانه ای داشته باشد بدون آن که تکنیک های داستان نویسی را به رخ بکشد.

خود نویسنده از انگیزه نوشتن این داستان گفت:

عنوان کتاب را مدیون شیوه زندگی هستم که چند سالی به سبب صمیمت با دوستی به نام علی با پدرش که یک بالرین بود گذراندم. به واسطه آن که من در آن خانواده رفت وآمد داشتم با فضا و خاطرات دهه ۵۰ من را آشنا کردند. داستان قنادی ادوارد مرحون آن زمان هست و دوست ایشان که صاحب قنادی با همین اسم بودند.

از نظر من بخشی که طی این سال ها  به آن  ظلم شده است  این آدم ها هستند که باری از فرهنگ را به دوش می کشیدند و یک دفعه خانه نشین شده اند آن قدر مظلوم واقع شده اند که می خواهم ادای دین کنم به این آدم ها و این داستان را تقدیم می کنم به اصغر ویر. هم چنین این کتاب  واقعیت است بدون هیچ دروغ گویی تا بتوانم این بخش از تاریخ فرهنگی ایران را نشان بدهم.

محمد طلوعی که از دوستان نزدیک آرش صادق بیگی می باشد گفت:

از ویژگی های آرش سلوک او با ادبیات است و بارها خود را فدای آن کرده است  زمانی که از دانشگاه انصراف داد و همچنین زمانی که از کار خود استعفا داد.
علی صلح جو در آخر اضافه کرد:

از سه نظر برایش این کتاب اهمیت دارد. یک خود زبان داستان از نظر روان بودن آن و دیگر از نظر نشانه گذاری و هم چنین اعتدال در شکستگی ها که رعایت شده است.

خرید آنلاین این کتاب

 

_ فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود