اگر دلتان می‌خواهد برای یک بار هم شده خیلی ساده اما درست با اندیشه‌های اگزیستانسیالیست‌ها آشنا شوید ما یک پیشنهاد مطالعه کتاب فوق‌العاده در این زمینه برای شما داریم.

تمام فیلسوفان مهم این مکتب مانند سارتر، کامو، هایدگر و مارسل و خیلی‌های دیگر در این کتاب با یک روایت شیرین به شما معرفی می‌شوند.

در کافه اگزیستانسیالیستی

کتابی پرفروش است که به زبان‌های مختلف ترجمه شده است و این بخت را داشته‌ایم که با ترجمه روان هوشمند دهقان هم به فارسی ترجمه شده است.

سارا بیکول نویسنده این کتاب نویسنده محبوبی است که کتاب‌هایش همیشه از استقبال خوبی برخوردار شده اند.

 

و اما ماجرای این کتاب و اشاره‌اش به کافه چیست؟

 

 

کتاب از کافه بک-دو-گاز پاریس شروع می‌شود. جایی که ژان پل سارتر و سیمون دوبوار به همراه رمون آرون گرد میزی نشسته‌اند و کوکتل زردآلو می‌نوشند. در این بین آرون به آن دو خبر می‌دهد که در آلمان فیلسوفی با نام ادموند هوسرل فلسفه‌ای آورده که پدیدارشناسی نام دارد و می‌تواند از همین لیوان‌های کوکتل برای شما فلسفه‌ای را استخراج کند. این گفتگو انگیزه می‌شود تا سارتر به شوق تحصیل پدیدارشناسی راهی آلمان شود. اینک آلمان آخرین ماه‌های پیش از شروع جنگ جهانی دوم را سپری می‌کند. در گوشه‌ای از جنوب آلمان در فرایبورگ مارتین هایدگر جوان به تازگی به هوسرل پیوسته و مشغول پی‌ریزی فلسفه خویش می‌باشد. سارتر پیش از آنکه نخستین شعله‌های جنگ آلمان را به سرنوشتی شوم فراخواند، آنجا را ترک گفته و به فرانسه بازمی‌گردد تا بر اساس آنچه از پدیدارشناسی آموخته و با پیشینه‌ای از فلسفه کیرکگور و چاشنی ادبی خاص خودش، فلسفه‌ای را بیافریند که اینک با عنوان اگزیستانسیالیسم مدرن می‌توان از آن یاد نمود. سیمون دوبوار، همدم همیشگی سارتر و مرلوپونتی نیز از رفقای قدیمی اش به او می‌پیوندند. در آن سو، در پایتخت پدیدارشناسی، یعنی فرایبورگ، میانه استاد و شاگرد، هوسرل و هایدگر، شکراب می‌شود. هایدگر، که قرار بود نقش فرزندخوانده پدیدارشناسی را ایفا کند، با نگارش هستی و زمان، راه خود را از پدیدار به سوی دازاین کج می‌کند. در این میانه جنگ درمی‌گیرد و آلمان و بخش‌های وسیعی از اروپا ویران شده و نظام و ایدئولوژی‌های حاکم در هم می‌ریزد. هایدگر نیز که به نازی‌ها پیوسته حالا بدنام شده و کم‌کم رفقای خود نظیر کارل یاسپرس نیمه یهودی (گرترود همسرش یهودی بود) و هانا آرنت یهودی را از دست می‌دهد. آرنت می‌گوید مسئله این نیست که هایدگر شخصیت بدی دارد، مشکل آن است که هایدگر اصلاً شخصیت ندارد. خانم بیکول ضمن تأیید ضمنی این قضیه می‌نویسد: برای همین است که از میان کسانی که در این کتاب معرفی شده‌اند، فقط هایدگر است که برای شرح‌حال‌نویسی بهایی قائل نبود. به هر تقدیر در روزهای مابعد جنگ جهانی پدیدارشناسی تضعیف شده و فلسفه هایدگر بدنام گشته و حالا همه چیز آماده بود برای فلسفه‌ای جدید و اندیشه‌ای نوین که به انسان‌ها امید دوباره و نوید سازندگی را بدهد؛ لذا از خاکستر جنگ، اگزیستانسیالیسم سارتر با نوید به آزادی برمی‌خیزد و جوانان گمگشته و آزادی‌طلب اروپا از فلسفه او استقبالی گسترده می‌کنند…

کتاب در کافه اگزیستانسیالیستی را می‌توان آمیزه‌ای از سرگذشت‌نامه و فلسفه دانست که نگارنده زبردست آن سارا بیکول به خوبی و مهارت این دو مقوله را در هم می‌آمیزد و مطالب و مضامین دشوار فلسفی را از میان وقایع تلخ و شیرین تاریخی عبور داده و برای خواننده حتی غیر متخصص قابل فهم و گیرا می‌سازد. حتی فصولی که مربوط به فیلسوف دشوارگوی آلمان، مارتین هایدگر است با زبانی گویا و قابل فهم و گیرا عرضه می‌شود. از نکات خواندنی این کتاب روابط متقابل و دو به دوی این غولهای فلسفی اروپا است. روابطی که گاه سر از زندگی خصوصی آن‌ها درمی‌آورد نقاط ضعف‌شان را بر ملا می‌سازد و تنش‌ها، هیجانات و تلاطمهای یک سده کامل اگزیستانسیالیستی را به نمایش درمی‌آورد. کتاب مملو از اندیشه‌های دلربا و گاه متضاد کسانی مثل آلبر کامو، کارل یاسپرس، مرلوپونتی، سیمون دوبوار، هایدگر و سارتر و بقیه است.

 

و در آخر نگاهی داشته باشیم به عناوین فصل های این کتاب فوق العاده خواندنی:

  • اگزیستانسیالیسم چه وحشتناکه آقا!
  • به سوی خود چیزها
  • ساحری از مسکیرش
  • داس مان، صلا
  • قرچ قروچ خودردن درختان شکوفه زده بادام
  • دلم نمی‌خواهد که دست‌نوشته‌هایم را بخورم
  • اشغال، آزادسازی
  • تخریب
  • مطالعات زندگی
  • فیلسوف رقّاص
  • اینجوری صلیبی
  • نظر کسانی که کمتر مورد حمایت قرار گرفته‌اند
  • روزگاری طعم پدیدارشناسی را چشیده‌ایم
  • شکفتن محاسبه نشدنی

در نوشتن این یادداشت از مدخل فارسی کتاب در ویکی پدیا بهره بسیار برده شده است.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود