شما از یک رمان خوب چه انتظاراتی دارید؟
مثلا اینکه یک رمان خوب باید بتواند روح خواننده‌اش را در فضای داستان به پرواز در بیاورد و تخیل خواننده‌اش را به گونه‌ای فعال کند که خواننده خود را جزیی از آن داستان ببیند. مهم‌تر از آن اینکه واقعیات جدیدی را پیش روی خواننده بگشاید و جذابیت داستان را از همان ابتدا تا پایان داستان به نحوی حفظ کند که لحظه‌ای به خواننده برای زمین گذاشتن کتاب امان ندهد!
خب. نظرتان چیست در معرفی کتاب امروز رمانی با همین خصوصیات و البته خصوصیات جذاب دیگر به شما معرفی کنیم؟
کتابی با فضایی مرموز و رمزآلود که در هر لایه‌اش شاهد حس و حال خاصی هستیم. گاهی خوفناک، گاهی عاشقانه و حتی گاهی طنرآمیز. داستانی که از دل یک داستان دیگر برمی‌آید و ماجراهای زیادی را با خود به همراه دارد.

ماجرای کتاب راجع به پسری به نام دنیل است که پدرش کتاب‌فروش است. او یک روز به همراه پدرش به یک کتاب‌فروشی مخفی در محله‌ای گوتیک می‌رود. جایی مرموز که در واقع «گورستان کتاب‌های فراموش‌شده» است.پدر در آنجا از پسرش می‌خواهد از میان کتاب‌ها کتابی را برای خودش انتخاب کند. کتابی که باید تا پایان عمرش مسوول نگهداری آن باشد. دنیل کتابی را انتخاب می‌کند به نام «سایه باد». او نمی‌داند پس از انتخاب این کتاب چه ماجراهایی انتظار او را می‌کشند و..
«سایه باد» پدیده ادبیات اسپانیا در سال ۲۰۰۱ بود که خیلی زود به زبان های دیگر ترجمه شد و ظرف سه سال بیش از ۱۲ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. ترجمه فرانسوی این رمان، سال ۲۰۰۴، به عنوان بهترین رمان خارجی سال انتخاب شد.
نویسنده این کتاب تنها راوی یک داستان و یا یک سرگذشت نیست. بلکه او راوی جهانی‌ست که گذشتن از آن بسیار سخت است.

در قسمتی از پشت جلد کتاب آمده:

گابریل گارسیا مارکز، امبرتو اکو و خورخه لوئیس بورخس در این رمان با یکدیگر تلاقی پیدا میکنند…روئیث ثافون ما را با شخصیت های بکر و داستان تمام عیارش شیفته ی خود میکند. داستانی لایه لایه که عشق و شور، انتقام و رمز و راز در آن موج میزند و مانند پیاز با شکافته شدن هر پوسته، لایه ای جدید هویدا میشود…با خواندن این رمان به یک سواری تند و وحشیانه می روید.

و حالا بد نیست کمی راجع به خالق این رمان هیجان‌انگیز بدانیم:
کارلوس روئیث ثافون نویسنده اسپانیایی، متولد بارسلون، اولین رمانش را در چهارده سالگی نوشت و از نوزده سالگی به یک نویسنده ی حرفه ای بدل شد. سال ۱۹۹۳ با رمان «شاهزاده مه» برنده جایزه  ادبی شد و این رمان جلد اول از سه گانه  «مه» بود که تافون را به نویسنده‌ای جهانی تبدیل کرد. آثار او به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده‌اند و جوایز متعددی را برایش به ارمغان آورده‌اند. او علاوه بر جلب نظر منتقدان ادبیات، یکی از پر خواننده‌ترین نویسنده‌های اسپانیولی زبان است که تقریبا همه  آثارش با تیراژی بالغ بر بیست میلیون نسخه در جهان به فروش رفته‌اند. کارلوس روئیث ثافون فیلم نامه هم می‌نویسد و امروزه در کالیفرنیا ساکن است.

و در آخر برشی از کتاب:

پدرم از ابتدای ماجرا می‌دونست چه اتفاقاتی قراره رخ بده. فقط نزدیک دوستانش موند چون احساس می‌کرد نسبت به اون‌ها مسئوله. چیزی که پدرم را کشت اعتقاداتش نبود، وفاداری به کسانی بود که وقتی دوره‌شون سپری‌ شد به او خیانت‌ کردن. هرگز به هیچ‌کس اعتماد نکن، دانیِل. به‌خصوص افرادی که همیشه تحسین‌شون می‌کنی و در ذهنت بزرگ‌ترین انسان‌ها هستن. همیشه همون آدم‌ها بیشترین بار رنج و درد را روی دوشِت می‌گذارن و تو را به سمت بدترین مصیبت‌ها هدایت می‌کنند.

carlos_zafon_ruiz

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود