این کتاب تلاش دارد به این سوال پاسخ دهد که چه می‌شود روابط عاشقانه‌ای که در ابتدا مانند قصۀ پریان است، با گذشت زمان به سوهانی تبدیل می‌شود که روحمان را می‌خراشد.

این کتاب دربارۀ عشق و جست‌وجوی شریک عاطفی مادام‌العمر است.

سندروم آهن‌ربای انسانی
نویسنده: راس روزنبرگ
مترجم: زهرا باختری
ناشر: چترنگ

 

– تحقیرم می‌کند، مرا در جمع مسخره می‌کند، اعتماد به نفسم را از من گرفته است، تمرکز ندارم، اصلا به احساساتم توجه ندارد…
– چرا از او جدا نمی‌شوی؟؟
– دوستش دارم….!

چند بار شاهد این مکالمه بوده‌اید؟
بارها در ذهن خود یک شریک عاطفی سالم را رویاپردازی کرده‌ایم، کسی که به ما حس خوب دوست داشتنی و ارزشمند بودن بدهد، به ما کمک کند از موانع عبور کنیم، در سختی‌ها پشتیبان و حامی ما باشد و توانمندی‌هایمان را به رخ‌مان بکشد. می‌دانیم که یک رابطۀ خوب و سالم چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد، در کتاب‌ها خوانده‌ایم، در فیلم‌ها دیده‌ایم، اگر دوستی با ما مشورت کند، می‌دانیم چگونه نصیحتش کنیم. اما چرا خودمان جذب افرادی می‌شویم که نقطۀ مقابل آرزوهایمان هستند و آزارمان می‌دهند؟

کشش افراد به سمت کسی که عاشقش شده‌اند، ربط زیادی به آنچه می‌بینند یا حس و فکر می‌کنند، ندارد؛ بلکه بیشتر تحت تاثیر نیروهایی نامرئی است که از وجود آنها بی‌خبرند.

 

عشق بی‌قیدوشرط

مشکل را باید در سال‌های بسیار دور جستجو کرد. آنچه در کودکی، وقتی هنوز کوچک و ناتوان بودیم، در رابطه با والدین‌مان تجربه کردیم، سال‌ها بعد بر روابط ما در دوران بزرگسالی تاثیر می‌گذارد.

کودک نیاز دارد حس کند که موجودی ارزشمند است و بی‌قیدوشرط دوست داشته می‌شود. بی‌‌قیدوشرط یعنی اینکه حتی وقتی بدرفتاری می‌کند، سخن زشت می‌گوید، درشتی می‌کند؛ مطمئن باشد که همچنان موجودی ارزشمند است و هرگز از جانب والدین‌اش طرد نمی‌شود.
در این شرایط تنها رفتار و گفتار کودک مورد قضاوت قرار می‌گیرد نه خود او: تو بد نیستی! رفتارت مناسب نبوده است!
رفتاری به غیر از این، موجب ضعف سلامت روانی فرد در بزرگسالی می‌شود.

parents_kiss_kid

هم‌وابستگی و خودشیفتگی

 

اگر والدین ما در کودکی تنها وقتی به ما عشق و توجه نشان می‌دادند که طبق خواست و ارادۀ آنها عمل می‌کردیم، چنین نتیجه می‌گرفتیم که دست‌یابی به عشق و حس ارزشمندی تنها در صورتی ممکن است که رضایت خاطر طرف مقابل‌مان را بدست آوریم، پس در بزرگسالی احتمالا جلب رضایت دیگران را اولین وظیفۀ خود خواهیم دانست و به فردی هم‌وابسته بدل خواهیم شد.

angry_parents_kids

فردی که تامین رضایت دیگران را هدف خود قرار داده باشد، در روابط عاشقانه‌اش در بزرگسالی بطور ناخودآگاه جذب فردی می‌شود که مانند والدین‌اش فردی خودشیفته و سلطه‌گر باشد. گویی همواره در پی یافتن شریکی است که او را به دوران کودکی بازگرداند تا کار تمام نشده‌اش را تمام کند. شریک عاطفی او، نقش مادر یا پدر سلطه‌گرش را بر عهده می‌گیرد تا به گرایش مخفی او به تحت سلطه قرارگرفتن پاسخ دهد.

اما ممکن است کودک از عهدۀ جلب رضایت والدین‌اش برنیاید، در نتیجه نمی‌تواند کاری کند که والدین خودخواه و خودشیفته‌اش نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند. پس مورد بی‌توجهی و بی‌مهری یا حتی بدرفتاری والدین قرار می‌گیرد و می‌بینید که آنها احساساتی منفی مانند سرافکندگی، خشم و ناامنی را در رابطه با او تجربه می‌کنند. والدین این احساسات را بر روی او فرافکن می‌کنند، یعنی کودک را مسئول تمام احساسات بد و منفی خودشان می‌دانند و این احساسات منفی به کودک منتقل می‌شود، حالا دیگر کودک نیز از دست خودش عصبانی، شرمگین و درمانده است و در عین حال از والدین و دنیای اطرافش نیز خشم بسیاری جمع کرده است. این کودک در بزرگسالی مانند والدین‌اش به فردی خودشیفته و سلطه‌جو تبدیل می‌شود و جذب فردی می‌گردد که خودشیفتگی و سلطه‌گری او را تحمل کند

سندروم آهن‌ربای انسانی

 

افراد هم‌وابسته و خودشیفته مثل دوتکه آهن‌ربا با قطب‌های مخالف جذب یکدیگر می‌شوند. راس روزنبرگ، نویسندۀ کتاب، نام این پدیده را «سندروم آهن‌ربای انسانی» گذاشته است.

اگر شما فردی هم‌وابسته باشید و درگیر پدیده‌ای به عنوان «عشق در نگاه اول» شوید، احتمالا بعد از مدت اندکی درگیر حسی ناخوشایند و رابطه‌ای آزاردهنده می‌گردید و سلطه‌گری‌ها و خودخواهی‌های شریک عاطفی‌تان سوهان روحتان خواهد شد. اگر روزی از او جدا شوید، عاشق فرد دیگری می‌شوید که با ظاهری متفاوت نقش عشق سابق‌تان را بر عهده بگیرد و آزارگر جدیدتان شود.

اگر فردی سلطه‌طلب باشید، خواهید دید که شریک عاطفی‌ جان‌به‌لب رسیده‌تان روزی ترکتان می‌کند و شما به جستجوی فرد دیگری نشسته‌اید تا جذبش کنید، آزارش دهید و باعث شوید تا او هم ترکتان کند.

و این چرخۀ معیوب ادامه خواهد یافت مگر آنکه نسبت به آن آگاه شوید و با عبور از موانع ذهنی‌تان، به لحظۀ «روشن شدن چراغ در ذهن» یا لحظۀ «آهان گفتن» برسید.

01

نویسندۀ کتاب سندروم آهن‌ربای انسانی خود در ۴۵ سالگی پس از تجربۀ روابط ناسالم بسیار، بالاخره توانست یک رابطۀ عاشقانۀ طولانی مدت سالم را تجربه کند.

این کتاب تلاش می‌کند از پدیده‌ای که ما را به سمت شرکای عاطفی نامناسب می‌کشاند، سردربیاورد و هم‌وابستگی یا خودشیفتگی ما را ریشه‌یابی کند. در فصل‌هایی از این کتاب اختلال شخصیت مرزی، ضداجتماعی و خودشیفته بررسی می‌شود و توضیح می‌دهد که چرا هم‌وابسته‌ها نسبت به خودشیفته‌ها آسیب روانی کمتری دیده‌اند و راحت‌تر درمان ‌می‌شوند.

کتاب در نهایت با فصلی امید دهنده پایان می‌یابد. ما همگی موجودات ناکاملی هستیم که در خانواده‌های ناکاملی به‌دنیا آمدیم و رشد کردیم و در جهانی ناکامل زندگی می‌کنیم. با هر پیشینه‌ای که داریم می‌توانیم با انتخاب‌های آگاهانه، تعهد فردی و تلاش بیشتر، به نسخۀ بهتر خودمان بدل شویم و جهان را به شکلی بهتر تجربه کنیم. این‌ها سخنان کسی است که خود مسیر پرفرازونشیب آسیب‌ها و مشکلات را به سلامت پشت سر گذاشته است.

تصویر فهرست مطالب این کتاب را در روبرو مشاهده نمایید.

 

دربارۀ نویسندۀ کتاب

راس روزنبرگ، متخصص حوزۀ روابط ناکارآمد، هم‌وابستگی و رابطۀ جنسی، عشق و اعتیادهای اینترنتی است و برای هریک از موارد فوق، روان‌درمانی جامع، تمرین و مشاوره ارائه می‌دهد.

کتاب حاضر نخستین اثر روزنبرگ است. او در این کتاب، ۲۵ سال تجربۀ خود را در زمینۀ سلامت روان، خدمات اجتماعی و حوزه‌های مربوط به رفاه کودکان عرضه می‎دارد.

او همچنین یک سخنران ملی و پیشرو در برگزاری سمینار بوده و در روان‌درمانگری متخصص است. او در ادامۀ این کتاب، کتاب دیگری را به رشتۀ تحریر درآورد که راهنمایی برای هم‌وابسته‌هایی است که به دنبال روابط سالم هستند.

خدمات روان‌درمان‌گرانۀ راس درمان‌جویانش را قادر ساخته که به تعادل، آرامش درونی و حس ثمربخشی فردی دست یابند. او چنین باور دارد: «در یک رابطۀ درمانی گرم و توأم با احترام، قدرتی نهفته است که می‌تون با آن به موانعی که به نظر می‌آید به ما چیره شده‌اند، غالب شد.

Ross-Rosenberg-2

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود