مانیفست کمونیست متنی کوتاه اما پرارجاع است. ۱۷۲ سال‌ از تولد این مرام‌نامه تاریخ‌ساز می‌گذرد و خوانندگان آن از کمونیست‌های جهان فراتر رفته است و منتقدان یا دشمنانش هم نمی‌توانند آن را نادیده بگیریند. زبان ساده و توضیحات شفاف و سرراست مارکس و انگلس در مانیفست کمونیست آغازگر فهم دیگر آثارشان است و هنوز هم پاسخگوی همان هدف اولیه نگارشش یعنی افسانه‌زدایی از «شبح کمونیسم» است. مانیفست کمونیست افقی را ترسیم می‌کند که در آثار بعدی مارکس و انگلس تشریح و تبیین می‌شوند. بنابراین مانیفست را باید هم راهنمای کارگران برای «تغییر» جهان بدانیم و هم نقشه راه آنانی که می‌خواهند «تفسیر» مارکسیست‌ها از جهان را بدانند.

کتاب «دگرگونی جهان» از سه فصل اصلی با عناوین «زمینه تاریخی و نظری نگارش مانیفست» و «تاریخ مانیفست» و «مفاهیم بنیادین مانیفست» تشکیل شده و تلاش کرده است تا مانیفست را در بستر اجتماعی و تاریخی خودش بنشاند و تحلیل کند. این کتاب هم از انتشار مانیفست به زبان‌های مختلف نوشته و هم از واکنش‌های متفاوتی که برانگیخته است. کتاب در پایان، مفاهیم اصلی و جدید مانیفست را مطرح می‌کند.

ترجمه‌های فارسی مانیفست

کتاب ذیل عنوان «مانیفست به زبان فارسی» تاریخچه‌ای کوتاه و ۸ صفحه‌ای از چگونگی آشنایی ایرانیان با این متن ارائه می‌کند. هر چند مولف در پیشگفتار مژده می‌دهد که به طور خاص سه ترجمه فارسی مطرح و متاخر از مانیفست ـ‌یعنی ترجمه محمد پورهرمزان و ترجمه مشترک محمود عبادیان و حسن مرتضوی و برگردان مسعود صابری– را با هم مقایسه می‌‌کند، اما در عمل تنها نام مترجمان و سال ترجمه برده شده و کار آن‌ها با یکدیگر –حتی به صورت اجمالی هم- مقایسه نشده است و ذکر قطع کتاب یا محل انتشار آن‌ها را نباید با مقایسه ترجمه یکی دانست.

مولف به ترجمه ارائه شده از سوی «حزب کار ایران» یا همان «توفان» اشاره می‌کند و دو بار از آن به عنوان حزبی مائوییست نام می‌برد و در توضیح آن می‌نویسد:

عجیب نیست که حزبی مائوئیست ترجمه‌ای از مانیفست را که در زمان حیات استالین منتشر شده بود، منبع مطمئن و درست بداند(ص: ۱۳۵).

 

احتمالاً منظور مولف از «عجیب نیست» دقیقاً عکس آن بوده است. با این حال، حزب توفان خط مشی مارکسیست-لنینیست را برگزیده است و مائوییست نیست و به همین دلیل نیز برخلاف بابک احمدی نباید از استناد آن‌ها به متن منتشر شده «در زمان حیات استالین» تعجب کرد. آن چه عجیب است ذکر دو صورت نوشتاری «طوفان» و «توفان» برای اشاره به یک حزب واحد در کم‌تر از چند خط  و پنهان ماندن آن از چشم ویراستار و مولف است.

در بررسی تاریخچه ترجمه‌های فارسی مانیفست گاهی ترتیب زمانی هم رعایت نشده است. مثلاً از ترجمه چاپ نشده مرضیه خسروی در سال ۱۳۹۳ ناگهان به ترجمه مصطفی مفیدی در سال ۱۳۵۹ رسیدیم و از آن هم مستقیم به ترجمه محمود عبادیان و حسن مرتضوی در سال ۱۳۹۸ پرتاب می‌شویم.

نقدهایی بر مانیفست

۲۲ صفحه پایانی کتاب با عنوان «چالش‌های نظری و انتقادی» برخی از پرتکرارترین نقدها به مانیفست را با زبانی ساده و روان بازنویس کرده  و پاسخ‌‌هایی هم به آن‌ها داده است. به عنوان مثال برخی از نقدها مطرح می‌کنند که برخلاف گفته مارکس و انگلس «انقلاب» یگانه راه نجات نیست و «اصلاح» می‌تواند نجات‌بخش باشد. هر چند بابک احمدی تا حدی با این استدلال همدلی نشان می‌دهد و می‌گوید در مانیفست «استدلال قانع‌کننده‌ای نیامده که چرا نظام سرمایه‌داری اصلاح‌شدنی نیست» اما این چنین اضافه می‌کند:

از نظر مارکس و انگلس مساله فقط بر سر شکل بهتر زندگی نبود که به فرض با تداوم نظام اصلاح شدهٔ سرمایه‌داری شاید ممکن می‌شد. مساله بر سر محو جامعه طبقاتی بود…(ص: ۲۳۵)

کتاب با نقل قولی از ژاک دریدا تمام می‌شود که همزمان بهترین دلیل برای خواندن این کتاب و کتاب‌های مشابه دیگری است:

اشتباه بزرگی خواهد بود اگر مارکس را نخوانیم و بازنخوانیم و درباره‌اش بحث نکنیم و این سخنی است که درباره شمار اندکی از فیلسوفان دیگر نیز صادق است. اشتباه خواهد بود اگر از خوانش یا بحث درباره مارکس پیش‌تر نرویم (ص: ۲۵۲)

 

«دگرگونی جهان» آخرین تالیف بابک احمدی به حساب می‌آید و از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود