جاناتان برایان با فلج مغزی شدید به دنیا آمد. او توان حرکت، شنیدن یا صحبت کردن نداشت. والدینش با استفاده از اخم یا لبخند با او ارتباط برقرار می‌کردند و منظورشان را می‌رساندند. وقتی جاناتان بزرگتر شد، والدین‌اش به امید بهبود و پیشرفتش او را به مدرسه فرستاند. اما معلمان در مدرسه با این فکر که او توان آموختن ندارد به او آموزش نمی‌دادند. تا اینکه یک روز مادر جاناتان او را از مدرسه بیرون کشید و به پارک برد و کلماتی را برای او هجی کرد. او در کمال ناباوری دید که جاناتان بسیار زود کلمات را فرا می‌گیرد و می‌تواند آنها را هجی کند. مادرش آموزش خواندن و نوشتن به او را شروع کرد و اینچنین بود که روش تازه‌ای برای برقراری ارتباط با جاناتان ایجاد شد.

پس از مدتی جاناتان‌ می‌توانست هر کلمه‌ای را هجی کند. شیوه‌ی کار چنین بود که فردی با در دست داشتن یک تابلوی حروف در مقابل او می‌نشست و جاناتان با حرکت چشمانش حروف مدنظرش را به آن فرد نشان می‌داد و کلمه‌ها اینگونه شکل می‌گرفتند.

جاناتان برایان ۱۲ ساله با همین شیوه تبدیل به جوان‌ترین فردی شد که کتاب زندگی‌نامه‌ نوشته است. او کتاب خاطراتش را با عنوان «چشم می‌تواند بنویسد» منتشر کرده و معتقد است: «وقتی می‌توانم هجی کنم یعنی می‌توانم زندگی کنم.»

مادرش می‌گوید این کتاب حاوی پیام‌هایی برای جهانیان است.

 

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود