اگر از آن دسته کتاب‌خوان‌هایی هستید که علاقه زیادی به مطالعه رمان و نمایشنامه دارید احتمالا آثار اریک امانوئل اشمیت را از قلم نینداخته باشید. اما اگر به هردلیلی‌ از لذت مطالعه‌ این آثار محروم مانده‌اید امروز وقت آن است که نام یک نویسنده کاربلد را به فهرست نویسندگان مورد علاقه‌تان اضافه کنید.

اریک امانوئل اشمیت نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است که تا به امروز آثارش به بیش از ۴۳ زبان دنیا ترجمه شده و نمایشنامه‌هایش در بیش از ۵۰ کشور جهان به روی صحنه رفته است. او برای خلق آثارش جوایز زیادی به دست آورده که از آن بین می‌توان به جایزۀ ادبی گنکور و جایزه آکادمی بالزاک اشاره کرد.
از معروف‌ترین آثار او می‌توان به نمایشنامه‌های خرده جنایت‌های زناشویی، مهمانسرای دو دنیا، نوای اسرارآمیز و رمان‌های زمانی‌که یک اثر هنری بودم، یک روز قشنگ بارونی، اولیس از بغداد و… اشاره کرد.

کتابی که امروز مدنظر داریم به شما معرفی کنیم، کتابی‌ست که به محض انتشار در سراسر اروپا پرفروش شد.

a-2766

خواهران باربارن، آخرین اثر امانوئل اشمیت، مجموعه داستانی‌ست شامل چهار داستان کوتاه اعجاب‌انگیز که با شگردهای به کار گرفته شده در قلم اشمیت به خوبی خواننده را تا پایان کتاب با خود می‌کشاند.
کتابی مملو از تعلیق و رمز و راز که نه تنها هر خواننده‌ای را به خوبی مسحور خود می‌کند بلکه با به تصویر کشیدن خشن‌ترین و مرموزترین احساساتی که وجود هرآدمی را تسخیر کرده‌است ما را به تفکر درباره‌ی انسانیت وامیدارد.
اشمیت در خواهران باربارن با شخصیت‌پردازی منحصربه‌فردش تقابل احساسات عمیق آدمی را به خوبی نمایان می‌کند.
او در داستان اول به بطن زندگی خواهران دوقلوی باربارن می‌پردازد و ریشه‌ی حسادت را پی می‌گیرد، در داستان دوم ایثار و ازخودگذشتگی را به عنوان درون‌مایه‌ی داستان برمی‌گزیند، در داستان سوم انتقام با بخشش را به چالش می‌کشد و در داستان چهارم زندگی پیرمرد داستان را به گونه‌ای با خالق شازده کوچولو، آنتوان دو سنت اگزوپری، درمی‌آمیزد.
به نظر می‌رسد اشمیت با نگارش این داستان‌ها تصمیم به کشف چیزی دارد که در ذات و وجود هر فرد قرار گرفته است.
با مطالعه این کتاب به این فکر خواهیم‌ افتاد که با وجود اینکه زندگی ما را به سوی حسد، فساد، بی تفاوتی و… پیش می‌برد چطور می‌توانیم در جست وجوی انسانیت باشیم؟!

با هم برشی از یکی از داستان‌های کتاب را بخوانیم:

حیف، مردم روستا دوباره به همان دلایل سابق می‌گفتند: دوقلوهای باربارن، «لی لی » و « آن یکی». در یک چشم به هم زدن، موییزت دوباره درگیر همان ماجراهای گذشته شده بود، جزئیاتی را می‌دید که نشان می‌دادند مردم بیشتر به لی لی توجه می.کنند تا او، حرف‌هایی را می‌شنوید که او را در مقابل لی لی خوار می‌کردند. برای تلافی با کارهای رذل تلاش کرد تا زندگی روزمرۀ لی لی را خراب کند، بشقاب‌هایش را خیلی کثیف می‌کرد، نان‌های خشک را برای او نگه می‌داشت، فراموش می‌کرد که لی لی به چه غذاهایی حساسیت دارد، غذاهایی را که او دوست داشت درست نمی‌کرد، نامه‌هایش را گم می‌کرد، فراموش می‌کرد به او بگوید چه کسانی زنگ زده‌اند، وسایلش را می‌شکست، هدیه‌هایی را که برای لی لی می‌آوردند نگه می‌داشت، وقتی لی لی لباس‌هایش را می‌شست او برنامۀ ماشین را عوض می‌کرد تا لباس‌ها آب بروند یا به هم رنگ بدهند و وقتی باد می‌وزید لباس‌ها را بد روی طناب حیاط آویزان می‌کرد …. مثل خسیسی که دنبال هزار موقعیت است که پول کمتری خرج کند و لذت ببرد، اگر روزی بدجنسی و شرارت نمی‌کرد، آن روز به او خوش نمی‌گذشت.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود