نام‌های جغرافیایی بیشتر از آن‌چه به نظر می‌رسد دربارهٔ ایدئولوژی و فرهنگ حرف می‌زنند. مثلاً وقتی ساسانیان زمام امور را به‌دست گرفتند، هر چه توانستند کردند تا نشانی از اشکانیان در تاریخ و جغرافیا باقی نگذارند و نام‌های قهرمانانشان را حذف کنند. زمانی هم که نوبت به اعراب و مغول‌ها و ازبک‌ها رسید، باز در بر همان پاشنه چرخید و اسم دریا و شهرها را عوض کردند. بنابراین وقتی اثری داریم مانند شاهنامه که از از ۶۲۰ نقطه جغرافیا مثل شهر و رود و دریا و کوه و .. اسم برده است، دیگر نمی‌توانیم به‌راحتی از نام‌ها و تغییراتی بعدی آن بگذریم. مخصوصاً که «در خود شاهنامه صورت آغازین یا معادل پهلوی و فارسی اغلب نام‌هایی که (تا زمان فردوسی) به دست تازیان و ترکان تغییر یافته‌اند، ذکر شده است.» مثلاً فردوسی «دجله» امروز را «اروند» و «بیت‌المقدس» را «کنگ دژ هوختش» و «خانهٔ پاک» می‌خواند:

اگر پهلوانی ندانی زبان/ به تازی تو اروند را دجله خوان

به خشکی رسیدند سر کینه جوی/ به بیت‌المقدس نهادند روی

که بر پهلوانی زبانی راندند/ همی کنگ‌دژهوختش خواندند

به تازی کنون خانهٔ پاک خوان/ برآورده ایوان ضحاک دان

نویسنده استدلال می‌کند که اساطیری بودن شخصیت‌های داستان را نباید به جغرافیای آن هم تسری داد و خود با نگاهی دقیق اعلام جغرافیایی شاهنامه را جمع‌آوری کرده است.

کارِ مهدی سیدی فرخد از شاهنامه شروع شده است اما به آن ختم نمی‌شود، یعنی اعلام جغرافیایی را شناسایی و تغییرات آن را تا امروز ردیابی کرده است. پژوهشگر برای روزآمد کردن اطلاعات جغرافیای نقاطِ مورد نظر تنها به داده‌های آرشیوی کفایت نکرده و مشاهدات میدانی را هم به آن اضافه کرده است و از رفتن به مرو و خوارزم و هرات که حالا هر کدام در کشوری جداگانه قرار دارد، دریغ نکرده است.

نقاط جغرافیایی ذکر شده در شاهنامه به ترتیب حروف الفبا در کتاب آورده شده است و ابتدا روایت شاهنامه از آن نقطه آمده و سپس با منابع دیگر مقایسه شده است. پژوهشگر وضع فعلی آن نقاط را هم مشخص می‌کند و به کنجکاوی‌های خوانندگان درباره این‌که «هر شهر و دیار و ولایت و کوه و دریایی که در شاهنامه می‌بینیم در کدام کشور بوده و اکنون کجاست»، جواب می‌دهد. مثلاً عنوان «البرز کوه» در ۱۳ صفحه توضیح داده شده است. این توضیحات چنین آغاز می‌شوند:

در شاهنامه آگاهانه از البرز به دو صورت «البرزکوه» و «کوه البرز» نام برده شده، که غرض از البرز کوه رشته کوهی خاص است، و از کوه البرز صفتی برای کوهی بلند یا چیزی شبیه آن ….(ص: ۷۶)

پژوهشگر کار خودش را بر مبنای معتبرترین نسخهٔ شاهنامه که همان تصحیح جلال خالقی مطلق است، به انجام رسانده است و در مواردی هم به نسخهٔ مسکو و تصحیح مصطفی جیحونی رجوع کرده است.

براساس روایت فردوسی از جغرافیای جهان نقشه‌ای رنگی به کتاب ضمیمه شده که ایران قلب آن است. نام‌هایی که در شاهنامه آمده با رنگ قرمز در نقشه مشخص شده است و نام‌های امروزین‌ آن‌ها با رنگ سیاه. بنابراین با یک نگاه می‌توان تغییرات را متوجه شد.

فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه به‌تازگی از سوی نشر نی منتشر شده است.

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود