حسین شکربیگی از شاعران و نویسندگان پرکار ایلامی است.

دفتر شعر مصر و شکر که مجموعه غزل‌های این شاعر است جدیدترین اثری است که از او منتشر شده است.

اما چرا غزل؟

بیایید از زبان خود شاعر دلیلش را بدانیم:

این قالب با جان و روح ایرانی عجین شده است و در کارنامه ی هر شاعری تقریبا چند غزلسروده هم پیدا می شود.

من کار سرودن را با غزل شروع کرده ام اگر چه تمام کتابهای شعری را که تا الان منتشر کرده ام در قالب سپید بوده اند.

بعضی از این غزلها مربوط به گذشته اند اما شاید تعداد زیادی از آنها مربوط به بازه ده ساله‌ی اخیر تا کنون هستند.این غزلها اکثراً عاشقانه و اجتماعی هستند البته غلبه مضامین عاشقانه بر دیگر مضامین کاملاً در غزلها پر رنگ تر است.

 

با هم غزلی از این دفتر را بخوانیم:

 

بین  ما دو فاصله، هرچند یک لاپیرهن

مانعی باید نباشد، هرچه، حتی پیرهن

 

می کَنم از خود که در تو موج بردارم زِخود

من تَنی با آبهایم ناتَنی با پیرهن

 

من تو را ایمن نمی بینم درون جامه ات

گاه بوده غصب کرده یوسفی را پیرهن

 

مثل ماه از قله ها بالاتری بر تو مباد

بر تنت حاشا غبارِ درد ، حاشا پیرهن

 

با سرانگشتم به روی پوستت می رقصم و

نیست دیگر بین ما یک غیر الا پیرهن

 

من نوشتم   موی تو  ایمن شدم ، چون بر تنم

سطرهای موی تو پوشاند لالا پیرهن

 

لمسِ تو لمسِ تن رودیست در یک داستان

می توان پوشاند بر یک رود آیا پیرهن ؟

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود