سال پیش شاهد استقبال گسترده‌ای از رمان خانه دوطبقه خیابان سنایی بودیم. اینک از نویسندۀ این کتاب یعنی روبرت صافاریان رمان دیگری با عنوان یادداشت‌های سردبیر هایاتسک چاپ شده است.

دعوت می‌کنیم معرفی‌ای که مهدی یزدانی خرم دربارۀ این کتاب در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشته است را بخوانید:

رمانی که با وجود چند ایرادی که به نظرم در روایت‌اش وجود دارد بسیار هوش‌مندانه نوشته شده. رمان قصه‌ی یک سردبیر ارمنی‌ست که شش سالی می‌شود هفته‌نامه‌ای کم‌تیراژ را به زبان ارمنی منتشر می‌کند. «هایاتسک» که به معنای نگاه است. نشریه‌ای با کیفیت نه‌چندان درخور که یک تاجر سال‌خورده‌ی ارمنی خرج‌اش را می‌دهد. تاجری که عاشق چاپ‌کردن شعرهای مزخرف‌اش است در نشریه‌. کل نشریه سه کارمند دارد. دو زن و یک پیرمرد آبدارچی به نامِ قازار. دفتر نشریه هم در ساختمانی‌ست کهنه و قدیمی که زیرش ساندویچی‌ست و در یکی از طبقات‌اش سلمانی! جایی در قلب تهران.

رمان قصه‌ی یک مرد روزنامه‌نگار است از اقلیت که قرار است چند صد نسخه برای خواننده‌گان‌اقلیت تولید کند. مردی که مدام از پنجره‌ی خاک‌گرفته خیابات ملتهب، باران‌خورده و گاه خالی را نگاه می‌کند. خیابانی که او نمی‌تواند از آن بنویسد انگار. در عین‌حال باران شدید سقف و در و دیوار را تهدید می‌کند و آدم‌ها نیز انگیزه‌ای برای کار ندارند.

طنز صافاریان و تلفیق‌اش با ماجراهای تاریخی‌ای که ردی از آن در رمان موجود است باعث شده یک اثر خوش‌خوان و بسیار صمیمانه ساخته شود. کتاب ادعای زیادی ندارد، نمی‌خواهد با مولفه‌های پیچیده جهان را نگاه کند بلکه به شدت سعی می‌کند با تردید به جهان بنگرد. تردیدی که تمام جوانب زنده‌گی روزمره‌ی این اقلیت مذهبی را در بر گرفته. سردبیری که شیفته‌ی به‌روز بودن است اما باید یک کشکول درآورد برای همان چند صد خواننده‌اش. پس دفتر پوسیده برای‌اش مرکز جهان شده و تمام عناصر و اتفاق‌های‌اش به‌مثابه رخ‌دادهایی پراهمیت. از بارداری گرافیست تا غیبت گربه‌ای که همیشه در راهرو ولو بوده. و بوی روغن سیب‌زمینی سرخ‌کرده که از طبقه‌ی پایین اناق کار او را پر می‌کند.

صافاریان که یکی از منتقدان و سینماشناسان برجسته‌ی ماست پیش از این در کتاب دلنشین «خانه‌ی دو طبقه‌ی خیابان سنایی» کودکی و نوجوانی‌اش را ساخته بود و در این روایت از منظری خاص و متفاوت به جهان می‌نگرد. به جهانی که هر آن در حالِ فروریختن است و اجزای‌اش انگار تاب مقاومت مقابل تاریخ، زمان و مرگ را از دست داده‌اند.
رمان «یادداشت‌های سردبیر هایاتسک» قصه‌ی مردی‌ست که نتوانست سلطان باشد اما در نهایت به جنگِ این زوال همه‌جانبه رفت. رمانی که بسیار خواندن‌اش برای‌ام دلنشین بود. پیشنهاد می‌کنم بخوانیدَش، چه روبرت صافاریان همیشه چیزهایی برای غافل‌گیرکردن مخاطبان‌اش دارد.

 

از صفحۀ اینستاگرام مهدی یزدانی خرم

 

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود