سه شنبه , بهمن ۲ ۱۳۹۷
خانه / ذره بین / مداد سیاه / دست‌اندازهای بی‌دست‌انداز

دست‌اندازهای بی‌دست‌انداز

همان روزها که «گوادالاخارا» تازه درآمده بود، مترجمش ـــ‌که می‌دانست خیلی مشتاق خواندنش هستم‌ـــ برایم نوشت که سهم شما، یعنی یک نسخه از کتاب، محفوظ است. خجالت‌زده نوشتم که از ترجمه‌های قبلی‌اش به‌حد کافی لطف کرده و سهمی، اگر زمانی در کار بوده است، دیگر ندارم. پژمان هم اصل حرف را رها کرد و نوشت سهمم از این کتاب بیشتر از کتاب‌های قبلی‌ است، چون قبلی‌ها در هزار یا هزاروپانصد یا دوهزار نسخه منتشر شده بودند و چاپ اولِ این‌یکی را ناشر در پانصد نسخه درآورده است.
«گوادالاخارا» که تمام شد، دوباره یاد این حرف پژمان افتادم؛ نوشته‌های کیم مونسو پُر است از همین‌گونه دقت‌ها، به جزئیات، به چیزهای کوچک و پیش‌پاافتاده‌ای که بیشتر آدم‌ها از کنارشان، از بس نزدیکند و واقعی و تکراری، می‌گذرند. معدودی از آدم‌ها ولی همان نکته‌های جزئی را «شکار» می‌کنند و از بین همان «شکارچیان» هم معدودی هستند که خوب می‌دانند کجا و چگونه باید آنها را برجسته کرد تا، با تمام سادگی و آشنایی و تکراری بودنشان، خواننده و بیننده و شنونده را میخکوب کنند، چیزی شبیه به کار پژمان طهرانیان.
«خواکیم مونسو گُمِس»، معروف به «کیم مونسو»، ۶۵ سال پیش در «بارسلونا» ــ‌شهری که با تیم فوتبالش شهرهٔ عالَم است‌ــ به‌دنیا آمده است. در دانشگاه، گرافیک خوانده و بعدها سر از خبرنگاری و نویسندگی درآورده و جوایز متعددی هم با داستان‌هایش برده است. بیشتر کارهایش را هم به زبان کاتالانی می‌نویسد.

«گوادالاخارا» دومین مجموعه‌ای است که از کارهایش به فارسی ترجمه و منتشر شده است، شامل سیزده داستان، اغلب کوتاه و تک‌وتوک بلند یا نیمه‌بلند.
پیش از این، دوازده داستانک مونسو (با ترجمهٔ نوشین جعفری، و به انتخاب و ویرایش پژمان طهرانیان) در کتابی کوچک با عنوان «چرا این‌جا همه‌چی این‌جوریه؟» (تهران: مان کتاب، ۱۳۹۳) به فارسی چاپ شده بود. آشنایی‌ام با مونسو هم از همان کتاب و به لطف همین دوست، پژمان طهرانیان، شروع شد. تفاوت عمده‌ای که در داستان‌های این دومین کتاب با کتاب قبلی دیدم در سوژه‌های خیلی از داستان‌ها بود؛ مونسو معمولاً حرف‌ها یا اتفاق‌های معمولی و روزمره‌ای را که برای خیلی از مردم، در تمام زمان‌ها و مکان‌ها، آشناست دستمایهٔ داستان‌پردازی می‌کند، ولی در «گوادالاخارا»، علاوه‌بر آن نوع داستان‌ها، مضامین غریب‌ هم کم نیست؛ از خانواده‌ای که قرن‌هاست رسم دارند در تولدِ نُه‌سالگیِ هر بچه‌ای یکی از انگشت‌هاش را قطع کنند و پسرکی که نمی‌خواهد تن به این رسم بدهد بگیرید تا تمام چهار داستانِ بخش دوم، که حاصل نگاه نویسنده به چند قصهٔ تاریخی / افسانه‌ایِ بسیار مشهور است، با آنچه مترجم «بازخوانی‌های بازیگوشانه و روایت‌های متفاوتِ نویسنده از آن‌ها» خوانده است. یکی از آنها‌ ماجرای سوسکی است که ناگهان خودش را در هیأت آدمیزادی نوجوان می‌بیند و وحشت می‌کند؛ تراژدی کوتاهی که مونسو با نگاه متفاوتش به داستان کافکا ساخته است واقعاً خواندنی است، مثل «بازیگوشی» بسیار تأمل‌برانگیزش در روایت ماجرای رابین‌هود که نمونه‌ای است از آنچه در این زمانه به دور باطل می‌انجامد. باقیِ داستان‌ها برای کسانی که کتاب قبلی را خوانده باشند آشناتر است (و البته که نخواندن آنها مانع لذت بردن از اینها نیست). هنر مونسو را در همین داستان‌پردازی با دم‌دستی‌ترین سوژه‌ها می‌توان دید، قصه‌هایی به‌ظاهر بسیار معمولی، بی‌هیچ شگرد و ادا‌ و اطواری در نوشتن، ولی گیرا و گاه حیرت‌آور.
گویا خیلی‌ها هستند که این نوشته‌ها به‌نظرشان «داستان» نیست؛ نباشد. اتفاقاً بعضی منتقدها هم کارهای مونسو را «فراداستان» (Meta Fiction) می‌دانند.

به‌گمانم، بسیاری از دیگرانی هم که ــ‌مثل خودم‌ــ نه زیاد داستان می‌خوانند و نه سلیقه‌شان با کارهای عجیب‌وغریب جور درمی‌آید از این مجموعه داستان ۱۲۶ صفحه‌ایِ خوش‌دست ـــ‌که نشرنِی به‌خوبی و با کاغذِ سبُک منتشرش کرده است‌ـــ لذت ببرند، بخصوص که فارسی‌اش واقعاً روان و «آدمیزادی» و بی‌دست‌انداز است، آن‌قدر که بعید است احساس کنید دارید «ترجمه» می‌خوانید. در نثر مونسو، جمله‌های طولانی و معترضه‌دار کم نیست، ولی بی‌تعارف باید بنویسم یادم نمی‌آید در سرتاسر این کتاب حتی یک جمله را لازم شده باشد دو یا چند بار بخوانم. اگر تجربهٔ ور رفتن با چنین جمله‌هایی را در هنگام ترجمه داشته باشید، مترجم را تحسین می‌کنید.

حالا ده‌ـ دوازده سالی از آشنایی (و لااقل هشت سالی از دوستی)ام با پژمان طهرانیان می‌گذرد. هر بار که حرف می‌زنیم، این را یادم می‌رود به خودش بگویم (و بد نیست اینجا بنویسم تا ثبت هم بشود) که هیچ ترجمهٔ بدی از او‌ نخوانده‌ام، ولی احساس می‌کنم ترجمه و فارسی‌نویسی‌اش، کتاب‌به‌کتاب، بهتر می‌شود. ایدون باد!

خرید آنلاین

منبع معرفی: کانال تلگرام پریشان نسخه

_ فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

درباره مجله 30بوک

مجله 30بوک
مجله‌ی 30بوک جایی برای معرفی و نقد کتاب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *