بنجامین جوزف منلی نُواک معروف به بی. جی. نواک بازیگر، استندآپ کُمدیَن، فیلمنامه‌نویس و نویسند‌ه‌ی جوانی است که بیشتر به‌خاطر نوشتن سریال‌های طنز در تلویزیون آمریکا و بازی در بعضی از آن‌ها شهرت و محبوبیت پیدا کرده است. او در خانواده‌ای اهل ادبیات بزرگ شده و دانش‌آموختۀ ادبیات انگلیسی و ادبیات اسپانیایی از دانشگاه هاروارد است. نُواک کار اجرای استندآپ کمدی را بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه شروع کرد و دو سال بعد به فهرست مجله‌ی ورایتی با عنوان «ده کمدینی که باید برنامه‌شان را دید» راه یافت.

b-j-novak-to-star-in-mcdonalds-biopic

«آن‌ها تندتر رانده بودند و از باران جلو زده بودند»، نخستین کتاب بی. جی. نُواک، در ابتدای انتشار، شش هفته‌ی متوالی در صدر فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های داستانی نیویورک تایمز قرار داشت. اغلب داستان‌های این کتاب قصه‌هایی واقع‌گرایانه دربار‌ه‌ی زندگی روزمره‌ی ما در دنیای مدرن‌اند، زندگیِ درهم‌تنیده با فناوری اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و مصرف‌گرایی…

 

باهم نگاهی بندازیم به بخشی از کتاب که مترجم آن خانم شادی حامدی آزاد در پیج اینستاگرامشان قرار داده‌اند:

یکشنبه‌ی ساکتی بود. ویکی‌پدیا براون داشت با سالی، دوستش، لیموناد می‌نوشید که ناگهان، جویی، هم‌کلاسی‌شان، نفس‌نفس‌زنان از راه رسید.
جویی گفت: «کمک! یکی دوچرخه‌ام رو دزدیده! امروز صبح، گذاشته بودمش بیرونِ کتابخونه. یعنی دزد کی بوده؟»
ویکی‌پدیا براون گفت: «اختراع دوچرخه‌های زنجیردار امروزی در سال ۱۸۱۷، در آلمان به ثبت رسیده. دوچرخه‌های ده‌سرعته در دهه‌ی ۱۹۷۰، در ایالات متحده رایج شدند . دوچرخه یکی از وسایل صحنه‌ی نمایش‌های کمدی کَروت تاپ است.»
جویی گفت: «اوووه، کروت تاپ. آخرش، چی به سرش اومد؟»
ویکی‌پدیا براون گفت: «کروت تاپ در سال ۱۹۶۵، با نام اسکات تامسون، در شهر بیگ‌بِر کالیفرنیا متولد شد.»
جویی پرسید: «شهر بیگ‌بر؟ چه اسم عجیبی. واقعاً همچین جایی هست؟»
«شهر بیگ‌بر محدوده‌ی ثبت‌نشده‌ی تخصیص‌یافته به سرشماری در شهرستان سن‌برناردینو در ایالت کالیفرنیاست، با جمعیت…»
سالی گفت: «صبر کن! بذار حواسمون پرت نشه. هر وقت با این ویکی‌پدیا حرف می‌زنیم، سر از یه جای دیگه درمیاریم. ساعت‌ها و ساعت‌ها وقت باهاش صرف می‌کنیم و همیشه یادمون می‌ره از اولش دنبال چی بودیم.»
جویی گفت: «آره، خوب گفتی. باید دوچرخه‌ی من رو پیدا کنیم. سالی، تو فکری نداری؟»
ویکی‌پدیا براون گفت: «سالی کارآگاه بدی است، اما هرزه‌ی شناخته‌شده‌ای است. نیازمند منبع.»
جویی گفت: «راست می‌گه؟» اما منظورش معلوم نبود.
سالی با عصبانیت گفت: «نه! نمی‌دونم کی بهش همچین چیزی گفته. هر کسی ممکنه بوده باشه. واقعاً هر کسی!!!»
ویکی‌پدیا براون ناگهان و بی‌علت، فریاد زد: «۱۱ سپتامبر کار خود دولت بود!»
سالی ویکی‌پدیا براون را کناری کشید: «مطمئنی حالت خوبه، ویکی‌پدیا؟»
ویکی‌پدیا براون گفت: «عالی نیستم. هیچ‌وقت نگفتم که هستم. اما سریع کار می‌کنم و رایگان. و این چیزی است که ظاهراً این روزها همه برایشان مهم است. در ضمن، من هر لحظه بهتر می‌شوم. و همه‌ی این‌ها به لطف آدم‌هایی مثل شماست.»
سالی لبخند زد. دوست داشت بخشی از فرایند ویکی‌پدیا باشد. گفت: «خب، ویکی‌پدیا. ولی جویی، من یه سؤال ازت دارم. گفتی دوچرخه‌ات رو امروز صبح بیرون کتابخونه گذاشته بودی؟ امروز که یکشنبه است. کتابخونه تعطیله.»
ناگهان، ویکی‌پدیا بلند شد، ایستاد.
ویکی‌پدیا براون اعلام کرد: «جرج دبلیو. بوشْ پدرِ بچه‌ی مایلی سایروس است!» صحت این داستان در دست بررسی است.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود