شاید اگر میزان معروفیتِ اِنگین آکیورِک در عرصۀ بازیگری و نویسندگی را با یکدیگر مقایسه کنیم، آکیورکِ بازیگر به واسطۀ فعالیت پر رنگش در این عرصه شناخته‌شده‌تر باشد اما از آنجا که فعالیتش در زمینۀ نویسندگی قدمت بیشتری دارد و اکنون با اولین کتابش قدم استواری در این زمینه برداشته است، اصلا بعید نیست که در عرصۀ ادبیات هم به موفقیت‌های بیشتری برسد و کم کم او را با نام آکیورکِ نویسنده بشناسیم.

«سکوت» عنوان اولین کتاب اِنگین آکیورِک است. این بازیگر ترکیه‌ای نوشتن را از دوران دبیرستان و پیش از ورود به عرصۀ بازیگری آغاز کرد. وی که برای مجلۀ کافاسیناگوره ‌می‌نویسد، مدتی‌ست که کتاب خود را منتشر کرده است. این کتاب شامل ۲۱ داستان کوتاهِ ناپیوسته است که مفهوم سکوت نکتۀ مشترکشان است. به اعتقاد آکیورک «سکوت» که عنصر اصلی بسیاری از لحظات کتاب است، کلمۀ قدرتمندی‌ست و برای هرکس معنای متفاوتی دارد؛ برای یکی آرامش، برای دیگری جدایی و… . آکیورک در این داستان‌ها از دیدارها و درد‍ودل‌های رو در رو سخن می‌گوید، از کودکانی که دغدغه‌ای جز پیدا کردن یک زمین خالی برای توپ‌بازی ندارند، از جشن‌های دسته‌جمعی و از دورانی که هنوز عشق را با لایک‌های فضای مجازی تاخت نزده بودیم.

شخصیت‌های این داستان‌‌ها آشنا هستند، آنقدر آشنا که شاید اگر روزی جان بگیرند و در مقابلمان ظاهر شوند، سلامشان را علیک بگوییم! چرا که این کتاب برخاسته از درون زندگی‌ست و خواسته یا ناخواسته حس همذات‌پنداری را در خواننده زنده می‌کند.

شاید نباید در تمام این داستان‌ها به دنبال پایان خوش باشیم اما حکایت‌های کوتاه آکیورک ثابت می‌کنند که برای شاد بودن همیشه هم به پایان خوش نیاز نیست و باید در لحظه زندگی کرد تا شاد بود.

قلم آکیورک روان، ساده و صمیمی است و در برگردان فارسی کتاب هم شاهد تمام این نکات هستیم. در برخی داستان‌ها حتی ممکن است تصور کنید که در کنار شخصیت اصلی نشسته‌اید و حکایت‌ها را از زبان خود او می‌شنوید.

۱۹ داستان از ۲۱ داستان موجود در کتاب قبلا در مجلۀ کافاسیناگوره منتشر شده است و اولین و آخرین داستان  کتاب به نام‌های “درخت گیلاس” و “به نظر من هم صفا انتخاب درستیه” برای اولین بار در این کتاب به چاپ رسیده‌اند.

بریده‌هایی از کتاب:

“گوشم به هاکان بود و هر از گاهی سکوتی طولانی رخ می‌داد. می دانستم چه می‌خواهد بگوید. از سکوت بین صحبت‌های دو دوست می توانید به قدمت دوستی آن‌ها پی ببرید”.

   “معمولا بعد از به کار بردن فعل رفتن در یک جمله، تمام گفت و گوهای بعدی به یک کامیون ترمز بریده می مانند که خودش را از بالای یک شیب ول کرده و دارد به سرعت از آن پایین می آید. متاسفانه برای ما افسوس خوردن بر اتفاقات گذشته به اندازۀ کل رنج های انسانیت در طول تاریخ ارزشمند است”.

 “به قدری تشنه بودم که حتی صدای نزدیک شدن پیرزن را هم نشنیدم. وقتی خیلی تشنه باشی انگار زندگی هم سکوت می‌کند”.

 “همیشه عادت داشت پشت جملاتش پنهان شود ولی من به جملاتی که بر زبان می‌آوریم علاقه‌ای ندارم، چون اصل موضوع همیشه آن جملات نا‌گفته‌ای است که به بخش پنهان زیرین یک کوه یخ می‌ماند”.

دربارۀ نویسنده:

انگین آکیورک در سال ۱۹۸۱ در آنکارا، پایتخت ترکیه، به دنیا آمد. وی که تحصیلات آکادمیک خود را در رشتۀ تاریخ به پایان رسانده است و در عرصه‌های بازیگری و نویسندگی فعالیت دارد معتقد است که میان این سه مورد مرز باریکی وجود دارد، چرا که برای هر سه به یک پیش زمینۀ ذهنی نیاز است و ذهنی که به رابطۀ علت و معلولیِ تاریخ مسلح شد توانایی اندیشیدن به اتفاقات احتمالی آینده را خواهد داشت، همچون بازیگر که باید توانایی جان بخشیدن به کاراکتر‌ها و موقعیت‌ها را ابتدا در ذهن و سپس در عمل خود داشته باشد و نویسنده که پس از عبور از مرحلۀ خیال‌پردازی و خلق موقعیت‌ها افکار خود را روی کاغذ پیاده می‌کند.

اجازه انتشار

آکیورک از ابتدای انتشار مجلۀ کافاسینا‌گوره با این مجله همکاری داشته است و تعداد زیادی از داستان‌های موجود در کتاب که در مجله هم به چاپ رسیده‌اند را از سن ۲۲ سالگی نوشته است. اولین کتاب این بازیگر پس از انتشار در سال ۲۰۱۸  تنها طی چند ماه در ترکیه به چاپ هفتم رسید. این کتاب تا‌کنون به زبان های انگلیسی و اسپانیایی ترجمه شده و مدتی‌ست که در ایران هم با مجوز رسمی نویسنده به فارسی ترجمه شده و توسط نشر نون به چاپ رسیده است.

مجلۀ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود