برای کتاب‌خوان‌های ایرانی آنا گاوالدا یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسنده‌های معاصر فرانسوی است. هر چه از او به فارسی ترجمه شده، به آغوش کتابخانه‌های مردم راه پیدا کرده و محبوب شده است. آخرین نمونهٔ آن کتاب «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» یا همان «کاش کسی جایی منتظرم باشد» بود که دو ناشر با دو ترجمهٔ مختلف آن را عرضه کردند و هر دو هم پرفروش شدند. چند سال بعد از انتشار این کتاب مجموعه داستان دیگری به نام «پس پرده» از گاوالدا منتشر شد.

پس پرده مجموعهٔ ۷ داستان کوتاه است که سال ۲۰۰۲ منتشر شد و عاطفه حبیبی آن را به فارسی ترجمه کرده است. «تنهایی» موضوع محوری این داستان‌ها است و فضا و راوی هم متناسب با این موضوع انتخاب شده است: هر هفت داستان در نیمه شب می‌گذرد و راوی همهٔ آنان نیز اول شخص است.

گاوالدا در یادداشت ابتدای کتاب تاکید می‌کند که آن‌چه ما شخصیت‌های داستانی می‌نامیم در واقع همان مردمان عادی هستند و این داستان‌ها تنهایی آدم‌ها را روایت می‌کند. آدم‌های داستان‌های «پس پرده» هر کدام به دلیل متفاوتی درگیر تجربهٔ تنهایی شدند اما وجه مشترک همهٔ آن‌ها ناکامی و نارضایتی است. واقع‌گرایی داستان‌های گاوالدا باعث می‌شود تا خوانندگان با راویان همذات پنداری کنند و از خلال خواندن دربارهٔ تجربهٔ تنهایی خود هم تعمق کنند و آن را بشکافند:

 

من با هیچ مردی زندگی نمی‌کنم، با تلفنم زندگی می‌کنم. همهٔ زندگی‌ام دور همین تکه پلاستیک می‌گذرد. یک جور چراغ علاء‌الدین بلهوس و آزاردهنده که وقتی رویش دست می‌کشی حالت را عوض می‌کند و آرزویت را برآورده می‌کند یا اینکه به او احترام می‌گذاری و او ترکت می‌کند. یک چراغ علاءالدینی چینی باهوش (ص: ۷۰)

پس پرده از سوی نشر چترنگ منتشر شده است.

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود