در ایران آثار کلاسیک بسیاری هستند که مدت‌ها قبل منتشر شده‌اند اما به هر دلیلی سال‌ها انتشارشان متوقف شده است. با این همه، هر رمان کلاسیک بزرگی، پا دارد و اگر سال‌های مدید هم خاموش در کنجی بنشیند، بار دیگر برمی‌خیزد و راه می‌افتد تا خود را به مخاطبانش برساند. این اتفاق بعد از ۳۶ سال برای رمان مزدور هم رخ داد و این رمان برجسته با ویرایش تازه‌ای از سوی نشر خزه به خانه‌ها و کتابخانه‌ها راه یافت.

رمان «مزدور» هاوارد فاست حکایت همه‌ی دوره‎ها خاصه زمانه‌ی ماست. حکایت مزدورانی که به طمع نان، پای را از دایره‌ی اخلاق بیرون می‌گذارند و ستمگری می‌کنند، اما خودشان قربانی‌اند. قربانی فقری که بیشتر فرهنگی است و در نهایت، قربانی خشونت و بدخویی دیگرانی که جواب بدی را فقط با بدی می‌دهند.
این کتاب که با استقبال گرم ناقدان ادبی روبرو شده، مانند بسیاری از آثارش بر زمینۀ پی‌آیندهای جنگ استقلال و قشون‌کشی نیروهای انگلیسی به مستعمرات سابقش در امریکا نوشته شده است.

عنوان کتاب The Hessian است که در اصل به کسانی گفته می‌شد که اهل ایالت هس آلمان هستند و چون قریب ۱۷۰۰۰ سرباز آلمانی در جنگ‌های استقلال امریکا در قبال دریافت مزد برای انگلیسی‌ها می‌جنگیدند که خونخوارترین‌شان «هسی» بودند، این اسم به تمام آنان نسبت داده شد و به مرور زمان معنای سرباز مزدور را به خود گرفت.

نویسنده کتاب را بیشتر بشناسیم:

هاوارد فاست نویسنده مطرح و کمونیست آمریکایی بود که در سال‌های فعالیت‌اش با نام‌های مستعار ای. وی. کانینگهام و والتر اریکسون نیز قلم زده است. وی زندگی ادبی‌اش را از هفده سالگی آغاز کرد و تاکنون ده‌ها رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه و فیلمنامه نوشته و علاوه بر جوایز ادبی متعدد جایزه‌ی بین‌المللی صلح ۱۹۵۴ را نیز از آن خود کرده است. آثار فاست به ۸۲ زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. معروف‌ترین رمان‌هایش عبارتند از: آخرین مرز، همشهری تام‌پین، اسپارتاکوس و…

برشی از متن کتاب:

در اینجا، در این بهار زیبا و دیرپا، ترسناک‌ترین درام در حال اجرا بود؛ مردی را داشتند محاکمه می‌کردند که موضوع مرگ و حیاتش در میان بود و نه هر مردی، بلکه یکی از کسانی که در آن سال‌های عجیب، کینه و نفرت همگان را برمی‌انگیخت: یعنی یک مزدور. شاید سرنوشت غم‌انگیز ما چنین بود که جنگ این همه از ما دور باشد، چون با تمام درنده‌خویی و پوچی جنگ، درگیری هرکسی در آن، نه تنها بدترین صفاتش را آشکار می‌سازد، بلکه بهترین خصوصیاتش را نیز می‌پروراند و همین‌جاست که همراه با بی‌رحمی ترحم و شفقت نیز به وجود می‌آید. در اینجا دشمن مردی تنها بود که اصلاً مرد نبود، بلکه پسربچه‌ی بدبخت و یتیمی بود که هزاران مایل از خانه و کاشانه‌ی خود دور افتاده بود.

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود