مجموعه ادبیات داستانی انتشارات بیدگل بالاخره به عنوان ششم رسید. پنج عنوان قبلی به طور گسترده‌ای مورد استقبال ۳۰بوکی‌ها قرار گرفته است. کتاب های کبوتران روی چمن، در، جزیره، کابوی تحمل ناپذیر و گزارش به کمیسر.


این مجموعه که ترجمه رمان و داستان‌های کوتاه ادبیات جهان است علاوه بر این که خیلی زیبا و خوشخوان چاپ می‎شود حسن دیگری هم دارد. در ترجمه و ویرایش کتاب‌ها هم دقت فراوانی صرف شده است.

خب برویم سروقت عنوان جدید.

دزد پادگان

 

اول نگاهی بیاندازیم به سوابق نویسنده معروف این رمان

 

توبیاس ولف در ۱۹ جون ۱۹۴۵ در ایالت آلابامای آمریکا متولد شد. او حرفه‌ی نویسندگی‌اش را در حیطه‌ی داستان‌نویسی، رمان‌نویسی و خاطره‌نویسی بسط داده و پس از آن به تدریس در همین زمینه پرداخته است. ولف چهار مجموعه داستان کوتاه و دو رمان به نگارش درآورده. معروف‌ترین اثر او رمان زندگی پسر است که اثری‌ست خودزند‌گی‌نامه‌‌ای و در زمره‌ خاطره‌نویسی‌های او از آن یاد می‌کنند. دیگر کتاب مطرح ولف رمان «دزد پادگان» می‌باشد که جایزه‌ی ادبیات داستانی پن/فاکنر را از آن خود کرده است، علاوه بر این ولف در طی فعالیت حرفه‌ای نویسندگی‌اش جوایز معتبر بسیاری کسب کرده است.
توبیاس ولف در دوران جنگ ویتنام در ارتش آمریکا خدمت می‌کرده است، موضوعی که در بسیاری از آثارش به آن پرداخته، او پس از بازگشت به آمریکا، تحصیلاتش را در زبان انگلیسی و نویسندگی ادامه داد و در سال ۱۹۸۱ اولین مجموعه‌ داستانش را به چاپ رساند که در همان زمان مشغول به تدریس در نویسندگی خلاق بود. ولف از سال ۱۹۷۷ در دانشگاه استفورد به تدریس نویسندگی مشغول بوده است.

 

حالا نگاهی داشته باشیم به سوابق مترجم این رمان

 

بیتا ابراهیمی در سال ۱۳۵۵ در تهران متولد شد. او بعد از به پایان رساندن دوره کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد رشته پژوهش‌های هنر و همچنین گذراندن دوره دوساله ویرایش در مرکز نشر دانشگاهی و شرکت در کلاس های تولید و آمادهسازی کتاب در اتحادیه ناشران و کتابفروشان، فعالیت خود را با نمونه خوانی و ویراستاری آغاز کرد. شوق او به فعالیت در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، انتشار بیش از پنجاه کتاب در این حوزه و همکاری با شورای کتاب کودک و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان را به دنبال داشته است. آثار ترجمه شده و ویرایش شده او با همکاری انتشارات و نشریات مختلف مانند نشر چشمه، انتشارات هرمس، نشر قطره و روزنامه دنیای اقتصاد و… به چاپ رسیده است.

 

و حالا برویم سراغ داستان خود کتاب

 

سه سرباز جوان آمریکایی همزمان با جنگ ویتنام در پادگانی با همدیگر دوست می‌شوند. با گذر زمان آنچه را در خود می‌یابند در دیگری هم می‌بینند. آنها می‌خواهند چیزهای تازه‌ای را تجربه کنند، هر قدر هم که این چیزها خطرناک باشد. اما مشکل آنجا آغاز می‌شود که دزدی‌هایی در پادگان اتفاق می‌افتد… و آنها بی‌اختیار به یکدیگر سوءظن پیدا می‌کنند.

 

و فکر کنم دیگر وقتش رسیده برشی از رمان را بخوانیم.

 

اما لحظاتی هست که آن روز را به یاد می‌آورم، اینکه چه لذتی دارد که مردی بی‌قید باشی با دوستانی بی‌قیدتر…. سه مرد با تفنگ. به جرقۀ سوزانی فکر می‌کنم که از آتش جدا می‌شود و با باد به سمت انبارها و علف‌های خشک می‌آید؛ و به سه سرباز چترباز دیوانه در محوطه‌ای محصور. شاید از فورت‌برگ صدای انفجار را می‌شنیدند. همه‌شان آسمان را که زرد و سرخ می‌شد می‌دیدند و لرزش زمین را حس می‌کردند. چیز مهیبی می‌شد.

 

و در آخر چنین گفت ریموند کارور نویسنده بزرگ آمریکایی در مورد توبیاس ولف :

 

توبیاس ولف یک‌جورهایی به رازهای مشترک ما پی برده است و ظاهراً مصمم است که هرچه را می‌داند به زبان بیاورد.

 

منبع معرفی نویسنده، مترجم و نقل بخش هایی از کتاب: وبسایت انتشارات بیدگل

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود