احتمالاً تابه‌حال این ضرب‌المثل به گوش‌تان خورده که: در دروازه را می‌شود بست ولی در دهان مردم را نه! ما ایرانی‌ها وقتی این ضرب‌المثل را استفاده می‌کنیم که به حریم خصوصی زندگی‌مان تجاوز شده است و حسابی کفری شده‌ایم از این‌که آدم‌های اطرافمان هرجور می‌خواهند راجع به زندگی‌مان نظر می‌دهند و دخالت و قضاوت می‌کنند.

مهتاب شاید در ابتدا داستانی عاشقانه به‌نظر برسد یا یک روایت تکراری و کسل‌کننده از یک ماجرای عشقی که حول محور رابطۀ یک زن و یک مرد می‌گردد. اما در ادامه؛ داستان، رنگ و بویی انتقادی – اجتماعی به خود می‌گیرد.

قبل از هر چیزی توانایی فوق‌العادۀ نویسنده شما را جذب می‌کند. توانایی در به کارگیری استعاره و تلمیح، تا احساسات درونی – که هر انسانی در زندگی تجربه می‌کند – را به زیباترین و گویاترین شکل ممکن توصیف کند. احساساتی مانند حسادت، برتری جویی و فخرفروشی، رنج قضاوت شدن از سوی دیگران، کمبودهای درونی، یا حتی حس نیاز به جذب ترحم و توجه دیگران. و همینطور احساسات و منطقی که مربوط به عموم مردم است؛ مانند چیزی که اصطلاح “مرده پرستی” در مورد آن به کار گرفته می‌شود. این که: اگر می‌خواهی دوستت داشته باشم، بمیر!

داستان مهتاب در کشور آلبانی اتفاق می‌افتد. زمانی که حکومت کمونیستی انور خوجه بر سر کار است. نویسنده جامعۀ استبدادزده‌ای را به تصویر می‌کشد که عقاید و باورهای پوسیدۀ مردم هم‌صدا با فساد و تجاوز سردمداران حکومت، آن را به زوال می‌کشاند.

مهتاب
نویسنده: اسماعیل کاداره
مترجم: محمود گودرزی
ناشر: چترنگ
۸۶ صفحه

مهتاب روایت دختری زیبا و پاکدامن به نام ماریان است که شبی زیر نور مهتاب از یکی از همکارانش که او را تا منزل همراهی می‌کند سوالی در باب عشق می‌پرسد. و همین سوال برایش دردسرهایی می‌آفریند که سزاوار آن‌ها نیست. او توسط نامزد همکارش و دیگران به حسادت متهم می‌شود. دادگاه‌هایی علیه او تشکیل داده می‌شود و تهمت‌های بعدی به سمتش روانه می‌شود.

نویسندۀ رنج‌دیده از فشار حکومت مستبد، در بخشی از کتاب به مردم عادی نیز تلنگری می‌زند و با استفادۀ کنایه‌آمیز از عبارت “مگر در قرون وسطی هستیم؟!!” گلایه می‌کند که چرا در عصر حاضر باید اعمال قبیح و ناپسندی درخور ملتی عقب‌مانده داشته باشیم؟ و در پایان، ماریان، که از ابتدا قربانی فشارهای مردم و بالادستی‌ها بوده در حرکتی انقلابی، تغییری ایجاد می‌کند که نشان از حس تمایل به تابوشکنی‌ و ایجاد تحول نویسنده دارد.

مهتاب را انتشارات چترنگ منتشر کرده و مترجم کتاب، محمود گودرزی با زبانی کاملاً ساده و روان کاری کرده است که به راحتی بتوانید از خواندن این رمان لذت ببرید.

دربارۀ نویسنده‌ای که ساکت نماند، بیشتر بدانید:

اسماعیل کاداره، نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگار آلبانیایی، متولد ۲۸ ژانویه ۱۹۳۶ است. او که از فشارهای رژیم کمونیستی به ستوه آمده بود، ناچار وطن را ترک کرد و به فرانسه پناهنده شد. به او عنوان افسر «لژیون دونور» داده شده است. (بالاترین نشان افتخار کشور فرانسه که ناپلئون بناپارت آن را بنیان گذاشت.)

از دیگر افتخارات وی می‌توان به دریافت جوایز زیر اشاره کرد:

  • جایزه ادبی بین‌المللی سینو دل۱۹۹۲
  • جایزه بین‌المللی من بروکر۲۰۰۵
  • جایزه شاهزاده آستوریاس۲۰۰۹
  • جایزه اورشلیم۲۰۱۵
  • جایزه لژیون افتخار۲۰۱۶

 

مجله اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود