مسیر موفقیت از شکست می‌گذرد. این جمله را بارها شنیده‌ایم و شاید شعاری به نظر برسد، اما مطالعۀ خاطرات و سرگذشت افراد موفق ما را به همین درک می‌رساند. در مورد افراد سرشناس به خصوص مدیران و موسسان کمپانی‌های بزرگ که نمونه‌های خوبی از این بحث هستند، کتاب‌های زندگی‌نامه یا زندگی‌نامه‌های خودنوشت بسیاری چاپ شده است. «کفش‌باز» یکی از محبوب‌ترین آنهاست که به مرور خاطرات خالق شرکت محبوب «نایکی» می‌پردازد. این کتاب چند سال پیش به همت نشر میلکان قدم به بازار کتاب ایران گذاشت‌.

و حالا ناگفته‌های مارک رندولف، پایه‌گذار نتفلیکس، تحول‌آفرین‌ترین شرکت استارت‌آپی قرن بیست و یکم، در کتابی با عنوان «هرگز به جایی نمی‌رسد!» توسط نشر میلکان به چاپ رسیده است. عنوان کتاب کنایۀ جالبی دارد به حرف برخی افراد که در مواجه با هر ایدۀ نویی، آیۀ یأس می‌خوانند. نویسندۀ کتاب هم از گزند همین حرف‌ها در امان نبوده و کتابش را به گویندۀ جملۀ فوق (عنوان کتاب) که از قضا همسرش است، تقدیم کرده: «برای لورین که فکر می‌کرد این ایده هرگز به جایی نمی‌رسد!»

نتفلیکس چیست؟

متولدین دهه ۶۰ به قبل در ایران حتما کلوپ‌های اجارۀ فیلم‌های ویدیویی (از نوع مجاز) را به خاطر دارند. برای تماشای یک فیلم باید در صف می‌ایستادیم تا یکی از نوارهای ویدیویی را که بارها دست به دست شده و بعضا دچار افت کیفیت هم بودند، کرایه کنیم و در خانه به تماشا بنشینیم. تازه اگر در بازگرداندن نوارها تاخیر می‌کردیم، جریمه هم می‌شدیم. آن‌وقت‌ها چیزی به اسم «رسانۀ جاری» وجود نداشت.

نتفلیس حالا یک شرکت پخش آنلاین فیلم و سریال است. اما وقتی در سال ۱۹۹۷ با همکاری رید هستینگز و مارک رندولف پا گرفت، یکی از همین کلوپ‌های پخش فیلم بود. آنها اول دی‌وی‌دی‌ فیلم به خانه‌های مردم می‌فرستادند. با گذر زمان رفته رفته نوع سنتی تجارت را رها کردند و وارد فضای آنلاین شدند، البته نه به همین سادگی که در کلام می‌آید. نتفلیکس داستان‌های زیادی از سر گذرانده است. این روزها نتفلیکس از دو جهت بر دیگر شبکه‌های پخش اینترنتی فیلم برتری دارد، هم ارزان‌تر هست و هم تنوع محصول بهتری دارد، یعنی کلی فیلم و سریال با قیمتی رقابتی در مانیتور مخاطبانش هرکجا که باشند و این برای عده‌ای یعنی همه چیز! پس بی‌جهت نیست که ۱۵ درصد پهنای باندِ اینترنت جهان را نتفلیکس گرفته است.

حالا مارک رندولف نگاهی انداخته به دو دهه زندگی‌اش در نتفلیکس، می‌گوید شخصیت‌‌های تیم بنیان‌گذار را همانگونه که بوده‌اند به تصویر کشیده است. این افراد موفقیت را با تمام موانعی که پیش رویشان بود در آغوش کشیدند و این کتاب، داستان آنهاست.

تولد یک ایده

فرزند سه‌ساله‌ام نصف شب از خواب پریده بود و تنها چیزی که او را آرام می‌کرد و باعث می‌شد اشک‌هایش را پاک کند و دوباره بخوابد، تماشای برنامۀ علاءالدین بود که ته کمُدی در اتاق نشیمن قرار داشت. وقتی خوابش برد، بیدار ماندم  و آن را تا آخر تماشا کردم. «نظرت راجع‌به فیلم چیه؟» (خطاب به رید هستینگز)
همین‌طور که به من نگاه می‌کرد، سرش را تکان داد و گفت: «یادم نیار که همین اواخر چهل دلار خسارت فیلمی رو دادم که دیر تحویل داده بودم.» سکوت کرد و از پنجره به بیرون خیره شد. در حالی که مات شده بود، ابروهایش را بالا انداخت و گفت: «شاید هم ممکن باشه.» (ص۲۴)

در پایان نگاهی بیاندازیم به آنچه که منتقدین در وصف این کتاب گفته‌اند:

«جذاب، گیرا، و بسیار سرگرم کننده. اگر تابه‌حال فکر کرده‌اید که چطور می‌توانید ایده‌ای را به برندی جهانی تبدیل کنید، مارک رندولف پرده از راز دنیای شرکت‌های استارت‌آپی سیلیکون‌ولی برمی‌دارد.»
– ساندی‌تایمز

«داستانی گیرا که حکایت‌گر روزهای آغازین یکی از موفق‎ترین شرکت‌های استارت‌آپی در زمینۀ تکنولوژی‌ست. داستانی درگیرکننده که توجه تمام آنهایی که سودای کارآفرینی در سر دارند را به خود جلب می‌کند.»
– واشنگتن‌پست

مجلۀ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود