«کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند! »
مجله آلمانی اشپیگل

 

پرفروش‌ترین کتاب سال سوئد، رتبه یک نیویورک تایمز، از پرفروش‌ترین‌های سایت آمازون در سال ۲۰۱۶

حیف نیست از مطالعه کتابی که مجله اشپیگل این جمله را راجع به آن گفته و چنین افتخاراتی را به دست آورده غافل بمانیم؟!
کتابی که پس از انتشارش در کمترین زمان ممکن مثل توپ در دنیا صدا کرد و فیلمی که از آن ساخته شد هم جوایز بسیاری به‌دست آورد. اگر نه این کتاب را خوانده‌اید نه فیلمش را که رقیب فیلم فروشنده اصغر فرهادی در اسکار ۲۰۱۷ بوده را دیده‌اید، دست کم باید چیزهایی راجع به آن شنیده باشید.

یک رمان تراژیک-کمیک که احساس‌هایی مثل عشق و نفرت را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

مردی به نام اُوه داستان مرد میانسال بداخلاق‌ و منزوی است که به تازگی همسرش را که رابطه عاطفی خاص و بی نظیری باهم داشتند ، از دست داده و تنها زندگی می‎کند. او به تازگی از محل کارش اخراج شده و تقریبا حوصله هیچ‌کس را ندارد و در فکر خودکشی است. اما یک دختر ایرانی به نام پروانه که در همسایگی‌اش زندگی می‌کند اتفاقی وارد زندگی اُوه می‌شود و مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد.
شاید وجود یک شخصیت ایرانی دراین داستان، جذابیت این کتاب را برای مخاطبین ایرانی دوچندان کرده است. اما در هر صورت این کتاب نمونه بارز یک رمان خوب است که از وقت گذاشتن برای آن پشیمان نمی‌شوید.

برشی از کتاب:

و زمان هم چیز عجیبی است. بیشتر ما فقط برای همان زمانی که پیش رویمان است زندگی می‌کنیم. چند روز، چند هفته، چند سال. احتمالاً یکی از دردناک‌ترین لحظات زندگی هر آدم زمانی است که می‌فهمد به سنی رسیده که سال‌های پشت سرش خیلی بیشتر از سال‌های پیش رویش هستند. و وقتی دیگر زمانی پیش رویمان باقی نمانده مجبوریم به دنبال چیزهای دیگری باشیم که به‌خاطرشان زندگی کنیم. مثلاً، خاطرات. بعدازظهرهایی که زیر نور آفتاب دست کسی را توی دستمان گرفته بودیم. عطر غنچه‌های تازه‌شکفته. یکشنبه‌ها در کافه. یا شاید نوه‌ها. آدم راهی پیدا می‌کند که به‌خاطر آیندهٔ کسی دیگر زندگی کند. و اُوه بعد از مرگ سونیا نمرد. او فقط از زندگی کردن دست کشید. اندوه چیز عجیبی است.

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود