سیدعلی صالحی، شاعر بزرگ و پیشکسوت کشورمان که مدتی پیش دچار سکتۀ قبلی شده بود، روز چهارشنبه تحت یک عمل جراحی سنگین قلب قرار گرفت و در کمال خوشبختی این عمل جراحی را با موفقیت پشت سر گذاشت. وی بعد از عمل جراحی در بخش آی‌سی‌یو مرکز قلب تهران بستری گردید تا تحت مراقبت‌های ویژه قرار بگیرد.

گفتنی است به دلیل شیوع ویروس کرونا و اعمال محدودیت‌ها، امکان ملاقات با این شخصیت برجسته وجود ندارد.

۳۰بوک بهبودی سریع و سلامتی این شاعر دوست‌داشتنی را آرزو دارد.

سیدعلی صالحی را بیشتر بشناسیم

سیدعلی صالحی، زادۀ ۱ فروردین ۱۳۳۴ در روستان مرغاب از توابع ایذه، نخستین‌ شعرهایش را در سال ۱۳۵۰ در مجلۀ محلی شرکت نفت منتشر کرد. او پایه گذار جریان موج ناب و جنبش شعر گفتار در شعر معاصر ایران است.

آثار

کتاب‌های «لیالی ِلا»، «یوماآنادا – ۱۳۸۴»، «پیشگو و پیاده شطرنج»، «مثلثات و اشراق‌ها»، «عاشق شدن در دی‌ماه، مردن به وقت شهریور»، «دیرآمدی ری‌را… نامه‌ها»، «نشانی‌ها»، «سفر بخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت»، «آسمانی‌ها»، «رویاهای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود»، «ساده بودم، تو نبودی، باران بود»، «آخرین عاشقانه‌های ری را»، «دعای زنی در راه که تنها می‌رفت»، «چیدن محبوبه‌های شب را تنها به باد یاد خواهد داد»، «دریغا ملا عمر…»، «از آوازهای کولیان اهوازی»، « دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه»،‌« منشور شعر حکمت» و « گزارش به نازادگان» بخشی از کتاب‌های منتشر شده از این شاعر محبوب است.

حال همه ما خوب است

قطعه شعر زیبایی که با عنوان «حال همه ما خوب است» و با صدای جاودان زنده‌یاد خسروشکیبایی در ذهن‌ها ماندگار شده است، از سروده‌های صالحی است که در مجموعۀ «نامه‌ها» به چاپ رسیده است.

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار … هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟؟؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!!”

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود