کتاب در باب خواندن در اصل مقدمه‌ای است که مارسل پروست بر ترجمه‌ی خودش از کتاب کنجد و سوسن‌های جان راسکین نوشته است. این مقدمه آنقدر شیرین و خواندنی است که دیگر به یک کتابچه خواندنی در باب خواندن تبدیل شده است. از این کتاب ترجمه‌های دیگری هم به فارسی موجود است اما می‌توان مدعی شد ترجمه‌ای که نشر مرکز یعنی ناشر در جستجوی زمان از دست رفته از این اثر منتشر کرده است بسیار نزدیک به سبک خاص پروست است و صد البته شیوا. خیلی‌ها معتقد هستند کتاب‌ها حاوی حقیقت و معرفت‌اند و خواننده با مطالعه‌ی آن‌ها می‌تواند به آن حقایق و معارف آگاهی یابد.
اما پروست نظر دیگری دارد.

marcel_proust_1900-cropped

در کتاب در باب خواندن او معتقد است که کتاب را نباید خزانه‌ی معرفت و حقیقت فرض کرد. کتاب چیزی نیست جز انگیزش و محرک برای روشن کردن موتور اندیشه ما تا به واسطه‌ی آن بتوانیم حقیقت خاص خود را بیافرینیم. پروست به دنبال تقدس زدایی از کتاب و متن و نوشته است. چون به گمان او هیچ حقیقت ژرفی در کتاب در انتظار خواننده نیست. کتاب مقدمه‌ای است برای ورود به حیات فکری است نه خود آن. پروست می‌خواهد به ما هشدار بدهد اگر کتاب به جای میانجی و یاری رسان ما برای فکر و اندیشه مستقل و اصیل بشود هدف غایی آنوقت است که خطرش از نفعش بیشتر خواهد شد. 

خواندن مادام که برای ما فقط نوعی محرک است که کلید جادویی‌اش در عمق روان ما بابِ سراهایی را می‌گشاید که راه ورود به آنها را نمی‌دانستیم، نقشی خجسته در زندگی ما دارد. اما برعکس خطرناک خواهد شد زمانی که به عوض باز کردن چشم ما به حیات شخصی ذهن، جایگزین آن شود؛ زمانی که حقیقت دیگر در نظر ما نه همچون کمال مطلوبی به نظر می‌آید که تنها با پیشرفت واقعی اندیشه و با تقلای دل می‌توان به آن دست یافت، بلکه همچون چیزی مادی درمیان اوراق کتاب‌ها، همچون عسلی که تماماً گردآوری دیگران است و تنها کافی است قدم‌رنجه کنیم و درمیان قفسه‌های کتابخانه‌ها به آن دست یابیم و منفعلانه در استراحت مطلق ذهن و جسم‌مان تناول کنیم

کتاب در باب خواندن با تداعی خاطرات پروست از کتاب خواندن اش در کودکی شروع می شود و ما را یاد دررجست و جوی زمان از دست رفته نمی اندازد. همان قدر هم شیرین و میخکوب کننده. هشدار پروست را جدی بگیریم.

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود