اشتوم از بچه‌ای شروع می‌شود که نمی‌تواند حرف بزند و بزرگسالانی که می‌توانند حرف بزنند اما نمی‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند. «جونا» پسر ده ساله‌ای است که پذیرش وضعیت خاص او برای والدینش آسان نیست. جونا مبتلا به اوتیسم است؛ یعنی همان بیماری که از آن با نام «درخودماندگی» یاد می‌شود و مبتلایان به آن از برقراری ارتباط ناتوان هستند اما پدر و مادر و پدربزرگش نیز که برچسبی به نام اتیسم بر آن‌ها نخورده است، چندان در گفت‌و‌گوهایشان موفق نیستند.

راوی داستان پدر جونا است و روایت‌گری او مخاطب را در طیفی از خنده و گریه می‌گرداند. برخلاف اغلب داستان‌هایی که موضوع اصلی آن فرزندی استثنایی است، مادر در این داستان نقشی حاشیه‌ای دارد و پدر در سیمای پرستار ظاهر می‌شود.

نویسنده از احساسات پدر و مادر فرزند مبتلا به اتیسم می‌گوید که بین «امید و یکجور پوچ‌گرایی کلافه‌کننده مدام در تغییر است.» امید به حرف زدن فرزندشان یا حتی دریافت کمک‌های اجتماعی خیلی سریع جایش را به سرزنش خود می‌دهد و از آن هم به دلسوزی برای خود می‌رسد. این تغییر احوالات هیچ نظم و منطقی ندارد و هر لحظه به شکل جدیدی تبدیل می‌شود و آن چه ثابت باقی می‌ماند تلخی امروز و ابهام فردا است؛ آن‌ها هم‌بازی‌های فرزندشان را می‌بینند که حالا روان و بی‌اشکال حرف می‌زنند و خود را برای فردای پیش‌رویشان آماده می‌کنند اما انگار برای فرزند آن‌ها فردایی وجود ندارد و این حال قرار است تا ابد ادامه پیدا کند:

او کمی خودش را بالا می‌برد تا بتوانم پوشک شبانه‌اش را برایش بگذارم. وقتی دارد این کار را می‌کند دیگر بچه نیست، بزرگسال هم نیست. زخم‌هایم دوباره به سوزش می‌افتند و به یاد می‌آورم که هیچ‌گاه هم قرار نیست بزرگسال شود (ص:۱۳۰).

 

تصویر زنده‌ای که نویسنده از شرایط چنین پدر و مادری ارائه می‌دهد، احتمالاً تا حدی نتیجه تجربه زیسته خود او است؛ جم لستر فرزندی مبتلا به اتیسم دارد و خودش با چنین شرایطی مواجه شده است و بارها از تجربه پدری خود به خبرنگاران گفته است. هر چند نویسنده برای مخاطبان ایرانی ناآشنا است اما کتاب هیچ مقدمه و موخره‌ای ندارد و تلاشی برای شناسایی نویسنده به مخاطب ایرانی صورت نگرفته است.

نام کتاب واژه‌ای است در زبان ییدیش یا همان زبان یهودیان اروپای شرقی که احتمالاً نزدیک‌ترین ترجمه برای آن در فارسی همان «هیس!» آشنا است. با این حال، مترجم توضیحی درباره این عنوان یا دیگر واژگانی که در کتاب به سنت یهودی برمی‌گردد، نداده است. مثلاً در صفحه ۳۷ از «یوم کیپور» می‌خوانیم اما مترجم توضیحی درباره این روز به مخاطبان فارسی‌زبان احتمالاً غریبه با رسوم یهودی نمی‌دهد.

«اشتوم» اولین کتاب جم لستر است که با تلاش عاطفه هاشمی به فارسی برگردانده شده و از سوی نشر میلکان وارد بازار کتاب شده است.

جیم لستر

مجلۀ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود