مطالعه‌ی داستان زندگی پرفراز و نشیب افراد مختلف برای بسیاری انتخاب جالبی برای مطالعه است. به ویژه اگر آن فرد تا حدی شناخته شده باشد یا نقشی هرچند کمرنگ در تاریخ یک مملکت ایفا کرده باشد.پیشنهاد امروز ما نیز داستانی‌ست از زندگی یکی از همین افراد.

ثریا اسفندیاری دومین همسر محمدرضا شاه پهلوی و ملکه ایران بود که در میان مردم به «ملکه‌ای با چشمان زمردین» شهرت داشت. وی از آغاز دی ماه ۱۳۲۹ تا پایان اسفند ۱۳۳۶ یکی از زنان دربار و همسر محمدرضا شاه پهلوی بود.
کتاب ثریا (رویایی که به کابوس مبدل شد)، داستانی است واقعی از زندگی ثریا اسفندیاری که از دوران کودکی ثریا شروع شده و تا زمان مرگ وی ادامه پیدا می‌کند و در این میان مملو از خاطرات تلخ و شیرینی‌ست که داستان زندگی ثریا را می‌سازند.

Soraya_Esfandiary-Bakhtiari

اما احتمالا جذاب‌ترین قسمت این کتاب ماجرای ازدواج و سپس طلاق ثریا و محمدرضا شاه است که بخشی از تاریخ مملکت ما را نیز تشکیل می‌دهد.
در ۲۴ اسفند سال ۱۳۳۶ مجلس شورای ملی ایران جدا شدن ثریا و شاه را رسما اعلام کرد. این جدایی با خشنودی هر دو سو رخ داد و شاه دارایی بسیار کلانی را به ثریا بخشید که اندازه‌اش چندان روشن نیست، اما کسانی که آگاهی خوبی در این زمینه داشته‌اند از روی هم هفده میلیون دلار سخن گفته‌اند که در آن روزگار ثروت بسیار کلانی بود. ثریا همچنان می‌توانست از عنوان خود – شهبانو – برخوردار بماند و همچنین جایگاه دیپلماتیک خود را نگه دارد.
ثریا پس از جدایی از محمدرضا به علاقه اصلی‌اش که بازیگری بود روی آورد. او در دوران زندگی ‌اش تلاش داشت فیلمی از زندگی خود بسازد ، اما کوشش‌هایش به جایی نرسید و موفق نشد.

باهم برشی از کتاب را بخوانبم:

دو سه روز گذشت و از عکس های ثریادر خیابان های تهران هیچ نشانی بر جای نماند. کارکنان دولت همه را کنده بودند. یک باره چنان همه چیز رنگ دیگر گرفت که گویی شهبانوی جوان هرگز هستی نداشته است! همان روز مردی پیر و بیمار هم به خانه برگشت. شاه مهربانی کرده بود و از کیفر زندان دکتر محمد مصدق گذشته بود. این اندیشمند برجسته باید چند ماه شاید هم چند سال زیر نگاه و بین نگهبانان همچنان به کبوترهایش می‌رسید. دیگر نمی توانست هیچ خطری برای شاه داشته باشد.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود