من ادوارد جوزف اسنودن هستم. زمانی برای دولت کار میکردم و الان برای مردم. سی سال طول کشید تا فرقش دستگیرم بشود و از همان وقت به بعد، در کارم به دردسر افتادم. به همین خاطر الان همه وقتم صرف این می‌شود که جامعه را از شر آن آدمی حفظ کنم که زمانی بودم: یک جاسوس سازمان سیا و آژانس امنیت ملی و متخصص جوانی که باور داشت برای رسیدن به جهانی بهتر تلاش می‌کند (ص: ۱۱).

مجله اینترنتی ۳۰بوک

کتاب با چنین تب تندی شروع می‌شود اما زود هم عرق نمی‌کند. «بایگانی همیشگی» زندگی‌نامه کسی است که قرار بود کارشناس کامپیوتر کاربلدی باشد و کارش را بکند و نپرسد نتیجه آن چیست؟ اما اسنودن سوال می‌پرسد و در نهایت خود را شریک جرم «نظام سرمایه‌داری نظارت» می‌بیند.

او قرار بود همان کسی باشد که دکمه پخش گاز اتاق کشتار را می‌زند و شب به خانه‌اش برمی‌گردد و با خیالِ آسوده یک کارمندِ از همه جا بی‌خبر می‌خوابد اما جایی دیگر دستش یاری نمی‌کند. کتاب شرح حال رسیدن او به آن لحظه تاریخ‌سازی است که دیگر مجری اوامر نبود و اسنادی را افشا کرد که جهان هنوز از آن‌ها بهت‌زده است.

اسنودن از وقتی چشم باز کرد در خانواده‌ای نظامی بود و آن‌ها از او «یک وطن‌پرست فارغ از سیاست ساخته بودند». همزمان با یازدهم سپتامبر درصد میهن‌پرستی خون او هم  بالا رفت و به خدمت ارتش درآمد و این آغاز کشمکش‌های او با خودش بود. اسنودن توانست خودش را از زیر آوار تبلیغات و میهن‌پرستی‌های جعلی نجات بدهد. با این حال، او همچنان بین اسرار موجه و غیرموجه دولتی تفاوت قائل می‌شود و بدون آن‌که توضیحی درباره تفاوت بین این دو بدهد، خودش را به حفظ اسرار موجه دولتی پایبند می‌داند.

«بایگانی همیشگی» خاطرات اسنودن است اما در عین حال چیزی بیش از یک زندگی‌نامه در خود دارد. این کتاب همزمان سند جنایت است و نشان می‌دهد چطور آرمان‌گرایی در سیستم‌های اداری کشته می‌شود و روح‌های جوان و سرکش به انگشتان فشاردهنده بر دکمه گاز تقلیل پیدا می‌کنند:

دولت‌ها نباید بگذارند حتی مستعدترین و شایسته‌ترین آدم‌ها پله‌های ترقی را به سرعت طی کنند و باید آنها را آنقدر در سلسله مراتب بگردانند که روح کمال گرا و سرکش آنها خرد شود و به موجوداتی معمولی بدل گردند (ص: ۳۰۰)… همین را بدانید که رفقا و همکاران تازه‌ام در این سیستم تازه هیچوقت تمایل جدی به سوء‌استفاده از این اختیارات حیرت آور نداشتند و اگر هم هرازگاهی کاری میکردند جنبه اجتماعی نداشت و کارهای شخصی شان را با آن انجام می‌دادند: فضولی توی کار در و همسایه و آشناها. (ص: ۳۰۴)

اسنودن سال ۲۰۱۳ دولت‌ها را در سیمای متجاوزان حرفه‌ای نشان داد که دیگر حافظ امنیت شهروندانشان نیستند و برعکس بلای جان آن‌ها شده‌اند و مرتباً از اطلاعات شهروندان عادی جاسوسی و سوءاستفاده می‌کنند. آن طور که اسنودن نشان می‌دهد نقض حریم خصوصی شهروندان آن‌چنان وسیع و ساختاری است که نمی‌توان به هیچ وجه از شر آن‌ در امان ماند و آگاهی از این شر به تنهایی برای رهایی کافی نیست.

بایگانی همیشگی را علی مجتهدزاده ترجمه و نشر پارسه منتشر کرده است. مترجم کتاب تنها به برگرداندن کلمه به کلمه اکتفا نکرده است و تاریخچه کوتاهی از اصطلاحات یا نام‌های ناآشنا برای مخاطبان ایرانی را در پاورقی‌های کتاب ـ‌که تعداد آن‌ها کم هم نیست‌ـ آورده و کار خواندن و فهمیدن را آسان‌تر کرده است.

جدیدترین کار علی مجتهدزاده ترجمه اتاقی که در آن اتفاق افتاد ( خاطرات کاخ سفید) خاطرات جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، است که بزودی توسط انتشارات صدای معاصر منتشر می‌شود.

مجله اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود