«شادی» سراب راه ما است. هرازگاهی که کسانی فریاد می‎‌زنند «رسیدیم! یافتیم!»، ما هم قدم تند می‌کنیم تا به آن‌ها برسیم. به آن‌ها می‌رسیم اما به شادی نمی‌رسیم. هر بار خسته‌تر و ناامیدتر می‌شویم اما جرئت پذیرفتن واقعیت سراب را هم نداریم. «تیچ نات هان» آن کسی است که جایی میانه این راه ایستاد و دیگر دنبال سراب نرفت. «نیلوفر و مرداب» حاصل همین توقف است.

او می‌ایستد تا به ما بگوید «شادی» آن حوضچه خیالی در راه بیابان نیست. منادیان شادی هم نگهبانان آب مقدس نیستند تا با آن غسل تعمید انجام دهند و ما را رستگار کنند.

او واقعیت تلخ را همان اول می‌گوید؛ رنج همیشگی است، گریزی از آن نیست. راهی برای بی‌حسی و رنج نکشیدن نیست اما راه‌هایی وجود دارد تا «مقهور» آن نشویم. «نیلوفر و مرداب» همین راه را نشان می‌دهد و برای مخاطبش تمرین‌هایی را هم در نظر گرفته و آن را جدول‌بندی کرده است.

کتاب در ۶ فصل مختصر و مفید که در مجموع ۱۳۶ صفحه است، صورت مسئله را تعریف می‌کند و راه حل را هم نشان می‌دهد و دیگر حل تمرین‌های مشابه را برعهده مخاطبان می‌گذارد. نویسنده کتاب راهبی بودایی است اما از آن خلوت‌گزیده‌های بی‌تفاوت به دنیا و گرفتاری‌هایش نیست:

ممکن است فکر کنید که تنها در قبال رنج‌ها و شادی‌های خودتان مسئول هستید، اما شادی شما بر شادی‌های تمام جهان می‌افزاید و رنج شما رنج تمام جهان است (ص: ۸۸)

اگر می‌خواهید درباره تمرین‌های راهبان بودایی بیشتر بدانید، معرفی کتاب «ذهن ذن، ذهن آغازگر» را هم ببینید.

او رنج و شادی را مسئله‌ای همگانی می‌بیند که مانند هر کار جمعی دیگری نیازمند راه‌حلی فراگیر است و با نسخه‌های تک نفره نمی‌توان آن را به چنگ آورد. همین‌ نگاه او را به «مبارز صلح‌طلب» تبدیل کرده است؛ ترکیبی که شاید متناقض به نظر برسد اما واقع‌بینانه است. همین مبارزات صلح‌طلبانه او باعث شد تا مبارزی مانند مارتین لوتر کینگ او را تحسین کند و مستحق دریافت جایزه صلح بداند.

نشر بیدگل به تازگی «نیلوفر و مرداب» را با ترجمه علی امیرآبادی منتشر کرده است.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود