سالانه مبالغ هنگفتی صرف ساختن دورهمی‌های رادیویی، تلویزیونی و سینمایی می‌شود تا از مجاری رسمی، امید و شادی را به جامعه تزریق کنند و معمولاً قریب‌به‌اتفاق این برنامه‌ها جز پر کردن جیب «عمله‌های لودگی»، نتیجه‌ی دیگری ندارند. علت این امر را نه در خنده‌های جعلی و کیفیت نازل برنامه‌ها، که در بطن خود خنده باید جست: نیروی ویرانگری در این واکنش طبیعی بدن که با مهار زدنش شادکامی به جامعه‌ی افسرده و ترس‌خورده بازنمی‌گردد.

کاترین فروزه استاد فلسفه و دین دانشگاه کلگری کانادا و مدرس فلسفه‌ی تطبیقی، فلسفه‌ی فمینیستی و فلسفه‌ی سیاسی است. محور اصلی اندیشه و آثار او، از یک سو، اخلاق، فردیت و دیگری است و از سوی دیگر، محدودیت‌های مرجعین عقل انسان مدرن و جست‌وجوی شیوه‌های نوین زیستن.
او در کتاب چرا فیلسوفان نمی توانند بخندند غرب تا شرق فلسفه را در جست‌وجوی این نیروی ویرانگر می‌کاود. نیرویی که خنده را به دشمن هرگونه مرجعیت و سلسله‌مراتب مبدل می‌سازد. به همین علت، او بر کار فیلسوفان و مکاتبی تمرکز می‌کند که مرجعیت‌ها را به پرسش می‌گیرند: از نیچه و کیرکگور گرفته تا حکمت چین باستان و آیین بودیسم
این کتاب ، متون فلسفی غربی و چینی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد تا مشخص شود که چرا خنده و طنز بخش عمده‌ای از گفتمان فلسفی نبوده‌اند. همچنین پیش بینی می کند که ممکن است پرده برداشتن مداوم از مفروضات فلسفی از طریق طنز و خنده برای زندگی خوب لازم باشد.

برشی از کتاب:

ما هرگز موجوداتی کاملاً عقلانی و منطقی نیستیم و خنده به ما امکان می‌دهد که از این واقعیت سرخوش شویم. بنابراین، مایه‌ی تعجب نیست که فلسفه، یا دست‌کم فلسفه‌ی غرب که بنابر سنت عقل را به عرش اعلا رسانده است، نسبت به کمدی تا حدی از خود مقاومت نشان می‌دهد، چرا که کمدی این توانایی را دارد که دقیقاً همین عمل فلسفه را به پرسش گیرد.

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود