پدرام ابراهیمی: اگر کسی می‌پرسد کتاب چه اهمیتی دارد و تو که کتاب خواندی کجای دنیا را گرفتی؟ من بهش می‌گویم من را نگاه نکن، جوامع کتاب‌خوان را نگاه کن.

شروع فعالیت شما در زمینه ادبیات بالخصوص طنز و تاریخ از کجا بوده؟

از سال ۹۰ وارد فعالیت مطبوعاتی شدم، با مجله طنز خط‌خطی و با روزنامه‌های شرق، بهار، آسمان، هم‌میهن، شهروند و قانون در این سال‌ها همکاری داشته‌ام. انتخاب من طنز هست به دو دلیل: در قدم اول چون خصیصه‌های شخصیتی مرا به این سمت کشاند. و در قدم بعدی طنز شیوه‌ی خوبی برای بیان حرف‌های گفتنی و نگفتنی‌ است.

چرا تاریخ رو در قالب طنز بیان می‌کنید؟

بدون اینکه ما به تاریخ دست بزنیم تاریخ درون خودش طنزینه دارد. مثلا دیکتاتوری با همان روش که سر کار آمده، از حکومت رانده می‌شود. یا فلان پادشاه اروپایی که صاحب بزرگترین آشپزخانه بوده از گرسنگی می‌میرد. این روایت‌ها طنز نیستند ولی در خود طنزینه دارند. از طرفی تاریخ پتانسیل ساختن طنز را دارد. مثلا دوره قاجار منبع لایتناهی طنز است. جدی‌ترین تصمیم‌هایشان با مضحک‌ترین جوک‌ها برابری می‌کند. حتی در مورد کشتارهای تاریخ هم می‌شود طنز گفت، البته نه در آن زمان، چون آن موقع درد و غم هست. شخصیت‌های تاریخی هم معدن طلا هستند برای طنزنویس.

به عبارتی طنز، تراژدی است بعلاوه‌ی زمان. دفعه اولی که پیرمردی می‌افتد تو چاله‌ای ناراحت‌کننده است ولی تکرار، آن را کمدی می‌کند. در واقع طنزنویس پشت میز تدوین نشسته است.

آیا اسم «تاریخ روی تردمیل» نشان می‌دهد که شما به تکرار تاریخ قائلید؟

تکرار تاریخ، قانون نیست بلکه نتیجه‌ی درس نگرفتن ما از یک اشتباه است. اسم کتاب «تاریخ روی تردمیل» هم از همین‌جا گرفته شده است، و سعی کردم در این کتاب نشان دهم که انسان دارد عوض می‌شود، از لباس سنتی به انسان کروات‌زده ظاهرا تغییر کرده ولی آیا رویّه‌ی ما و برخورد ما تغییر کرده؟ جنگ‌ها تغییر نکردند و فقط شکل و روش‌شان عوض شده. در وظایف اجتماعی‌مان مثل مسوولیت‌پذیری تغییر چندانی نکردیم. ما مثل همستری هستیم که داخل گردونه‌ای می‌دویم و به هیچ جا هم نمی‌رسیم.

هم‌چنین در کنار این که عاشق خنداندن مخاطبم هستم، یکی از دلایلی که طنز را چاشنی تاریخ و ادبیات می‌کنم این است که ممکن است خواننده بعد از خواندن من به خواندن آنها ترغیب شود. اتفاقی که بعد از «تاریخ روی تردمیل» و «نئوگلستان» افتاد و افرادی گفتند بعد این کتاب به سراغ تاریخ و سعدی رفتند.

هم‌چنین در رابطه با طنز در ایران اضافه کردند:

کتاب تالیفی طنز داخلی کم  داریم یا کم‌جان هستند. ما نمی‌توانیم به چیزی که یک آمریکایی می‌خندد بخندیم. طنز غربی‌ها طنز داستان و مهارت هست. طنز ایرانی طنز فکاهی است که شاملو این را می‌دانست، کتاب «روزنامه سفر میمنت اثر ایالات متفرقه امریغ» از شاملو از جمله کتاب‌هایی است که من با آن می‌خندم و سبب شده که شاملو را طنز نویس قهاری بدانم. علاقه ونگاه غربی‌ها به طنز متفاوت از ماست طنز آن‌ها سیناپس دارد، مثل یک فیلم‌نامه مقدمه و موخره دارد در حالی که طنز ما باید یک جمله فکاهه و شیرینی داشته باشد. -حتی در بدبینانه‌ترین حالت- اگر که مطلبی سر و ته نداشته باشد، باید ما را در مسیر بخنداند.

 

آشنایی شما با استاد همایون کاتوزیان از کجا شروع شده؟

زمانی که به نوشتن «نئوگلستان» مشغول بودم، ایمیل ایشان را از طریق یکی از دوستان خبرنگار پیدا کردم. کتاب «سعدی شاعر عشق و زندگی» ایشان تاثیر زیادی در کار من داشته و آثارشان پشتوانه تحلیلی و تاریخی کتاب‌هایم است. مثلا در «نئوگلستان» حکایتی هست وزیری به کمترین بهانه‌ای نزدیک بود سرش را ببازد و این همان جامعه بی‌ثباتی است که همایون کاتوزیان از آن یاد می‌کند.

غم مخور بینوا اگر که وزیر

می‌زند صورتت به ضربه شست

که بسی دیده‌ام وزیر به روز

کو همان شب شدی چو پرده پست (ص ۶۶ نئوگلستان)

فضا مجازی چقدر توانسته روی کار طنز تاثیرگذار باشد ؟

انسان در مواجه با پدیده‌های جدید مثل بدنی برخورد می‌کند که کلیه‌ای به آن پیوند خورده است. ما پدیده‌های جدید را پس می‌زنیم اما این سیلاب دمادم ما را با خود می‌برد. تیر ۹۶ از روزنامه طنز «بی‌قانون» بیرون آمدم به این دلیل که از نظر من متاسفانه دنیای روزنامه تمام شده، -فارغ از مسائل مالی- فضای مجازی، بازی را تغییر داد. دنیای روزنامه با این سرعت توییت‌ها، حرفی برای گفتن ندارد. ارزش‌گذاری خوب و بد نمی‌کنم. ولی در همین زمان این فضا سبب شده بعضی از طنزپرداز‌های ما که اسما آماتور هستن، خوب فعالیت کنند. گاهی به متلک‌ها و توییت‌هایشان حسد می‌برم.

حتی در داستان‌نویسی هم نمی‌توانیم منکر تاثیر فضای مجازی باشیم کتاب «تاریخ  روی تردمیل» هر داستانش میانگین ۱۸۰ کلمه است و این نشانه‌ی تاثّر من از این فضا هست. در حال حاضر ملت کمتر متون بلند می‌خوانند. این چیزی است که الان زمان دارد به ما تحمیل می‌کند.

کتاب دیگری در دست چاپ دارید؟

علاقه اصلی من در نوشتن سبکی است که «نئوگلستان» را نوشتم ولی متاسفانه روزگار خوشی برای نوشتن این سبک نیست.

در حال نوشتن مجموعه‌داستانی در قالب طنز هستم چون انگار تا داستان ننویسی تو را نویسنده فرض نمی‌کنند و کتابت در هیچ رده‌بندی‌ای قرار نمی‌گیرد. تا به الان با نشر چشمه صحبت کردم و قرار است این کتاب اواخر پاییز تا زمستان منتشر شود. داستان خودزندگینامه خودم است با چاشنی تخیل در قالبی که به آن «جستارهای روایتی» می‌گوییم.

ابراهیمی در رابطه با به چالش کشیدن شخصیت خودش در کتاب جدیدش اضافه کرد:

اتوسانسور برای ما دارد به یک کهن‌الگو تبدیل می‌شود که حتی قبل از اینکه فکر کنیم، سانسور می‌کنیم. امکان دارد اطرافیان من از نوشتن این خودزندگینامه ناراحت شوند اما مرلین مونرو می‌گوید «من به دنیا نیامده‌ام تا دیگران را راضی کنم، به دنیا آمده‌ام تا موفق باشم.» من در آثارم سعی کردم از جریان داستان مدرن -به‌ویژه داستان مدرن آمریکا- مایه‌هایی بگیرم و نمک‌های ایرانی به آن اضافه کنم. برای من تعریف موفقیت یعنی هفتاد سال دیگر که خدای نکرده پدرام ابراهیمی دیگر وجود ندارد، کتابش به عنوان کتاب خوبی شناخته شود.

نمایشگاه کتاب امسال چقدر متاثر ار وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه است؟

من با کتاب فروش‌های زیادی احوال‌پرسی دارم و از آنها می‌پرسم اوضاع چطور است؟ آنها می‌گویند «تاحدودی خرید کتاب زیاد شده ولی کتاب‌خوان را نمی‌دانیم.» احتمالا بعضی‌ها می‌خرند تا در اینستاگرام عکس بگذارند. خیلی‌ها هم واقعا می‌خرند که بخوانند. کتاب به‌قدری اهمیت دارد که مبتذل‌های اینستاگرامی آزادند در حالی که کتاب با ذره‌بین بررسی می‌شود. اگر کسی می‌پرسد کتاب چه اهمیتی دارد و تو که کتاب خواندی کجای دنیا را گرفتی؟ من بهش می‌گویم من را نگاه نکن، جوامع کتاب‌خوان را نگاه کن. ما عذرهای دروغ می‌آوریم و می‌گوییم «کتاب گران است» یا «وقت نداریم»، ولی صد درصد عمل جراحی بینی گران‌تر است. درباره‌ی وقت هم که کافی است ببینید هر نفر روزی چند ساعت سر در گریبان موبایل خود دارد. وقتی کتاب را زمین می‌گذاریم، از درون پوک می‌شویم و ابتذال جامعه رخ می‌دهد.

در حال حاضر چه کتابی می‌خونید و به خوانندگان چه کتاب‌هایی معرفی می‌کنید؟

علاقه شخصی‌ام خواندن تاریخ است. در حال حاضر «انسان و سمبول‌هایش» را می‌خونم و این اواخر کتاب «نوشتن مانند بزرگان» را تموم کردم که به دوستانی که تمایل به نوشتن دارند، پیشنهاد می‌کنم. کتاب «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» از جی. کرتیس که شامل دست‌نوشته‌ها و نامه‌های میخائیل بولگاف است نیز از کتاب‌های مورد علاقه‌ام است.

پدرام ابراهیمی در آخر تعدادی از کتاب‌هایش را امضا کرد و برای خوانندگانش آرزوی موفقیت کرد که برای سفارش کتاب‌ها می‌توانید از لینک‌های زیر سفارش بدید.

لینک خرید این کتاب

 

_ فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود