سه شنبه , تیر ۴ ۱۳۹۸
خانه / دسته‌بندی نشده / ناگفته‌هایی دربار‌ه‌ی صدام از زبان پزشک مخصوصش

ناگفته‌هایی دربار‌ه‌ی صدام از زبان پزشک مخصوصش

کتاب خاطرات پزشک مخصوص «صدام حسین» به دو زبان عربی و نروژی از سوی انتشارات دارالشروق قاهره وارد بازار کتاب شد.

علاء بشیر، پزشک مخصوص صدام حسین، خاطراتش از این دیکتاتور عراقی را در کتابی با عنوان «خاطرات پزشک مخصوص صدام» روایت کرده است. او می‌گوید هدفش از نگارش کتاب آن بوده است که تصویری واقعی‌تر از زمانه‌ای اسف‌بار از تاریخ عراق را به نسل آینده منتقل کند با این امید که این روایت بتواند مانع از تکرار فجایعی شود که می‌تواند به دست فردی بیمار و شکاک چون صدام رقم بخورد.

در این کتاب که در ۱۵ بخش روایت می‌شود، نویسنده بخشی از مسئولیت به قدرت رسیدن صدام را متوجه‌ی ملت عراق می‌داند.

آخرین ملاقات این پزشک با صدام، شش هفته پیش از آغاز جنگ و به منظور معاینه‌‌ی کمرش بوده است.

انتظار می‌رود این کتاب به دلیل اهمیت‌اش به زبان‌های بسیاری ترجمه شود.

برش‌هایی از کتاب:

آغاز جنگ
«برگزاری‌های رسمی اعلام کردند که تجاوزات پی در پی مرزی، حمله به ایران را به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرده است؛ ولی ما تصور می‌کردیم که عوامل پنهان دیگری برای این آغاز غافلگیرانه جنگ وجود داشته باشد. با تاملی عمیق می‌توان به آسانی فهمید خمینی و پیروانش، باعث هراس و وحشت صدام و اندک سنیان پیرامون او بودند؛ چون هرچه نباشد، بیشتر عراقیان شیعه بودند. مانند بنیادگرایانی که قدرت را در ایران به‌دست گرفتند و هیچ‌کس نمی‌دانست که انقلاب اسلامی ممکن است به عراق لائیک هم سرایت کند یا خیر. نزار خزرجی یکی از مهم‌ترین فرماندهان نظامی صدام بود و در پایان جنگ با ایران که هشت سال به طول انجامید، به ریاست ستاد جنگ منصوب شد. نزار هرگز از من پنهان نمی‌کرد که رئیس‌جمهور، حمله به ایران را امری ضروری می‌داند برای اینکه از حمله ایران در آینده پیشگیری کند. «پیش از آنکه آیت‌الله و طرفدارانش بتوانند توان رزمی عظیم ایران را که به دلیل هرج و مرج پس از سقوط شاه و پاکسازی‌های افسران میان یکدیگر، به شدت تضعیف شده بود، دوباره به‌دست بیاورند، باید دست به حمله زد.» توصیه سازمان اطلاعات جنگی عراق به صدام، روشن بود.»

جنگ باخته
«صدام مرتبا به جبهه می‌رفت؛ نه به این معنا که لزوما پایش به جبهه می‌رسید. صدام همچون خویشاوندان نزدیکش بدبین بود. اگر گربه سیاهی را ناگهان در راه می‌دید، ممکن بود مسیر کاروان خودروهایش را تغییر دهد و دستور بازگشت به بغداد بدهد. حتی کیسه‌ای پلاستیکی که در وسط خیابان صدا ایجاد می‌کرد، برای او بدشگون بود و باعث می‌شد بدون آنکه کاری را که قصد انجامش را داشت، عملی کند، از راهی که آمده بود برگردد.»

توصیه خزرجی مبنی بر عقب‌نشینی
«رئیس ستاد مشترک ارتش، نزار خزرجی نخستین سخنگو بود. او برای رئیس‌جمهور روشن ساخت که بهترین کار برای عراق، بیرون کشیدن فوری نیروهاست. گفت: «ما به کویت درس خوبی دادیم و ضرورتی ندارد که بیشتر از این در آنجا بمانیم. اوضاع روشن است. آن‌ها حتی از نظر فنی نیز برتری قابل‌توجهی بر ما دارند. به‌علاوه، راه‌های کمک و امدادرسانی به ما بسیار طولانی هستند. اگر در کویت بمانیم، تلفات سنگینی خواهیم داد.» صدام از دست سپهبد خزرجی دیوانه شد. «یعنی تو نمی‌خواهی بجنگی؟» «نه جناب رئیس‌جمهور! من سربازم و اوامر شما را اطاعت می‌کنم.» رئیس‌جمهور برخاست و بدون آنکه حرفی بزند، آنجا را ترک کرد. در صبح روز بعد، یکی از افسران، نامه‌ای به او داد. صدام در نامه نوشته بود: «متاسفانه به اطلاع شما می‌رسانم که شما دیگر در سمت رئیس ستاد مشترک ارتش، عنصر نامطلوبی هستید. از تلاش‌هایی که در طول خدمت داشتید، سپاسگزارم. در آینده، به‌عنوان مشاور در دفترم خواهید بود.» خزرجی اصلا از ماهیت پُست مشاور که قرار بود در آن خدمت کند، آگاه نبود. به همین خاطر، با رئیس دفتر رئیس‌جمهور تماس گرفت. «یعنی شما خانه‌نشین خواهید شد و هرگاه به توصیه شما نیاز داشتیم، با شما تماس می‌گیریم.»

این کتاب توسط احسان بالانی برای نشر الماس پارسیان به فارسی برگردانده شده و در ۲۶۴ صفحه و شمارگان یک هزار نسخه به قیمت ۳۲ هزار تومان روانه‌ی بازار کتاب ایران شده است.

– فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

درباره مجله 30بوک

مجله 30بوک
مجله‌ی 30بوک جایی برای معرفی و نقد کتاب‌ها

این نوشته را هم ببینید:

ونه‌گات: چطور یک داستان کوتاه خوب بنویسیم

برای کمک به داستان‌نویسی هیچ چیز بهتر از توصیه‌های یک داستان‌نویس حرفه‌ای و شناخته‌شده نیست. …

۴ نظرات کاربران

  1. افشین نقشینه

    با سلام، این کتاب چه زمانی وارد فهرست کتابهای قابل ارائه در سایت سی بوک خواهد شد؟

  2. اقا خیلی وبسایتتون عالیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *