چگونه می‌توانیم در بازی‌ای پیروز شویم که در حقیقت پایانی ندارد؟

همه بازی‌های مختلفی با قوانین و پایان مشخص می‌شناسیم که امکان برنده شدن در آن برای کسانی‌که مهارت و تجربه‌ی بیشتری دارند به راحتی وجود دارد. اما بازی‌هایی هم هستند که پایان مشخصی ندارند و پیروزی در آن‌ها برای شرکت‌کنندگانش تبدیل به یک چالش بزرگ می‌شود. اما آیا در بازی‌ای که هیچ پایانی ندارد می‌شود پیروز شد؟

سایمون سینک نویسنده، مشاور سازمانی و سخنران انگیزشی آمریکایی بریتانیایی‌تبار که  دو کتاب  «با چرا شروع کنید» و «رهبران آخر غذا می‌خورند» او با استقبال خوبی از سمت مخاطبین مواجه شد و پرفروش شد، در کتاب جدیدش «بازی بی نهایت» که همزمان با انتشار رسمی‌اش در دنیا در ایران توسط نشر نوین منتشر شده است، برای ما از یک بازی بی‌پایان و چگونگی موفقیت در آن می‌گوید.

بازی‌ای به نام بازی کسب و کار. این کتاب راهکاری برای موفقیت در بازی‌ای با پایانی نامحدود و بی‌نهایت ارائه می‌دهد که در آن قوانین مشخصی وجود ندارد، بازیکنان ثابت و همیشگی نیستند و دائما با چالش‌های جدیدی روبه‌رو می‌شوند.

سایمون سینک در این کتاب راهکار تبدیل شدن به یک انسان نامحدود را در اختیار ما قرا می‌دهد و چارچوبی برای رهبری با طرز فکر نامحدود ارائه می‌کند. به گونه‌ای که رقبایمان را از میدان به در کنیم و تا مدت‌ها در این بازی پابرجا بمانیم.
برای دوام آوردن در بازی بی‌نهایت کسب و کار، باید با قوانین نامحدود آن بازی کنیم و منعطف، خلاق و پایدار باشیم.کاری که شاید به ظاهر ساده باشد اما در واقع هرکسی از پس آن برنمی آید.
رهبران بزرگ به طرز ماهرانه‌ای بازی بی‌نهایت را پیش می‌برند و خود را مشغول دستاوردهای کوتاه مدت نمی‌کنند. یکی از قدم‌هایی که باید برداشت این است که یاد بگیریم رهبری کردن در بازی بی‌نهایت (نامحدود) یعنی چه.
این کتاب به ما کمک می‌کند که به تصویری جذاب از آینده متعهد شویم و هفته‌به‌هفته، ماه‌به‌ماه و سال‌به‌سال برای ساخت آن تلاش کنیم. اگرچه دقیقا نمی‌دانیم که آن آینده مطلوب چه شکلی خواهد بود، اما تلاش برای ساخت آن به زندگی و کارمان معنا می‌بخشد.

 

در بخشی از کتاب بازی بی‌نهایت می‌خوانیم:

افراد زمانی به رهبر خود اعتماد می‌کنند که عملکرد رهبر موجب ایجاد احساس امنیت روانی شود. این به معنای راهنمایی کردن آن‌ها در مورد کاری است که برای آن آموزش دیده‌اند. یعنی فرد باید آزادی مسئولانه را تجربه کند. رئیس کالی توضیح می‌دهد در سیستم قدیمی به افراد گفته می‌شد ۱، ۲، ۳ و ۴ را انجام بده و تکرار کن. در مقابل، در سیستم جدید وقتی افسران یک مشکل یا فرصت را می‌بینند می‌گویند «جالب نیست اگر…». رئیس کالی هم به آن‌ها اجازه می‌دهد نظرشان را توضیح دهند.

این هسته‌ی حکمرانی تک به تک است. رهبری خوب و تیم‌های مبتنی بر اعتماد موجب می‌شوند اعضای تیم به بهترین شکلی که می‌توانند کار کنند. نتیجه، فرهنگی است که در آن به جای استفاده از راه‌حل‌های موقت و سطحی، مشکل حل می‌شود. این فرق بین جریمه‌های زیاد در یک تقاطع پرتصادف و تلاش برای کاهش دادن تعداد تصادفات در این نقطه است. همچنین مانع حکمرانی متعصبانه می‌شود که نتیجه‌ی سیستم معیوب و پرمعیار ارزیابی و تقدیر است.

 

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود