«ما عکس می‌گیریم تا بفهمیم زندگی چه معنایی برای ما دارد.» (رالف هاترزلی)

 

امروز ۱۹ آگوست (۲۸ مرداد) به عنوان روز جهانی عکاسی در تقویم بسیاری از کشورها ثبت شده است. پیشنهاد این نامگذاری را نخستین بار انجمن‌های عکاسی آمریکا در اولین رونمایی عکاسی برای عموم اعلام نمودند. و ایده‌ی روز جهانی عکاسی در ۱۹ آگوست سال ۲۰۱۰ توسط بنیان‌گذار آن «کورسکه آرا»؛ عکاس جوان استرالیایی مطرح شد.

به همین بهانه می‌خواهیم در ابتدا کمی از عکاسی و سختی‌های این کار برایتان بگوییم و در انتها به رسم همیشگی ۳۰بوک کتابی به شما همراهان همیشگی معرفی کنیم.

عکاسی با وجود اینکه در فرانسه اختراع شد اما توسط یک نفر کشف و تکمیل نشد. بلکه نتیجه‌ی تلاش و اکتشافات افراد بسیاری در طول تاریخ است.
در سال ۱۸۲۲ مخترع و اشراف زاده‌ی فرانسوی به نام ژورف نیپس در ۵۷ سالگی نخستین تصویر ثبت شده‌ی دائمی را با فرآیند هیلوگرافی تولید کرد. آن تصویر از چشم‌انداز پنجره‌ی اتاقش بود و اولین عکس بادوام و ماندنی تاریخ شناخته شده است.

بعد از آن لویی داگر دستگاه داگرئوتیپ را اختراع کرد و با به نمایش درآوردن این دستگاه عصر عکاسی آغاز شد.

55
1188049_194

در طول تاریخ، عکاسی دستخوش تغییرات و اصلاحات زیادی شده است تا به آنچه که امروز در دسترس ما است برسد.
عکاسی را می‌توان ثبت لحظات تکرارناپذیر دانست و در سه سطح علمی، صنعتی و هنری آن را شناخت.

 

و اما سختی های شغل عکاسی!
عکاسی هم مانند هر حرفه‌ی دیگری سختی‌های خود را دارد که ما در این‌جا چند نمونه از آن‌ها را باهم مرور می‌کنیم.

کار در شرایط آب و هوایی مختلف و سخت

Crazy-Photographer-in-The-Snow

انتظار طولانی مدت برای ثبت تصویر دلخواه

GhvzzNq

حمل وسایل و تجهیزات سنگین در مسافت‌های طولانی

4b884b66204bc341fef88c1d802a3988

ساعت کاری متنوع

Backyard-Guide-to-the-Night-Sky-4

حفاظت از جان خود و سلامتی دوربین و ابزارشان

گگ

کار در شرایط سخت، خطرناک و ناایمن

تال

«من می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشه‌دار کند و به خطر بیندازد. می‌توانی نگاه نکنی، می‌توانی خاموش کنی، می‌توانی هویت خودرا پنهان کنی، مثل قاتل‌ها، اما نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچ کس نمی‌تواند» (کاوه گلستان)

 

به بهانه‌ی این روز، بیوگرافی مختصری از عکاس به‌نام و معروف ایرانی کاوه گلستان برایتان در صفحه اینستاگرام ۳۰ بوک قرار دادیم.

و در ادامه می‌خواهیم کتابی درباره‌ی او به شما همراهان همیشگی ۳۰بوک معرفی کنیم.

گلستان

بودن با دوربین

کتابی راجع به زندگی، آثار و مرگ کاوه گلستان که به کوشش حبیبه جعفریان جمع‌ آوری و نوشته شده و توسط نشر حرفه هنر منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و گفتگو‌ها با دوستان و نزدیکان کاوه گلستان راجع به او و زندگینامه‌ی مختصری از اوست که با قلم خوب مؤلف کتاب این شخصیت را به خوبی به ما می‌شناساند.

کاوه گلستان روحیه‌ای پرانرژی و سرشار از شور زندگی داشت و همیشه به دنبال انجام کارهایی نامتعارف و ساختارشکنانه بود. همین روحیه‌اش باعث کشته شدن او در عراق شد.

او در مجوعه‌ی سه‌گانه‌ی عکاسی خود به نمایاندن هویت‌هایی می‌پردازد که در تعاملات اجتماعی اقتصادی گم شده‌اند یا به آن‌ها توجه کمتری می‌شود. او هیچگاه انسانیت سوژه‌هایش را از آنان نمی‌گیرد و با نگاهی نتیجه‌گرا، صادقانه و وظیفه‌شناسانه سوژه‌هایش را به تصویر می‌کشد.

همچنین گلستان در مجموعه عکس‌هایی که از انقلاب و جنگ ایران و عراق تهیه کرده بود به خوبی توانست حقیقت را برای مخاطبان به تصویر درآورد و به واسطه‌ی همین عکس‌ها در عرصه‌ی بین‌المللی عکاسی صاحب نام و آوازه شود.

برای شناخت هرچه بهتر چنین شخصیتی خواندن این کتاب را از دست ندهید.

 

و حالا باهم نگاهی بیندازیم به قسمتی از مقدمه‌ی این کتاب از زبان حبیبه جعفریان:

 

«اولین بار کاوه را با خیام دیدم؛ وقتی که مرده بود. داشتم مجله فیلم می‌خواندم و دیدم آن بالا نوشته “پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ”. و دیدم درباره عکاس معروفی است که در عراق کشته شده. من این عکاس معروف را نمی‌شناختم. حتی شک دارم که می‌دانستم فرزند ابراهیم گلستان است؛ ولی دیگر نتوانستم رهایش کنم. کاوه این طور بود. اگر یک بار او را می‌دیدی دیگر نمی‌توانستی رهایش کنی و من نکردم. تمام روزهایی که دنبال این کار می‌دویدم، دنبال مصاحبه‌هایش، قرارهایش و نوشتنش، حالم به طرزی باورنکردنی خوب بود. خوب و به طرز خوشایندی آشفته. گلستان‌ها علائم حیاتی را در آدم بیدار می‌کنند. احساساتیت می‌کنند. تحسینت را بر می‌انگیزند و خشمت را. از پیر و جوان. زنده و مرده. از آنها می‌ترسی و در عین حال به طرفشان کشیده می‌شوی. تاثیری که شاید کاوه هم روی آدم‌ها می‌گذاشت. به قول بهمن جلالی ممکن است بعدها عکاسی بهتر از کاوه بیاید ولی مثل او نمی‌آید. ملغمه‌ای مثل او دیگر نمی آید. فضای رشد او آن قدر پیچیده بود که بعید است دیگر تکرار شود. روایت آدم‌ها از او مثل هم نیست و این به شخصیت خود کاوه بر می‌گردد.»

فروشگاه اینترنتی ۳۰ بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود