کتاب حاضر روایتی از زندگی کورش (کوروش) بنیان‌گذار سلسله‌ی هخامنشی است. در این روایت، بنای نویسنده بر این بوده است تا حد امکان همه‌ی منابع موجود درباره‌ی کوروش را از نظر بگذراند، اما کتاب را به شیوه‌ی رایج نوشته‌های دانشگاهی ننوشته و مقایسه و سبُک و سنگین کردن شواهد را در مرکز کار خود قرار نداده است، بلکه کوشیده تا ماجرایی داستان‌گونه از زندگی کوروش بازگو کند که هم بر منابع تاریخی متکی باشد و هم گروه گسترده‌تری از خوانندگان را با خود همراه کند. در این مسیر، نویسنده برای سامان بخشیدن به روایت خود بسیاری از جریان‌های تاریخی موازی را هم بازگو کرده است تا کوروش را در قاب زمینه و زمانه‌ی خود بهتر تصویر کند.

 

 

رضا ضرغامی

نویسنده‌ی اثر

رضا ضرغامی، ایرانی‌تبار ساکن آمریکاست و کتاب حاضر در سال ۲۰۱۳ توسط یک ناشر آمریکایی چاپ شده و حق کپی آن را نیز نشر مرکز خریده است. رضا ضرغامی فقط ۱۱ سال سن داشت که یک روز با دفتر ریچارد فرای، ایران‌شناس فقید که در آن زمان استاد شرق‌شناسی در دانشگاه هاروارد بود تماس گرفت و برایش پیغام گذاشت.

 

 

عباس مخبر

عباس مخبر

مترجم اثر

به بهانه‌ی چاپ جدیدترین اثر عباس مخبر (ترجمه)، شناخت‌نامه‌ای هرچند مختصر از او و کارهایش می‌آوریم تا شاید بتوان اندکی بیش‌تر نقش و اهمیت او را در ادبیات و اسطوره‌شناسی درک کرد. اثر جدید مخبر با نام شناخت کوروش، جهانگشای ایرانی، به قلم رضا ضرغامی، ایرانی‌تبار متولد انگلیس است. البته این اثر پنج سال پشت درهای وزارت ارشاد ماند تا مجوز بگیرد، که دلیل آن بر همه پوشیده است و شاید بتوان پس از خواندن اثر، چرایی آن را کشف کرد. این کتاب را نشر مرکز منتشر کرده است و در حال حاضر از طریق سایت سی‌بوک با امضای مترجم عرضه می‌شود. عباس مخبر (متولد ۱۹ تیرماه ۱۳۳۲ در سیوند)، مترجم و اسطوره‌شناس ایرانی‌ست. تحصیلاتش را در دبستان منوچهری سیوند آغاز و مدتی در دانشکده‌ی نفت تحصیل کرد. پس از آن به دنبال فیزیک رفت و بالأخره دوره‌ی کارشناسی جامعه‌شناسی را در دانشگاه پهلوی گذراند. سپس فوق‌لیسانس همین رشته را گرفت. پس از آن مدرک کارشناسی ارشد زبان‌شناسی را در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه تهران دریافت کرد. عنوان پایان‌نامه‌ی او «کندوکاوی در برنامه‌ریزی زبان فارسی نوشتاری» بود. سپس در حوزه‌ی ترجمه و پژوهش در زمینه‌های علوم اجتماعی، علوم اقتصادی، اسطوره‌شناسی و ادبیات به فعالیت‌های خود ادامه داد. تاریخچه‌ی نهضت اخیر ترجمه‌ی ادبی در ایران، به بیش از یک قرن می‌رسد، اما ترجمه‌ی آثار نظری ادبیات، عمر چندانی در ایران ندارد، حال آن‌که در غرب (اگر کلاسیک‌تر‌هایی چون افلاطون، ارسطو، هوراس و دانته را در نظر نگیریم)، دست‌کم از نیمه‌ی قرن شانزدهم به این‌سو چهره‌هایی چون درایدن، الکساندر پوپ، ساموئل جانسون و متیو آرنولد (در دنیای انگلیسی‌زبان) چه در قالب آثار مستقل و چه در قالب مقدمه‌هایی که بر آثارشان می‌نوشتند، به نظریه‌ی ادبی می‌پرداختند، اما با آغاز قرن بیستم با کار فکری چهره‌هایی همچون آی ای ریچاردز، لایونل تریلینگ و میخائیل باختین و ظهور مکاتبی چون فرمالیسم، ساختارگرایی و… مطالعات ادبی، چهره‌ی جدیدی به خود گرفت. با این همه روند جدی ترجمه‌ی آثار نظری ادبیات از نیمه‌های دهه‌ی ۱۳۶۰ در ایران آغاز شد. عباس مخبر با ترجمه‌ی کتاب مهم پیش‌درآمدی بر نظریه‌ی ادبی نوشته‌ی تری ایگلتون از آغازگران این روند اخیر است. دنیای اساطیر توی مشتش است و امید همان چیزی است که درست مثل «جعبه‌ی پاندورا» لابه‌لای خط‌به‌خط کتاب‌هایی که نام او بر پیشانی‌شان نقش بسته، موج می‌زند. عباس مخبر و ترجمه‌هایش دری است که به دنیای ناشناخته‌ها، اساطیر و نظریه‌های ادبی گشوده شده و خواننده‌ی فارسی‌زبان به این کتاب‌ها باید دین غریبی داشته باشد: دینی به اندازه‌ی همه‌ی این سال‌هایی که او بی‌وقفه کار کرده است. کارنامه‌ی عباس مخبر پر است از کتاب‌هایی که طیف مخاطبان آثار او را متنوع می‌کند، از عاشقانه‌های ژاپنی و شعرهای پر از لطافت تا تاریخ خط و روزگار هانا آرنت و مارتین هایدگر و مغول‌ها و از دیگر ترجمه‌های او در این حوزه می‌توان به کتاب راهنمای نظریه‌ی ادبی معاصر نوشته‌ی پیتر ویدوسون و رامان سلدن و عمل نقد نوشته‌ی کاترین بلزی اشاره کرد.

 

پیشگفتار مولف

دموکراسی و جهانی‌سازی احتمالن مهم‌ترین مسائل اجتماعی-سیاسی دنیای امروزند. دموکراسی میراث یونانیان باستان است. جهانی‌سازی اما از بخش‌های شرقی‌تر دنیا سرچشمه می‌گیرد. یکی از نخستین و موفق‌ترین تلاش‌ها برای ایجاد یک جامعه‌ی جهانی در قرن شش قبل از میلاد صورت گرفت. این تلاش به گردهم آمدن ملت‌ها و قبایل قومی گوناگون در فلات ایران منجر شد. این اتحادیه‌ی سیاسی و عقیدتی، صحنه را برای تشکیل یک شاهنشاهی پهناور آماده کرد که از هند تا دریای اژه گسترش یافت، و در آن همه‌ی ملت‌ها کمابیش آزاد بودند که براساس آداب و رسوم خود زندگی کنند و به مبادلات فکری و تجاری بپردازند. بنیان‌گذار دوراندیش این شاهنشاهی، که پهناورترین شاهنشاهی جهان تا آن روز بود، کوروش دوم پارسی بود که به «کوروش کبیر» یا «کوروش بزرگ» معروف است. کوروش از تبار سلسله‌ی حاکم هخامنشی، یکی از دودمان‌های برجسته‌ی ایرانیان مهاجر به جنوب غربی ایران، در حدود سال ۵۹۰ ق م به دنیا آمد و در حدود ۵۳۰ ق م درگذشت.

 

پیشگفتار مترجم

 

جایی خوانده‌ام که «تاریخ تکرار رویدادهای گذشته نیست، توالی چشم‌اندازهای بی بازگشت است.» مطالعه‌ی تاریخ و راههای پر پیچ و خمی که روزگاران گذشته را به امروز ما می‌رساند، بی‌شک برای عده‌ی زیادی در هر عصر و دوره‌ای جذاب است: بازسازی ذهنی رویاها و آرمان‌ها و ساختن‌ها و ویران کردن‌هایی که از دوردست‌ها تا امروز کلاف پیچیده‌ی زندگی را تشکیل می‌دهند. ماجراهایی که از اعماق زمان تنوره‌کشان می‌آیند، و بی‌آن‌که ما اراده کرده باشیم، بر زندگی امروز و فردای‌مان تأثیری جدی برجای می‌گذارند. ترجمه‌ی این کتاب از دو جهت برای من جالب بوده است: اول، آشنایی بیشتر با تاریخ ایران باستان و نحوه‌ی شکل‌گیری و تحول دولت در این سرزمین؛ دوم، دست‌اندازی‌های متقابل اسطوره و تاریخ به یکدیگر در قالب داستان‌ها و افسانه‌های مربوط به پیدایش و شکل‌گیری اقوام، دولت‌ها، ملت‌ها، شهرها و نظایر آن. کتابی که در دست دارید، با نگاه نقاد یک پژوهشگر تاریخ، هر دو عرصه‌ی بالا را به‌خوبی کاویده، و پس از بررسی مهم‌ترین اسناد و شواهد موجود، در قالب زندگی کوروش، روایتی جذاب و داستان‌وار از شکل‌گیری نخستین امپراتوری در ایران، و تأثیرهای متقابل آن بر فرهنگ‌ها و تمدن‌های پیش و پس از خود ارائه داده است. نقد و بررسی این کتاب و ضعف‌ها و قوت‌های آن برعهده‌ی صاحب‌نظران و مورخان است، اما به جرئت می‌توانم بگویم که نویسنده اغلب منابع و مآخذ معتبر مربوط به کوروش را بررسی و مقابله کرده تا چشم‌اندازی نسبتن روشن از زندگی، دیدگاه‌ها و فعالیت‌های این سردار ایرانی به دست دهد.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود