به گزارش ۳۰بوک، روز هفدهم بهمن ماه جشن رونمایی و امضا کتاب «با سنگ ها آواز می خوانم» در دفتر مرکزی انتشارات صدای معاصر برگزار شد. نویسندگانی دیگر همچون خانم احسان منش و دیگر طرفداران و مخاطبان رمان های ایرانی نیز حضور داشتند. در ۸۵۰ صفحه این داستان را می توانید بخوانید و از یک داستان عاشقانه لذت ببرید.

از متن کتاب: دستانش را به زیر بغل برده و پایش را به نرده تکیه زد.حیاط روشن تر از هر شب دیگری بود و این برای ماهی بود که امشب عهد کرده تا بیشتر نورافشانی کند. به سنگریزه های حیاط زل زده و جای پای دخترک مومشکی را به وضوح روی آن ها دید. دویده بود، کل مسیر حیاط تا در را دویده بود. امشب هم مثل همیشه موهایش را از وسط فرق باز کرده و دو طرف صورتش رها کرده بود؛ البته منظم تر و دقیق تر از همیشه دقیق تر از زمانی که در نساجی او را می دید. فقط یکبار به رژ قرمزش گیر داده بود، بعد آن دیگر ندیده بود رژ قرمزبزند. این دختر محتاط می توانست ربطی به یاشار داشته باشد؟ می توانست آن قدر بد باشد که به مردی با شرایط یاشار دل ببندد؟ دختری که حتی از زدن رژ لب قرمز بعد از آن پرهیز کرده بود،چطور می شد که به دیدن رابطه ای بین او و یاشار فکر کرد؟

لینک خرید این کتاب

_ فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود