اگر ویژگی‌ها و توانمندی‌های اکتسابی پدری بتواند خودش را از راه خون به پسری برساند، آن پسر حتماً لوران بینه است. بینه با خونِ پدری مورخ ادبیات خواند و کتابی نوشت که حاصل همین اکتساب‌ها و انتساب‌ها بود و ادبیات و تاریخ را در هم تنید. عنوان کتابش هم به اندازهٔ همین ترکیب‌ها عجیب است: «ه.ه.ح.ه».
«ه.ه.ح.ه» سرواژهٔ عبارت «هایدیریش، هوش و حواس هیملر» است و باید آن را نتیجهٔ تلاش مترجم برای حفظ بازی زبانی دانست که نویسنده آگاهانه آن را ایجاد کرده است. عنوان اصلی کتاب براساس جمله‌ای آلمانی انتخاب شده و سرواژهٔ آن HHhH است.

کتاب چه می‌گوید؟

کتاب «ه.ه.ح.ه» یا همان «هایدیریش، هوش و حواس هیملر» داستانی تاریخی است که نقطه مرکزی آن زندگی و شخصیت هایدریش است. یعنی همان افسر نازی بلندمرتبه‌ای که در کشتار یهودیان و طرح‌ریزی آشوئیتس نقش پررنگی داشت و او را با لقب‌هایی مانند «مردی با قلب آهنین» و «قصاب پراگ» به یاد می‌آوریم. با این حال، توجهاتی که به این کتاب شده فراتر از موضوع آن بوده و بیش از هر چیز به دلیل فرم روایی و ادبیش تحسین شده است.

کتاب از چگونگی آشنایی نویسنده با کشور چک شروع می‌شود و به عملیات آنتروپوید –که طرح موفق چریک‌های چک برای ترور هایدریش بوده است- می‌رسد و در نهایت از کشتار بی‌رحمانه‌ای می‌گوید که انتقام‌کشی نازی‌ها بود از چک‌های بی‌دفاع.

آشنایی نویسنده با موضوع کتابش از کتابخانه پدری و بازی تنیس آغاز شده است و لحن راوی تا پایان همین‌قدر صمیمی باقی می‌ماند. این کتاب حاصل پژوهش‌های مفصل است اما ادعایی ندارد. زبان نویسنده و روایت‌هایش به‌گونه‌ای است که انگار تاریخ‌نویسی بلند بلند فکر می‌کند و ما شنوندگانش هستیم. او ترس و خجالتی ندارد از آن‌که تردیدها و شک‌هایش را با مخاطبان در میان بگذارد و با صداقت می‌نویسد: ‌

 

اگر قرار بود به تمامی دسیسه‌هایی اشاره کنم که هایدریش در آن‌ها دستی داشته است، احتمالاً این کتاب هرگز به پایان نمی‌رسید. وقتی دنبال سندی تاریخی می‌گردم، گاه به ماجرایی برمی‌خورم و به دلایلی تصمیم می‌گیرم آن را بازگو نکنم، از جمله به این دلیل که به نظرم بیش از حد داستانی است، یا این‌که جزئیاتش در دسترسم نیست و نمی‌توانم به تمامی اجزای این جورچین دست یابم، یا این‌که درستی ماجرا محل تردید است. گاه نیز پیش می‌آید که از یک ماجرای واحد چندین روایت بعضاً متناقض در دست دارم. در برخی موارد دست به انتخاب می‌زنم و در غیر این صورت از خیرش می‌گذرم (صص: ۶۱ و ۶۲).

کتاب دربارهٔ یک شخصیت تاریخی است اما صمیمت و کشش داستانی دارد. نویسنده فقط به آن برشی از زندگی هایدریش که او را به آن می‌شناسیم بسنده نمی‌کند بلکه از کودکی و جوانی‌ها و زندگی عاطفیش نیز می‌گوید و این روایتگری را با چنان جزئیاتی پیش می‌برد که انگار مخاطب از لابه‌لای ورق‌های کتاب به تماشای دوربین‌های مخفی کشیده می‌شود.

واکنش‌های جهانی به کتاب

«ه.ه.ح.ه» سال ۲۰۱۰ در فرانسه نوشته و منتشر شد و دو سال بعد به زبان انگلیسی ترجمه شد. در این ده سال کتاب به بیش از بیست زبان ترجمه شده است. دربارهٔ ارزش و اهمیت آن می‌توانیم به چندین جایزه معتبری که نصیبش شده است، اشاره کنیم اما از همهٔ آن‌ها مهم‌تر شاید اظهارنظر نویسنده‌ای مانند یوسا است: «پس از سه دهه یک رمان فرانسوی عالی خواندم.» یادداشت کوتاه یوسا دربارهٔ کتاب پیش‌رو به خوانندگان هشدار می‌دهد که پرسش‌های این کتاب تاثیری بلندمدت بر ناخودآگاه ما باقی می‌گذارد و وادارمان می‌کند از خود بپرسیم:

چگونه نظامی بنیان گذاشته شد که افرادی چون او بتوانند در آن رشد کنند، به بالاترین مقام‌ها برسند و به ارباب مطلق میلیون‌ها انسان بدل شوند؟ چه کنیم که چنین فضاحتی از نو تکرار نشود؟

این کتاب اولین بار سال ۱۳۹۶ با عنوان «هایدریش مغز هیملر است» به فارسی منتشر شده بود و حالا نشر ماهی بدون آن‌که توضیحی دربارهٔ چرایی ترجمهٔ مجدد این اثر بدهد، کتاب را روانهٔ بازار کرده است. متن یادداشت یوسا با برگردان لیلی مینایی به ضمیمهٔ جدیدترین ترجمهٔ فارسی این کتاب اضافه شده است.

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود