«ملت» واژه پرتکراری است که همیشه نام آن در خبرها و جنجال‌های سیاسی و قیام‌ها و اعتراضات شنیده می‌شود و برخلاف طنین آشنایش معنای آن چندان هم سرراست و بی‌ابهام نیست. از بحث‌های پرشور سیاسی که بگذریم، اغلب نظریه‌پردازان «ملت» را واژه‌ای بغرنج می‌دانند که تعریف حدود و ثغور آن به سادگی ادای کلمه‌اش نیست. به همین دلیل نیز ملیت‌گرایی یا همان ناسیونالیسم معلوم نیست ملت‌ها را به کجا بکشاند؛ گاهی آن‌ها را از چنگال استعمارگران می‌رهاند و گاهی نیز آن‌ها را در دام مستبدان خون‌ریز اسیر می‌کند.

«ایرانیت، ملیت، قومیت» با توضیح مفهوم ملت از نگاه نظریه‌پردازان جهانی شروع می‌کند و چهره‌های مختلف این مفهوم را نشان می‌دهد. مثلاً بعضی متفکران میان ناسیونالیسم شرقی با ناسیونالیسم غربی تمایز قائل می‌شوند و برخی از مفاهیمی مانند ناسیونالیسم پیشااستعماری و پسااستعماری نام می‌برند و عده‌ای دیگر ناسیونالیسم را در سیمای آزادی‌خواهانه یا محافظه‌کار یا فاشیستی یا سوسیالیستی شناسایی کردند.

کتاب با توضیح چگونگی شکل‌گیری مفهوم ناسیونالیسم نزد ایرانیان ادامه پیدا کرده و گرایش‌های مختلف آن را از خلال مواضع روشنفکران نشان داده و سرنوشت آن را تا آغاز جنگ جهانی دوم و سقوط رضا شاه مطالعه کرده است. نویسنده اگرچه تاریخچه به‌کارگیری واژه‌های ملیت و قومیت را در ادبیات فارسی نشان می‌دهد اما مفصلاً توضیح می‌دهد که لفظ یکسان نباید ما را به خطا بیاندازد؛ زیرا ملت مفهومی مدرن است و با مفاهیم مدرن دیگری مانند شهروندی و حق حاکمیت پیوند می‌خورد.

نویسنده مفهوم ناسیونالیسم را در پیوند با دو مفهوم «ایران‌گرایی» و «ایران‌گریزی» مطالعه کرده است و همین باعث شده است تا از شکل‌گیری ناسیونالیسم قومی در میان روشنفکران غیرفارس نیز غفلت نکند. توضیحات دقیق و شفاف اصغر شیرازی باعث می‌شود تا مخاطب میان دو مفهوم ظاهراً مترادف«وطن‌دوستی» با «ملیت‌گرایی» ـ‌یا همان ناسیونالیسم‌ـ تفکیک قائل شود و دریابد که احتمالاً هر کدام به چه نتایج سیاسی ملموسی ختم می‌شوند. توضیحات نویسنده روشنگر مفهومی است که از آن به عنوان «ایرانی‌گرایی حکومتی» یاد می‌کند:

ایران‌گرایی حکومتی وطن‌دوست است بدون این که ملت‌گرا باشد و حق حاکمیت مردم را بپذیرد (ص:۲۰).

نمی توان هر وطن دوستی را با ملت گرایی مترادف دانست. می توان وطن دوست بود ولی از قبول ملت به مثابه شهروندان حاکم امتناع کرد (ص: ۲۱).

 

ایران‌گرایی حکومتی تنها یکی از مفاهیمی است که اغلب با ناسیونالیسم ـ‌در معنای مدرن آن‌ـ اشتباه گرفته می‌شود. شیرازی از چهره‌های دیگر ایران‌گرایی مانند دینی و قومی و مدرنیستی و سنتی و اقتدارگرا و فاشیستی نیز یاد می‌کند. وجه اشتراک مهم همه این گرایش‌ها این است که حق حاکمیت مردم را نمی‌پذیرند و بنابراین چندان پایبند به اصول دموکراتیک نیستند.

این کتاب همچنین به گسترش ایده ملیت‌گرایی در دوران مشروطه و موانع آن  و فهم روشنفکران این دوره از واژه ملت می‌پردازد و از تولد روشنفکران اقتدارگرایی روایت می‌کند که «بانیان و بیان‌گران اصلی ایده ایرانیت بودند»:

آن‌ها به این واقعیت توجه نداشتند که وحدت ایرانی را دیگر بار با اهریمن‌خو نامیدن اعراب نمی‌توان به وجود آورد یا با ابراز تنفر از همجوم ترکمن‌ها و مغول‌ها. آن‌ها از قرن‌ها پیش دیگر بخشی بزرگی از مردم ایران را تشکیل می‌دادند و تشکیل ملت بدون حضور آمیخته با رعایت هویت قومی آن‌ها دیگر ممکن نبود (ص: ۷۳۹).   

کتاب همچنین نشان دهد که ناسیونالیسم قومی و «ایران‌گرایی ستاینده باستان» ـ‎‌آن‌چنان که در آثار صادق هدایت و مجتبی مینوی و بزرگ علوی و دیگر روشنفکران نمود می‌یابد‌ـ دو روی یک سکه هستند و در این دوره تفاوت‌های قومی جنبه ایدئولوژیک می‌یابد و عمیق‌تر می‌شود.

اهمیت «ایرانیت، ملیت، قومیت» تنها در ارائه انبوهی از اطلاعات مربوط به گذشته نیست، بلکه مستقیماً با مسائل امروز و فردای ما در ارتباط است؛ این کتاب هم نشانگر چگونگی شکل‌گیری فهم تاریخی ما از واژگان ملیت و قومیت و ایرانیت است و هم با تاکید بر معنای مدرن «ملت» باعث می‌شود تا تغییرخواهان در بزنگاه‌های تاریخی فریب جوفروشان گندم‌نما را نخورند. مخصوصاً که ادبیات فارسی میراث‌دار اشعار و واژه‌پرداری‌هایی است که ربطی به معنای مدرن و دموکراتیک ملت ندارند و به‌کارگیری آن‌ها در مباحث امروزی می‌تواند ما را به خطا بکشاند. علاوه بر این، ناسیونالیسم در ذهنیت تاریخی ما همواره جاده صاف‌کن ترقی و تجدد بوده است و گاهی ـ‌بدون آن که معنای دقیق و مشترکی از آن در ذهن داشته باشیم‌ـ به عنوان تنها راه نجات مطرح می‌شود.

مولف تنها در مقام گردآورنده نظرات مختلف ظاهر نشده و کتاب چهل تکه‌ای از حرف‌ها دیگران نیست، بلکه صدای نویسنده به خوبی شنیده می‌شود و داده‌های تاریخی را در خدمت تحلیل منسجم خود قرار می‌دهد. کتابنامه و نمایه مفصل این کتاب نیز می‌تواند یاری‌گر پژوهشگران باشد.

«ایرانیت، ملیت، قومیت» از سوی انتشارات جهان کتاب در ۸۲۲ صفحه چاپ شده است. پیش‌تر نشر اختران کتاب دیگری از اصغر شیرازی به نام «مدرنیته، شبهه و دموکراسی» چاپ کرده بود

 

 

مجله اینترنتی ۳۰بوک

 

 

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود