ساسانیان برای بسیاری تنها نام یک دوره تاریخی نیست، بلکه کلاف سردرگمی از احساسات مختلف است. گذشته‌ای است که انگار میل به گذشتن ندارد و هنوز در جدال‌های سیاسی و گفت‌و‎‌گو‌های روزمره حاضراست. سرخوردگی از شکست و تحقیرهای پس از آنْ زخم ناسوری زده است که هنوز بدون آه و فغان نمی‌توانیم به سراغش برویم و آن را بی‌طرفانه و علمی نگاه کنیم و بفهمیم.

ایران در زمان ساسانیان بر جای خالی چنین نگاهی نشسته است و از چاپ اول آن در سال ۱۳۱۴ تا امروز که به چاپ دهم رسیده است یکی از مهم‌ترین منابع مطالعاتی درباره تاریخ ساسانیان بوده و هست.

نام نویسنده دانمارکی و مترجم کتاب برای هر آن کسی که علاقه‌ای به ایران‌شناسی و تاریخ آن دارد آشنا است. این ترکیب «ایران در زمان ساسانیان» را به منبعی تبدیل کرده است که کسی بدون خواندن آن نمی‌تواند مدعی فهم این دوره تاریخی باشد.

نویسنده تحلیل خود از دوره ساسانیان را با روشن‌ساختن ذهن خوانندگان درباره تمدن ایران پیش از ظهور ساسانیان روشن می‌کند و توضیحات مختصری درباره منشا نظام ملوک الطوایفی در ایران ـ‌که ساسانیان نیز میراث‌دار آن بودند‌ـ می‌دهد. با این حال، کتاب در هیچ فصلی تنها به تاریخ سیاسی محدود نمی‌ماند و به افکار دینی و زبان و زمینه‌های اجتماعی نیز توجه می‌کند.

نویسنده برای بررسی دوران ساسانیان از همه منابع موجود استفاده کرده است؛ او به سراغ «ادبیات پهلوی»، «روایات ساسانی باقی‌مانده در ادبیات عرب و ایران» و منابع «یونانی و لاتینی» و «ارمنی» و «چینی» و «سریانی» رفته و در بررسی اسناد و منابع موجود چیزی کم نگذاشته و همین منابع را نیز با نگاه انتقادی به‌کارگرفته است. به مدد این منابع تصویر روشنی از تشکیلات سیاسی و اجتماعی ساسانیان ارائه می‌شود.

اهمیت دین در دوره ساسانیان و نقش آن در ساختار سیاسی به حدی بوده است که فصول جداگانه‌ای به بررسی «آیین زردشتی» و «مانی و کیش او» و «عیسویان ایران» اختصاص داده شده است. در فصل عیسویان ایران درباره مجازات مرتبط با سیاست‌های مذهبی ساسانیان این‌گونه می‌خوانیم:

دهشتناک‌ترین شکنجه‌ها معروف به «نه مرگ» بود که تفصیل آن از این قرار است: جلاد به ترتیب انگشتان دست و انگشتان پا و بعد دست را تا مچ و پا را تا کعب و سپس دست را تا آرنج و پا را تا زانو و آن گاه گوش و بینی و عاقبت سر را قطع می‌کرد. اجساد اعدام‌شدگان را نزد حیوانات وحشی می‌افکندند. گاهی محبوسان عیسوی را به وعده آزادی یا استرداد اموال ضبط شده وادار به اعدام هم‌کیشان خود می‌کردند (ص: ۲۲۳).

کتاب در فصلی جداگانه به قیام مزدک علیه جامعه‌ای که دو رکن آن «مالکیت و خون» بود، می‌پردازد واطلاعات قابل توجهی درباره ساختار خانواده و مقررات ارث در اختیار مخاطب می‌گذارد تا فهم انقلاب اجتماعی مزدک ممکن شود. کتاب سرانجام با «انقراض دولت ساسانی» به پایان می‌رسد و در آخرین پاراگراف این چنین نتیجه می‌گیرد:

ایرانیان طی قرون متمادی مقام پیشوایی معنوی خود را در میان ملل اسلامی نگه داشتند اما نیروی خلقی و سیاسی آنان بعد از سقوط دولت ساسانی خیلی ضعیف شد. سبب این ضعف چنانکه بعضی پنداشته‌اند  این نیست که اسلام از حیث استواری مبانی اخلاقی کمتر از دین پارسی بوده است، بلکه یکی از علل  انحطاط ملت ایران وضع حکومت عامه است که با اسلام برقرار شد (ص: ۳۶۸).

اگرچه از زمانی که رشید یاسمی این کتاب را به فارسی برگرداند، سال‌ها گذشته است اما ویرایش مناسب باعث شد تا روانی زبان طی این سال‌ها حفظ شود و کیفیت تصاویر متعدد کتاب نیز از نسخه ابتدایی آن بهتر باشد. حسن رضایی باغ‌بیدی، زبان‌شناس، ویرایش کتاب را برعهده داشت و متن روانی را در اختیار مخاطبان گذاشته است. اخیراً این کتاب به همت صدای معاصر تجدید چاپ شده است.

مجلۀ اینترنتی ۳۰بوک

 

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود